ناشناس
سوال 296936
با سلام خدمت شما و تشکر از راهنمایی هایتان در خصوص چگونگی رفتار با دوستم . <br>کد مشاوره قبلی : 505772<br>من قبلا به او گفتم که بیا با هم درس بخوانیم ولی او قبول نکرد و در نهایت از قول خودش دلیل آن را از دست دادن تمرکز ( که 100 درصد بهانه بود ) و دلیل اصلی که گفت وقتی تو از کسی خوشت نیاد حاضری این طور کاری بکنی ؟ به او گفته بودم که بیاید در خانه ی ما و به خاطر عدم تمرکزی که گفته بود هم گفتم تو برو توی اتاق من و من هم در جایی دیگر فقط می خواهم که با تو باشم و بعد او گفت غیر منطقی است و اگر تو از کسی خوشت نیاید حاضری چنین کاری را بکنی ؟ البته منظورش از خوش امدن از کسی این بود که به دلش چسبیده باشد و عاشقش باشد و مثل زن و شوهر که هر چی به او بگوید برای دوستش انجام دهد و من گفتم تو برای من همین طور هستی که می گویی و خلاصه گفت تو برای من مثل یک دوست معمولی هستی و تو برای من صمیمی نیستی . البته من در تلاشم که خودم را صمیمی ترین دوستش بکنم . واقعا دوری از او برایم سخت است بدین معنی که اگر او من را به عنوان صمیمی ترین دوستش با شناخت بیشتر من انتخاب کند حتی اگر آن ور دنیا هم که باشد خیالم راحت است که او من را دوست دارد . خلاصه هم اکنون تصمیم گرفته ام که اهدافم را که در نامه قبلی گفتم به او بگویم که باعث پیشرفت هم شویم و در نهایت به خدا برسیم .<br>لطفا به سوال های زیر پاسخ دهید : <br>1) این تصمیم خوبیه ؟<br>2) به او بگویم که چرا خیلی از من خوشت نمی آید و شاید تو نسبت به چیزی به من بدبین شده ای و شاید چیزی پشت سر من شنیدی و ... ( شاید بگویید عزت نفس خودم را خدشه دار می کنم ولی بالاخره باید بفهمم که او به چه خاطر از من روی می گرداند و نیز باید اگر سوء تفاهمی و یا بدبینی مثل بدبینی مسائل جنسی و ... برایش مطرح شده را حل نمایم . این طور نیست ؟<br>3) او قبلا خوب یادم هست که یک بار به شدت از من خوشش آمده بود طوری که به من یک بار گفت اگر تو عصر برای فوتبال بیایی من هم می آیم و اگر تو نیایی من هم نمی ایم ( چندین سال پیش ) به همین خاطر فکر می کنم باز دوباره بتوانم کاری کنم که او از من خوشش بیاید . <br>با تشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست دارم خیلی صریح و روشن به سؤال شما پاسخ دهم. و بدانی این پاسخ به صلاح شما خواهد بود اگر در ابتدا روح شما را کمی آزرده کند، اما عاقبت آن خیر است.
باتوجه به شناختی که از روحیات و نیازها و علایق شما پیدا کردم روابط دوستی شما دونفر همان حدی است که ایشان تعیین کرده بهترین صورت را دارد و صمیمی تر شدن شما دونفر هیچ کمکی در پیشرفت و ارتقاء شما نمی کند. ضمن آنکه ممکن است افکار شیطانیرا در شما بیشتر نموده و شما رو از هدف خود (به خدا رسیدن) دور کند. لذا سعی کنید تعادل را در این ارتباط نگهدارید. علت عدم تمایل را از ایشان نخواهید. خواستار صمیمی تر شدن نباشید و او را در حاشیه زندگی و به عنوان یک دوست و کمک و آشنا در بعضی مسائل در نظر بگیرید و افراط و طالب صمیمیت بیشتر در این دوستی نباشید.
دوست دارم خیلی صریح و روشن به سؤال شما پاسخ دهم. و بدانی این پاسخ به صلاح شما خواهد بود اگر در ابتدا روح شما را کمی آزرده کند، اما عاقبت آن خیر است.
باتوجه به شناختی که از روحیات و نیازها و علایق شما پیدا کردم روابط دوستی شما دونفر همان حدی است که ایشان تعیین کرده بهترین صورت را دارد و صمیمی تر شدن شما دونفر هیچ کمکی در پیشرفت و ارتقاء شما نمی کند. ضمن آنکه ممکن است افکار شیطانیرا در شما بیشتر نموده و شما رو از هدف خود (به خدا رسیدن) دور کند. لذا سعی کنید تعادل را در این ارتباط نگهدارید. علت عدم تمایل را از ایشان نخواهید. خواستار صمیمی تر شدن نباشید و او را در حاشیه زندگی و به عنوان یک دوست و کمک و آشنا در بعضی مسائل در نظر بگیرید و افراط و طالب صمیمیت بیشتر در این دوستی نباشید.