ناشناس
سوال 297927
به نام آخر<br>میخوام مساله ای رو خدمتتون عرض کنم که راستش از ذکر آن به هر کس جز این راه خجالت میکشم راستش چیزی حدود 3سال پیش من به یه پسر (همجنس خودم) گرایش نفسانی عجیبی پیدا کردم! چیزی حدود یک سال در سال دوم دبیرستان تمام زندگی من شده بود اون توی تلفن و کوچه و... هرجایی فکر میکردم اونجاست ! وخلاصه واقعا دیوانه شده بودم این قصه همچنان ادامه داشت تا این که با پایان یافتن سال دوم من تابستانی رو گذراندم که از دوری اون تا مرز خودکشی هم پیش رفتم !! روز شماری رو تنظیم کرده بودم به این امید که دوباره اون رو میبینم ولی با آغاز سال سوم دبیرستان وقتی اون رو دیدم هیچ گرایشی نداشتم ولی خوب این بار نوبت یکی دیگه بود وداستانی دیگه ولی خوب با گرایشی کمتر ...! تا این که نزدیک امتحان نهایی به خودم آمدم وبه زور بعد دوسال بی اهمتی مطلق به درس تصمیم به قبولی در دیپلم گرفتم ...و شدم<br>خوب باید توی تابستانی که در پیش داشتم سخت کنکور میخوندم <br>من درس میخوندم ولی چه طوری؟ دو خط در میان به همه هدف در س خوندم شهوت! پول علم خانواده و... ولی هیچ فایده نداشت و دوباره سست میشدم تا این که اتفاقی قرآن رو خوندم وآیه ای رو دیدم که مفهوم آن این بود :(( ما هر سال شمارا یک بار یا دو بار آزمایش میکنیم ولی...)) به یک باره احساس ایمان عجیبی پس از ده سال بعد مرگ پدرم توی قلبم احساس کردم ولی جه فایده حالا پس از چیزی حدود یک سال من اونی که آرزو داشتم نشدم هزار بار عهد بستم ولی دوباره ...! اما من دیگه به مرز جنون رسیده بودم میدیدم آن قدر در گرداب کناه فرو رفتم وانسان هایی رو به اندازه خدای خود پرستیدم که ...!!<br>وصف سه سال گذشته بر من بسیار سخت وغیر ممکنه<br>وحالا فقط چند روز به کنکور باقی مونده و این بار به خودم قولی دادم که مطمئنم انجام میدم قول دادم اگه در شهر خودم قبول نشم خودم رو میکشم !! شاید بپرسین برای چی ولی به نظر شما از انسانی که تفکر زیر رو داره چی بر میاد:<br>من یه انسان کافرم وسست همت که اگر در کنکور در شهر خودم قبول نشم بی هیچ شک از عهده حتی از خرج اندک دانشگاه سراسری هم بر نمام یعنی فقط شهر خودم اونم دانشگاه سراسری ولا غیر ! وفکر میکنید چه رتبه ای باید بیارم :<br>زیر 4000 !!!!!!!!!!!.<br>قسم به زمان که اگه نشه خودم رو میکشم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام. انسان با عمری محدود که سرمایه ی الهی است که به او داده شده به دنیا می آید و باید هر چه سریعتر با همت و اراده و تصمیم در مسیر رضای خداوند حرکت کند تا هم زندگی دنیوی و هم زندگی ابدی اش که با مرگ آغاز میشود سرشار از کمال باشد چنین نیست که با خود کشی انسان فانی و تمام و به قولی راحت شود بلکه مرگ آغاز زندگی بزرگتر و ابدی است که در آنجا سرمایه ای جز عملکرد دنیوی خود نداریم کسی که خودکشی کند اول بدبختی و گرفتاری آن هم در زندگی ابدی که دیگر خودکشی در آن امکان ندارد می باشد . بنابر این ما در زندگی دنیا هر کاری بکنیم به نفع و ضرر خودمان است و نه خدا و نه دیگران از خودکشی ما ضرری نمی بینند. در مورد امتحان هم اولا همه ی اعمال و رفتار ما در طول حیاتمان امتحان است نه سالی یکی دو بار ثانیا: ما آیه ی سالی یکی و دو بار امتحان نداریم بلکه همه ی دنیا امتحان است.