ناشناس

سوال 297711

در ادامه سئوال499380 :<br><br>با سلامی از سردرد ، بسیار خسته ( نه جسمی كه روحی) و مشحون ناامیدی در بحث.<br><br>جناب استاد آقای باستانی عزیز، شما قبلا هرگز اینگونه به من پاسخ نمی دادید. پاسخ های شما خیلی منطقی تر بود ...........<br>نه ، این پاسخ توسط شما تهیه نشده بود.<br><br>هرچه سعی كردم جوابی در پاسخ مطالب ارسالی تان بنویسم دیدم پاسخهایی كه برایم فرستاده شده كاملا دور از مشكلات بحث است و فی الواقع فقط صفحه ای پر شده بود.<br><br> نكاتی كه در پاسخ ارسالی تان آورده شده بود در دفعات قبل مورد بحث و نتیجه گیری قرار گرفته بودند.یا جوابشان كاملا روشن و بدیهی بود كه شایسته پاسخ و بحثی تكراری نبود.و یا هیچ موضوع روشنگری را مطرح نمی كردند.<br>به من احساس خستگی ای ویران كننده دست داد.<br><br>دفعات قبل خوشحال می شدم ایرادات و مشكلاتی كه هنوز برایم باقی مانده بود برایتان بازگو كنم اما اینبار جوابها آنقدر ........... بود كه جز احوالی كه برایتان توضیح دادم دست نداد . هرچند ابتدا سعی كردم باز به راه یعنی همان پرسش و پاسخ ادامه دهم اما با هرچه جلوتر رفتن در تهیه و توضیح ایرادات و مشكلاتم به سرخوردگی بیشتری در فكر كردن به جواب ارسالی برخورد نمودم.<br><br>من هنوز فقط بر همان نكته كه فرموده بودید تنها راه باقی مانده ، به عبارتی راه مكاشفه است باقی مانده شدم یعنی باقی گذاشته شدم.<br> <br>من آنقدر به شما اعتماد دارم كه شما متوجه هستید : این عدم طرح مشكلات و ایراداتم در این مرحله ناشی از قانع شدن و یا گریز از پذیرفتن قضایا نیست.<br><br> ***************<br><br>اما با فرمایشات گوهر بار قبلی حضرتعالی به این نتایج رسیده ام یا به لطف شما رسانیده شده ام :<br><br>ما دارای یك ذات، عقل و احساس هستیم كه ناخودآگاه در جهت رسیدن به آرامش می تپند.<br>انسان عاقل می فهمد برای آرامش و سعادت حقیقی باید سعادت و آرامشی طولانی تر و دائمی تر( حتی بعد از مرگ) را برگزیند.<br>كه برای پی بردن و رسیدن به این آ‬رامش و سعادت دائمی ، می آید به هدف خالق خود می اندیشد كه از روی آن راهش را انتخاب و كشف نماید.<br>كه من هنوز از كشف این هدف بازمانده ام.<br>برخی می گویند با توجه به اینهمه دقت و پیچیدگی كه وی در خلق هستی و نیستی دارد پس نمی تواند هدفی بازیچه گونه داشته باشد. <br>اما به ذهن می رسد چون قدرت اوبسیار بسیار زیاداست اینگونه آفرینش هایی برایش بسیار بسیار ساده بوده و ممكن است برای تفریح خودش باشد. و معیاری برای تعیین راه ما بسوی سعادت نباشد. <br><br>................ آیا من به سر منزل مقصود خواهم رسید ؟ و بسیار آیاهای دیگر.......... <br><br>قربانتان.<br>یاحق.<br><br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام و عرض تحیت.
دوست خوب!
این که درجواب، همان مطالب جوابهای پیشین آمد، به این خاطر است که به اعتقاد ما همه مطلب با درک همان مطالب به دست می آید و اعتراف می کنیم که درک آن آسان نیست.
نه سؤال شما سؤالی است که همه متوجه آن باشند، و نه این جواب جوابی است که سهل الفهم باشد.
نصیحت نگارنده را بپذیرید که در این موضوعات، یا نباید وارد شد و یا باید صبور بود. همه اش هم با پرسش و پاسخها نباید پیگیری شود و با قیل و قال به دنبال هدف گشت که قیل و قال زیاد انسان را از تأمل بازمی دارد. باید در خلوت در این باره فکر کرد، و این فکر را در سیر زندگی عادی خود پیگیری کرد. این نوعی همراهی تفکر با تجربه میدانی در زندگی است.
اگر تأمل کنید خواهید دید که همانطور که مکاشفه تنها راه منطقی و عینی در شناخت است، راه قنوع نفس قبل از آن نیز بسته نیست.
نگارنده از هدف خلقت سخن نگفت، اگر چه هدف خلقت خداوند می تواند موضوعی برای دغدغه فطرت انسانی باشد، و حتما هست. اصرار نگارنده در جوابهای قبل بر این است که در مرحله اول شناخت، باید به نیازهای فطری و سؤالات فطری و جوابهای فطری توجه کرد، و بیش از این انتظاری نداشت. این حرکتی طبیعی و قابل توجیه برای انسان را ایجاب می کند؛ حرکتی که با آن شخص نزد خود شرمنده نیست، ولو هنوز حیرت زده و مشتاق درک حقیقت است، و تا شهود به یقین نمی رسد.
اگر مایل به مطالعه بیشتر هستید، مقاله اعتباریات علامه طباطبایی أحیانا می تواند مفید باشد.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذکر ـ قم.
باستانی.