ناشناس
سوال 298103
پیرو سوال کد 506084 : من در سخنرانیهای ایشان این مطلب را شنیدم و نمیدانم كه این سخنرانی مربوط به دروس تفسیر ایشان بود یا سخنرانی های ایام خاص . اگر در درس تفسیر بوده باشد احتمالا در سوره مباركه نحل بوده ؛ اگرچه آیه ای كه به آن اشاره كردم در این سوره نبوده و ایشان در تفسیر بكار بردهاند . اما آنچه به آن یقین دارم اینستكه من اشتباه برداشت نكردهام و ایشان با استناد به آیه ای با مضمون مثلا انا انزلنا معك القران به بالاتر بودن مقام حضرت رسول اكرم بر قران اشاره فرمودند .
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
در آثار آیت الله جوادی چنین بحثی را نیافتیم. ولی به طور کلی در پاسخ به این سؤال كه آیا قرآن برتر است یا پیامبر و عترت؟ دو گروه وجود دارند.
اول، گروهی كه قرآن را برتر دانستهاند. از جمله این عده مرحوم آخوند ملا اسماعیل مازندرانی ـ معروف به خواجویی ـ است كه در اصفهان اقامت داشته، در همان جا وفات یافته، و قبرش در تخت فولاد است. وی رسالهای در این باب نوشته و در آن نتیجه گرفته كه قرآن برتر از عترت است. دلایل چهارگانه وی بدین ترتیب است:
1. در حدیث ثقلین، قرآن مقدم بر عترت ذكر شده، و این حدیث نزد شیعه و سنی متواتر است كه پیامبر اكرم(ص) فرمودهاند: "... كتاب الله و عترتی..."
2. مطابق بعضی از طرق این روایت، رسول خدا(ص) قرآن را با وصف بزرگتر یاد کرده و آن را ثقل اكبر خوانده اند، و عترت را ثقل اصغر نامیده اند.
3. آن حضرت(ص) كتاب را به خدا و عترت را به نفس خود اضافه نمودهاند.
4. حدیثی كه از امامان(ع) در فضیلت قرآن روایت شده است كه فرمودهاند: كتاب خدا ریسمان یا طنابی است كشیده شده به دست خدا.("بحارالانوار"، ج 27، ص 245، ح5)
آن مرحوم به استناد این چهار دلیل، قرآن را افضل از عترت دانسته است.
دوم، گروهی كه معتقدند عترت پیامبر(ص) از قرآن برترند.
در قدم اول در پاسخ به ادله فوق می توان گفت آن چه در حدیث ثقلین در برتری قرآن آمده منظور برتری در مقام اثبات است و سخن ما در اینجا در مقام ثبوت است.
توضیح این که قرآن به سبب آن که امهات تعالیم دین و اسّ و اساس آن را بیان می کند، و به خصوص به خاطر این که تحریف در آن راه نمی یابد، به طور طبیعی مهیمن و حافظ آن چیزی است که از سنت و کلمات اهل بیت به ما می رسد. در روایات متعددی آمده است که هر وقت حدیثی از ما شنیدید که مخالف کتاب خدا بود، ان را نپذیرید و بدانید که ما آن را نگفته ایم. این نوعی برتری قرآن بر عترت است به این معنا که ملاک ارزیابی حدیث را در قرآن باید جستجو کرد. این منافات با این ندارد که مقام و جایگاه اهل بیت(ع) از مقام قرآن بالاتر باشد.
مطلب دیگری که شاید توضیحی بر مراد ما باشد این است که دلیل اعتبار عترت در خود قرآن آمده است. همین برای اثبات برتری قرآن در مقام اثبات کافی است، ولی واقع جایگاه انسان کامل در نظام تکوین به این مطلب ارتباط ندارد. ممکن است جایگاه یک امر مهم توسط خبری اثبات شود که خود خبر یا منبع آن به از نظر ارزش کمتر باشد، ولی در اعتبار اثباتی بالاتری داشته باشد.
مثلا یکی از ادله نبوت پیامبران بعدی، خبری است که پیامبران قبل می دهند، ولی این نمی تواند دلیل بر برتری پیامبران پیشین باشد.
این هم که گفته شده که کتاب به خدا نسبت داده شده و عترت به نفس پیامبر دلیل بر امری نیست، بعد از آن که از اهل بیت(ع) هم در روایات زیادی به عین الله، یدالله، جنبالله، وجهالله، اذن الله، لسانالله و ... تعبیر شده است.
کما این که همان طور که قرآن، ریسمان خداست، عترت هم ریسمان خدا است. ایشان بنابر روایات صحیح و معتبر، مبیّن كتاب و عروة الوثقایی هستند كه هیچگاه گسیخته نخواهد شد.
و اما دلایل برتری عترت از قرآن عبارتند از:
1. در بعضی از احادیث معتبر به این مضمون تصریح شده است كه امیرالمؤمنین(ع) برتر از قرآن هستند؛ چنانكه سید هاشم بحرانی(ره) در تفسیر برهان روایت نموده است: "علی بن ابی طالب(ع)، أفضل من القرآن."
همچنین قرآن از آیات و بیّنات الهی است، و تردیدی نیست كه عترت(ع) بزرگترین آیات و بیّنات هستند. چنانكه امیرمؤمنان(ع) فرمودند: كدام آیهای از آیات خداوند، از من بزرگتر است.
این ویژگی نیز دلالت بر برتری ایشان بر قرآن كریم دارد. ایشان به منزله غیب، روح، باطن و حقیقت قرآن هستند. هر كه خدا را شناخته و میشناسد، از راه معرفت، شناخت و توجه كردن به سوی ایشان شناخته است
2. آن كه حقیقت محمد و عترت طاهرین او(ص) اولین مخلوقاتی هستند كه توسط خداوند متعال آفریده شده اند، و به دلایل عقلی و نقلی از تمام مخلوقات شریفتر و گرامی ترند.
دلیل عقلی آن كه بر اساس قاعده عقلی "امكان اشرف"، آفریده نخست باید اشرف ممكنات و برترین مخلوقات باشد، و این حضرات(ع) بنا بر روایت اولین مخلوق خداوند هستند. پس عترت پیامبر(ص) كه جملگی از نور پیامبرند، برتر از قرآنند، چرا که قرآن از مخلوقات بعدی است.
3. آن كه ولایت عترت، جمله مخلوقات را ـ از جمله قرآن ـ فراگرفته است؛ چنان كه امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من همان هستم كه ولایتم ولایت خداوند متعال است. پس اهل بیت(ع) بر قرآن هم ولایت دارد، یعنی وجود او در خلقت قرآن نقش داشته است. مراد از این ولایت ولایت تکوینی است.
در روایتی امام صادق(ع) فرموده اند: همانا خداوند متعال ولایت ما ـ اهلبیت ـ را قطب (محور) قرآن قرار داده است ـ ("تفسیر صافی"، ج 1، ص 21) ـ یعنی قرآن، بر محور ولایت ما دور میزند.
امام به منزله قلب عالم امكان است و خداوند متعال امامان(ع) را موجب قوام ممكنات قرار داده، و اگر ایشان نباشند، زمین اهل خود را فرو میبرد، و از مجموع احادیثی كه در این باب از معصومین(ع) رسیده استنباط میشود كه ایشان موجب بقای ممكنات ـ از جمله قرآن ـ هستند و بقای همه چیز، از جمله قرآن، به وجود ایشان است.
4. عترت(ص) كلام الله ناطق و كتاب مبین، و قرآن كلام صامت و ساکت او است؛ و دیگر آن كه قرآن عبارت است از الفاظ، خطوط و نقوشی نگاشته شده كه علم عالم آن نزد عترت وجود دارد. پس حقیقت قرآن و علوم آن، به شکل اعلی و اشرف، اکمل و اتم آن در حقیقت نورانی امام معصوم(ع) موجود است. بنابراین امام، برتر از قرآن است، همچون برتری معانی بر الفاظ؛ بلكه قرآن، جزء و قسمتی از فضایل و مناقب امام و حاكی از بخشی از شئون و مراتبی است كه خداوند متعال در ایشان قرار داده است.
علوم عترت پیامبر(ص) به فرموده خودشان، بر كتاب تكوین و تشریع و قرآن حقیقی احاطه دارد. چنان كه فرموده اند: از جمله علومی كه نزد ماست، تفسیر قرآن و احكام آن است ـ ("بصائر الدرجات"، ص214) ـ بنابراین علوم قرآن، تنها بخشی از علوم ایشان است، و این ملاك برتری ایشان بر قرآن است.
ضمنا لازم به ذکر است که بنابر روایات متعدد عترت، در تمام فضایل با رسولاكرم(ص) یكسانند، مگر در نبوت و علت ایجاد سایر موجودات ـ از جمله قرآن ـ جز حقایق انوار مقدس این حضرات(ع) چیز دیگر نیست.(ر.ک. به علامه سید حسن میرجهانی، "ولایت كلیه"، ص124 ـ 132)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
در آثار آیت الله جوادی چنین بحثی را نیافتیم. ولی به طور کلی در پاسخ به این سؤال كه آیا قرآن برتر است یا پیامبر و عترت؟ دو گروه وجود دارند.
اول، گروهی كه قرآن را برتر دانستهاند. از جمله این عده مرحوم آخوند ملا اسماعیل مازندرانی ـ معروف به خواجویی ـ است كه در اصفهان اقامت داشته، در همان جا وفات یافته، و قبرش در تخت فولاد است. وی رسالهای در این باب نوشته و در آن نتیجه گرفته كه قرآن برتر از عترت است. دلایل چهارگانه وی بدین ترتیب است:
1. در حدیث ثقلین، قرآن مقدم بر عترت ذكر شده، و این حدیث نزد شیعه و سنی متواتر است كه پیامبر اكرم(ص) فرمودهاند: "... كتاب الله و عترتی..."
2. مطابق بعضی از طرق این روایت، رسول خدا(ص) قرآن را با وصف بزرگتر یاد کرده و آن را ثقل اكبر خوانده اند، و عترت را ثقل اصغر نامیده اند.
3. آن حضرت(ص) كتاب را به خدا و عترت را به نفس خود اضافه نمودهاند.
4. حدیثی كه از امامان(ع) در فضیلت قرآن روایت شده است كه فرمودهاند: كتاب خدا ریسمان یا طنابی است كشیده شده به دست خدا.("بحارالانوار"، ج 27، ص 245، ح5)
آن مرحوم به استناد این چهار دلیل، قرآن را افضل از عترت دانسته است.
دوم، گروهی كه معتقدند عترت پیامبر(ص) از قرآن برترند.
در قدم اول در پاسخ به ادله فوق می توان گفت آن چه در حدیث ثقلین در برتری قرآن آمده منظور برتری در مقام اثبات است و سخن ما در اینجا در مقام ثبوت است.
توضیح این که قرآن به سبب آن که امهات تعالیم دین و اسّ و اساس آن را بیان می کند، و به خصوص به خاطر این که تحریف در آن راه نمی یابد، به طور طبیعی مهیمن و حافظ آن چیزی است که از سنت و کلمات اهل بیت به ما می رسد. در روایات متعددی آمده است که هر وقت حدیثی از ما شنیدید که مخالف کتاب خدا بود، ان را نپذیرید و بدانید که ما آن را نگفته ایم. این نوعی برتری قرآن بر عترت است به این معنا که ملاک ارزیابی حدیث را در قرآن باید جستجو کرد. این منافات با این ندارد که مقام و جایگاه اهل بیت(ع) از مقام قرآن بالاتر باشد.
مطلب دیگری که شاید توضیحی بر مراد ما باشد این است که دلیل اعتبار عترت در خود قرآن آمده است. همین برای اثبات برتری قرآن در مقام اثبات کافی است، ولی واقع جایگاه انسان کامل در نظام تکوین به این مطلب ارتباط ندارد. ممکن است جایگاه یک امر مهم توسط خبری اثبات شود که خود خبر یا منبع آن به از نظر ارزش کمتر باشد، ولی در اعتبار اثباتی بالاتری داشته باشد.
مثلا یکی از ادله نبوت پیامبران بعدی، خبری است که پیامبران قبل می دهند، ولی این نمی تواند دلیل بر برتری پیامبران پیشین باشد.
این هم که گفته شده که کتاب به خدا نسبت داده شده و عترت به نفس پیامبر دلیل بر امری نیست، بعد از آن که از اهل بیت(ع) هم در روایات زیادی به عین الله، یدالله، جنبالله، وجهالله، اذن الله، لسانالله و ... تعبیر شده است.
کما این که همان طور که قرآن، ریسمان خداست، عترت هم ریسمان خدا است. ایشان بنابر روایات صحیح و معتبر، مبیّن كتاب و عروة الوثقایی هستند كه هیچگاه گسیخته نخواهد شد.
و اما دلایل برتری عترت از قرآن عبارتند از:
1. در بعضی از احادیث معتبر به این مضمون تصریح شده است كه امیرالمؤمنین(ع) برتر از قرآن هستند؛ چنانكه سید هاشم بحرانی(ره) در تفسیر برهان روایت نموده است: "علی بن ابی طالب(ع)، أفضل من القرآن."
همچنین قرآن از آیات و بیّنات الهی است، و تردیدی نیست كه عترت(ع) بزرگترین آیات و بیّنات هستند. چنانكه امیرمؤمنان(ع) فرمودند: كدام آیهای از آیات خداوند، از من بزرگتر است.
این ویژگی نیز دلالت بر برتری ایشان بر قرآن كریم دارد. ایشان به منزله غیب، روح، باطن و حقیقت قرآن هستند. هر كه خدا را شناخته و میشناسد، از راه معرفت، شناخت و توجه كردن به سوی ایشان شناخته است
2. آن كه حقیقت محمد و عترت طاهرین او(ص) اولین مخلوقاتی هستند كه توسط خداوند متعال آفریده شده اند، و به دلایل عقلی و نقلی از تمام مخلوقات شریفتر و گرامی ترند.
دلیل عقلی آن كه بر اساس قاعده عقلی "امكان اشرف"، آفریده نخست باید اشرف ممكنات و برترین مخلوقات باشد، و این حضرات(ع) بنا بر روایت اولین مخلوق خداوند هستند. پس عترت پیامبر(ص) كه جملگی از نور پیامبرند، برتر از قرآنند، چرا که قرآن از مخلوقات بعدی است.
3. آن كه ولایت عترت، جمله مخلوقات را ـ از جمله قرآن ـ فراگرفته است؛ چنان كه امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من همان هستم كه ولایتم ولایت خداوند متعال است. پس اهل بیت(ع) بر قرآن هم ولایت دارد، یعنی وجود او در خلقت قرآن نقش داشته است. مراد از این ولایت ولایت تکوینی است.
در روایتی امام صادق(ع) فرموده اند: همانا خداوند متعال ولایت ما ـ اهلبیت ـ را قطب (محور) قرآن قرار داده است ـ ("تفسیر صافی"، ج 1، ص 21) ـ یعنی قرآن، بر محور ولایت ما دور میزند.
امام به منزله قلب عالم امكان است و خداوند متعال امامان(ع) را موجب قوام ممكنات قرار داده، و اگر ایشان نباشند، زمین اهل خود را فرو میبرد، و از مجموع احادیثی كه در این باب از معصومین(ع) رسیده استنباط میشود كه ایشان موجب بقای ممكنات ـ از جمله قرآن ـ هستند و بقای همه چیز، از جمله قرآن، به وجود ایشان است.
4. عترت(ص) كلام الله ناطق و كتاب مبین، و قرآن كلام صامت و ساکت او است؛ و دیگر آن كه قرآن عبارت است از الفاظ، خطوط و نقوشی نگاشته شده كه علم عالم آن نزد عترت وجود دارد. پس حقیقت قرآن و علوم آن، به شکل اعلی و اشرف، اکمل و اتم آن در حقیقت نورانی امام معصوم(ع) موجود است. بنابراین امام، برتر از قرآن است، همچون برتری معانی بر الفاظ؛ بلكه قرآن، جزء و قسمتی از فضایل و مناقب امام و حاكی از بخشی از شئون و مراتبی است كه خداوند متعال در ایشان قرار داده است.
علوم عترت پیامبر(ص) به فرموده خودشان، بر كتاب تكوین و تشریع و قرآن حقیقی احاطه دارد. چنان كه فرموده اند: از جمله علومی كه نزد ماست، تفسیر قرآن و احكام آن است ـ ("بصائر الدرجات"، ص214) ـ بنابراین علوم قرآن، تنها بخشی از علوم ایشان است، و این ملاك برتری ایشان بر قرآن است.
ضمنا لازم به ذکر است که بنابر روایات متعدد عترت، در تمام فضایل با رسولاكرم(ص) یكسانند، مگر در نبوت و علت ایجاد سایر موجودات ـ از جمله قرآن ـ جز حقایق انوار مقدس این حضرات(ع) چیز دیگر نیست.(ر.ک. به علامه سید حسن میرجهانی، "ولایت كلیه"، ص124 ـ 132)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.