ناشناس
سوال 298090
سلام<br><br>لطفا بفرمایید<br><br>1_ چرا در برخی آیات قرآنی سجده واجب داریم اگر علت آن اشاره به اصل توحید است پس چرا برا آیات سوره فاتحه سجده واجب نداریم؟<br><br>2_ جنس فرشته و ملایکه از چیست آیا جنس آن ها نیز همانند جن ها از آتش است؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1. روایتی یا دلیل معتبری که به فلسفه این کار اشاره داشته باشد، نیافتیم. البته می شود ادله ذوقی برای این کار بیان کرد، مثل این که بگوییم اشاره به اصل توحید دارد، ولی مسلما این نکات بدون چاشنی تعبد شرعی توجیه کاملی ارائه نخواهد کرد.
2. آیات قرآن و روایات اهلبیت(ع) فرشتگان را از زاویههای مختلف توصیف كردهاند. به روایاتی در این باره توجه کنید.
از امام صادق(ع) حكایت شده که فرموده اند: خداوند عزوجل ملائكه را از نور خلق كرد.("بحارالانوار"، جلد 56، ص 191)
و از حضرت علی(ع) نقل شده كه در مورد ملائكه فرمودند: آنها نه در صلب پدران جای میگیرند و نه در رحم مادران، و نه خلقتشان از ماء مهین است.("نهجالبلاغه" فیض الاسلام، خطبه 108، ص 329)
از برخی روایات به دست میآید كه ملائكه موجوداتی هستند منزه از ماده جسمانی، چون ماده جسمانی در معرض زوال، فساد و تغییر است؛ و همچنین كمال در ماده، تدریجی است و از مبدا حركت میكند و چه بسا در بین راه به موانع و آفاتی برخورد می نماید و قبل از رسیدن به حد كمالش از بین می رود، ولی ملائكه اینطور نیستند.("المیزان"، ج 17، ذیل آیه اول سورهی فاطر)
از حضرت حكایت شده كه "پی در پی آمدن شبها و روزها در آنها تغییری ایجاد نمیكند.("نهجالبلاغه"، خطبه 1، ص 28)
در روایات گاهی دیده میشود كه جبرئیل مثلا به صورت فلان انسان بر پیامبر(ص) نازل میشد كه این از باب تمثل است؛ به این معنا كه تنها ظهور این ملائكه برای بیننده به صورت بشر است، نه اینكه جبرئیل یا دیگر ملائکه بشر بشوند، بلكه تمثل به این معناست كه چیزی به صورت چیز دیگر ظاهر شود. مثلاً در سورهی مریم آیه 19 میفرماید: «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً» كه جبرئیل خود را به صورت بشری برای حضرت مریم(س) ظاهر كرد؛ یعنی جبرئیل در ظرف ادراك ایشان به آن صورت محسوس شد، نه اینكه واقعاً هم به آن صورت درآمده باشد، و او خارج از ادراك مریم صورتی غیر صورت بشر داشته است.("المیزان"، همان)
این هم كه در روایات حكایت شده كه ملائكه از نور خلق شدند، این احتمال میرود كه منظور این باشد که آنها از یك حقیقت غیرمرئی خلق شده اند. این نكته نیز قابل توجه است كه به مقولاتی از قبیل علم، عقل، ایمان و قرآن هم نور اطلاق شده است.
قرآن كریم میفرماید: "ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، كه فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه گانه و چهارگانه. او هر چه بخواهد در آفرینش میافزاید..."(فاطر/1)
اینكه قرآن ملائكه را دارای بال معرفی میكند به این معناست كه فرشتگان مجهز به چیزی هستند كه با آن از آسمان به زمین و از زمین به آسمان میروند. قرآن نام آن چیز را جناح (= بال) گذاشته، و این نامگذاری مستلزم آن نیست كه بگوئیم ملائكه بالهایی نظیر بال پرندگان دارند كه پوشیده از پر است. بال داشتن ملائكه و تعداد آن كنایه از قدرت طیران و پرواز ملائكه است.
صاحب نظران در مورد جنس ملائكه مطالب گوناگونی بیان كردهاند. گروهی ملائكه را جسم لطیف ـ ("بحار الانوار"، جلد 56، ص 202) ـ و گروهی ملائكه را مجرد میدانند.
برخی بزرگان اقوال را چنین جمع میكنند و مینویسند: برای ملائكه اصناف فراوانی وجود دارد كه بسیاری از آنها مجردند ولی بسیاری از آنها جسم برزخی دارند؛ و در ادامه موجودات ملكوتی را به دو قسم كلی تقسیم میكند: یكی آنان كه به عالم اجسام تعلق ندارند، و دیگر آنان كه به عالم اجسام تعلق دارند. آن دسته كه تعلق به عالم اجسام ندارند دو قسمند: یك قسم آن كه مستغرق در جمال جمیل و متحیر در ذات جلیل میباشند، و از دیگر خلائق غافل و به دیگر موجودات توجه ندارند؛ و قسم دوم آنان هستند كه خدای تعالی آنان را واسطه رحمت وجود خود قرار داده، و این طایفه را نیز اهل جبروت گویند، و رئیس آنها روح اعظم است.(سید احمد فهری، "پرواز در ملكوت" شرح و تفسیر آداب الصلوه حضرت امام خمینی، ص236)
در پایان این بحث نظر شما را به كلام صاحب تفسیر نمونه جلب میكنیم: "با اوصافی كه برای ملائكه ذكر شده، بدون شك نمیتوانند از ماده كثیف عنصری باشند، ولی مانعی ندارد كه از اجسام لطیفی آفریده شده باشند؛ اجسامی ما فوق این ماده معمولی كه ما با آن آشنا هستیم. اثبات تجرد مطلق برای فرشتگان حتی از زمان و مكان و اجزاء كار آسانی نیست، و تحقیق در مورد این موضوع فایده زیادی در بر ندارد. مهم آن است كه ما فرشتگان را به اوصافی كه قرآن و روایات مسلم اسلامی توصیف كرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم، بیآنكه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم."("تفسیر نمونه"، جلد 18، ص 176)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
1. روایتی یا دلیل معتبری که به فلسفه این کار اشاره داشته باشد، نیافتیم. البته می شود ادله ذوقی برای این کار بیان کرد، مثل این که بگوییم اشاره به اصل توحید دارد، ولی مسلما این نکات بدون چاشنی تعبد شرعی توجیه کاملی ارائه نخواهد کرد.
2. آیات قرآن و روایات اهلبیت(ع) فرشتگان را از زاویههای مختلف توصیف كردهاند. به روایاتی در این باره توجه کنید.
از امام صادق(ع) حكایت شده که فرموده اند: خداوند عزوجل ملائكه را از نور خلق كرد.("بحارالانوار"، جلد 56، ص 191)
و از حضرت علی(ع) نقل شده كه در مورد ملائكه فرمودند: آنها نه در صلب پدران جای میگیرند و نه در رحم مادران، و نه خلقتشان از ماء مهین است.("نهجالبلاغه" فیض الاسلام، خطبه 108، ص 329)
از برخی روایات به دست میآید كه ملائكه موجوداتی هستند منزه از ماده جسمانی، چون ماده جسمانی در معرض زوال، فساد و تغییر است؛ و همچنین كمال در ماده، تدریجی است و از مبدا حركت میكند و چه بسا در بین راه به موانع و آفاتی برخورد می نماید و قبل از رسیدن به حد كمالش از بین می رود، ولی ملائكه اینطور نیستند.("المیزان"، ج 17، ذیل آیه اول سورهی فاطر)
از حضرت حكایت شده كه "پی در پی آمدن شبها و روزها در آنها تغییری ایجاد نمیكند.("نهجالبلاغه"، خطبه 1، ص 28)
در روایات گاهی دیده میشود كه جبرئیل مثلا به صورت فلان انسان بر پیامبر(ص) نازل میشد كه این از باب تمثل است؛ به این معنا كه تنها ظهور این ملائكه برای بیننده به صورت بشر است، نه اینكه جبرئیل یا دیگر ملائکه بشر بشوند، بلكه تمثل به این معناست كه چیزی به صورت چیز دیگر ظاهر شود. مثلاً در سورهی مریم آیه 19 میفرماید: «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِیّاً» كه جبرئیل خود را به صورت بشری برای حضرت مریم(س) ظاهر كرد؛ یعنی جبرئیل در ظرف ادراك ایشان به آن صورت محسوس شد، نه اینكه واقعاً هم به آن صورت درآمده باشد، و او خارج از ادراك مریم صورتی غیر صورت بشر داشته است.("المیزان"، همان)
این هم كه در روایات حكایت شده كه ملائكه از نور خلق شدند، این احتمال میرود كه منظور این باشد که آنها از یك حقیقت غیرمرئی خلق شده اند. این نكته نیز قابل توجه است كه به مقولاتی از قبیل علم، عقل، ایمان و قرآن هم نور اطلاق شده است.
قرآن كریم میفرماید: "ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده آسمانها و زمین، كه فرشتگان را رسولانی قرار داد دارای بالهای دوگانه و سه گانه و چهارگانه. او هر چه بخواهد در آفرینش میافزاید..."(فاطر/1)
اینكه قرآن ملائكه را دارای بال معرفی میكند به این معناست كه فرشتگان مجهز به چیزی هستند كه با آن از آسمان به زمین و از زمین به آسمان میروند. قرآن نام آن چیز را جناح (= بال) گذاشته، و این نامگذاری مستلزم آن نیست كه بگوئیم ملائكه بالهایی نظیر بال پرندگان دارند كه پوشیده از پر است. بال داشتن ملائكه و تعداد آن كنایه از قدرت طیران و پرواز ملائكه است.
صاحب نظران در مورد جنس ملائكه مطالب گوناگونی بیان كردهاند. گروهی ملائكه را جسم لطیف ـ ("بحار الانوار"، جلد 56، ص 202) ـ و گروهی ملائكه را مجرد میدانند.
برخی بزرگان اقوال را چنین جمع میكنند و مینویسند: برای ملائكه اصناف فراوانی وجود دارد كه بسیاری از آنها مجردند ولی بسیاری از آنها جسم برزخی دارند؛ و در ادامه موجودات ملكوتی را به دو قسم كلی تقسیم میكند: یكی آنان كه به عالم اجسام تعلق ندارند، و دیگر آنان كه به عالم اجسام تعلق دارند. آن دسته كه تعلق به عالم اجسام ندارند دو قسمند: یك قسم آن كه مستغرق در جمال جمیل و متحیر در ذات جلیل میباشند، و از دیگر خلائق غافل و به دیگر موجودات توجه ندارند؛ و قسم دوم آنان هستند كه خدای تعالی آنان را واسطه رحمت وجود خود قرار داده، و این طایفه را نیز اهل جبروت گویند، و رئیس آنها روح اعظم است.(سید احمد فهری، "پرواز در ملكوت" شرح و تفسیر آداب الصلوه حضرت امام خمینی، ص236)
در پایان این بحث نظر شما را به كلام صاحب تفسیر نمونه جلب میكنیم: "با اوصافی كه برای ملائكه ذكر شده، بدون شك نمیتوانند از ماده كثیف عنصری باشند، ولی مانعی ندارد كه از اجسام لطیفی آفریده شده باشند؛ اجسامی ما فوق این ماده معمولی كه ما با آن آشنا هستیم. اثبات تجرد مطلق برای فرشتگان حتی از زمان و مكان و اجزاء كار آسانی نیست، و تحقیق در مورد این موضوع فایده زیادی در بر ندارد. مهم آن است كه ما فرشتگان را به اوصافی كه قرآن و روایات مسلم اسلامی توصیف كرده بشناسیم و آنها را صنف عظیمی از موجودات والا و برجسته خداوند بدانیم، بیآنكه مقامی جز مقام بندگی و عبودیت برای آنها قائل باشیم."("تفسیر نمونه"، جلد 18، ص 176)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.