ناشناس
سوال 298175
سلام!<br><br>می خواستم معنی و مفهوم این اشعار رو که از اقای شهریار بدونم .<br><br> هست هنوز...<br>از یاد تو برنداشتم دست هنوز دل هست به یاد نرگست مست هنوز<br>گر حال مرا حبیب پرسد گوئید بیمار غمت را نفسی هست هنوز <br><br><br> دل خوش<br> دل خوش داشتم و دگر هیچ نه متاع خوش و نه منزل خوش<br> حالیا مردم و دارم همه چیز لیکن چیزی که ندارم دل خوش<br><br><br> الفت<br> دلا با ضعف و پیری خو گرفتن چنانم گرم دارد زندگانی <br> که نتوانم به رویش در گشودن گرم حلقه به در کوبد جوانی<br><br>لطفا معنی تک تک دوبیتی ها رو جدا بگین متشکرم .
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخسلام دوست عزیز
هست هنوز : هنوز به یاد تو هستم / هنوز دلم با خیال چشمان زیبایت می تپد/ اگر دوست حال مرا پرسید بگوییدش/ آنکه از غم عشق تو مریض شده هنوز جان نحیفی در بدن دارد...
دل خوش : زمانی بود که جز دلی خوشحال هیچ نداشتم (و خوشحال بودم) اکنون همه چیز دارم اما دل خوش نه (لاجرم غمگینم)
الفت : آنچنان با پیری و نحیفی ساخته ام و ضعف ان تمام تنم را فرا گرفته است که حتی اگر جوانی باز گردد و در زند توان باز کردن در را به رویش ندارم( این کنایه ای از پیری مطلق و نحیف شدن و باز نیامدن جوانیست)
موفق باشید
هست هنوز : هنوز به یاد تو هستم / هنوز دلم با خیال چشمان زیبایت می تپد/ اگر دوست حال مرا پرسید بگوییدش/ آنکه از غم عشق تو مریض شده هنوز جان نحیفی در بدن دارد...
دل خوش : زمانی بود که جز دلی خوشحال هیچ نداشتم (و خوشحال بودم) اکنون همه چیز دارم اما دل خوش نه (لاجرم غمگینم)
الفت : آنچنان با پیری و نحیفی ساخته ام و ضعف ان تمام تنم را فرا گرفته است که حتی اگر جوانی باز گردد و در زند توان باز کردن در را به رویش ندارم( این کنایه ای از پیری مطلق و نحیف شدن و باز نیامدن جوانیست)
موفق باشید