ناشناس

سوال 297384

سلام<br>احساس می كنم خیلی به خانمم علاقه و دلبستگی دارم و این دلبستگی باعث دقت زیاد تو رفتارش و كاراش شده یعنی حالت كنترل پیدا می كنم و می خوام از همه كاراش سر در بیارم و شاید خانمم احساس می كنه كه دارم كنترلش می كنم مقداری به رفقای همجنس خانمم و خواهرش حسادت می كنم دوست دارم همیشه با من باشه و منو بیشتر از دیگران دوست داشته باشه و بعد از من به دیگران علاقه داشته باشه می ترسم این دلبستگی زیاد من باعث دلزدگی زنم از من بشه یا شده باشه از طرفی خودم رفقای زیادی ندارم و سرم به شغلم گرمه و نصف روز تو خونه مطالعه می كنم برای مقاطع تحصیلی بالاتر چرا یه دوست قدیمی خودم هست كه ارتباط كمی دارم خلاصه زیاد اهل رفاقت نیستم و بیشتر به زنم وابسته هستم و خانواده هر دو تامون. وضعیت اقتصادی ما متوسطه و البته زنم از وضعیت شغلی من راضی نیست. از شما خواهش می كنم بفرمایید آیا دلبستگی زیاد اینطوری به همسر كه حسادت میاره خوبه؟ همون عشقه؟ یا عشق مقدار كمتری از اینه كه من هستم؟ اینطوری بگم من دست و پا گیر زنم شدم؟ باید كمی كنار برم و میدون و خالی كنم بزارم راحتتر باشه؟ و آزادانه حق انتخاب بیشتری از نظر عاطفی داشته باشه؟ چیكار كنم؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام.دوست عزیز!در اینکه شما به ایشون علاقه دارید شکی نیست ولی اگر بخواید فردیت ایشون رو ازشون بگیرید و ایشون رو در انحصار خودتون در بیارید هر قدر هم که ایشون به شما علاقه داشته باشه ولی این رفتار شما ایشون رو آزار میده.اینکه ایشون میخواد با دوست یا خواهرش در ارتباط باشه نشونه این نیست که اونها رو بیشتر از شما دوست داره.میتونید صادقانه در مورد احساستون و علت رفتارهایی که دارید با ایشون حرف بزنید و نظر ایشون رو هم در این زمینه جویا بشید.ولی اگر بعد از اون باز هم دیدید این مساله داره اذیتتون می کنه با چند جلسه مشاوره حضوری این مساله قابل حله. تا بعد...روحانی