ناشناس
سوال 298278
با سلام و عرض ادب <br><br><br>سرکار خانم روحانی ابتدا یک سوال چرا به سوال ها دیر به دیر جواب می دین این طوری که از پست نامه به شما و دریافتش بیشتر ول می کشه ( :<br><br>ازمن کد سوال اول خواسته بودید 506161<br>کد سوال دوم من 507854<br><br><br>منتظر هر چه سریعتر جواب شما هستم <br><br> با سپاس از شما
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!در مورد سوال اولتون باید بگم به سوال اولتون پس از سه روز و به سوال دومتون بعد از 5 روز جواب داده شد.ضمنا اگر دفعه اول سوالتون رو ناشناس مطرح نکرده بودید جواب سوالتون رو گرفته بودید. در همین مورد كه گفتید بهتره با ایشون صحبت كنید و نظر و انتظارت خودتون رو عنوان كنید.برای حرف زدن در این زمینه بهتره به ایشون بگید میخواهید در مورد موضوع مهمی با ایشون صحبت كنید و یك وقتی رو به شما بدهند.در اون زمان هیچ عامل مزاحمی مثل تلفن و تلویزیون و بچه و... نباشه..هر دوی شما تنها كاری كه انجام میدید صحبت با هم باشه. روبروی ایشون بنشینید ،بعد با آرامش و احترام ولی باجدیت انتظار و خواسته خودتون رو مطرح كنید.فراموش نكنید تنها در مورد این مساله صحبت كنید نه مساله دیگر و اگر همسرتون هم مسائل دیگری رو پیش كشید شما دوباره به همین مساله برگردید.فراموش نكنید كه در این میان از نقاط مثبت ایشون حرف بزنید و اینكه همسر و زندگیتون رو چقدر دوست دارید و میخواید همراه با ایشون برای زندگی بهتر صحبت كنید. و از این بابت از ایشون تشكر كنید(به خاطر زحمات و ویژگیهای خوبشون) همینطور خواسته خودتون رو هم مطرح كنید.همچنین نظر ایشون رو هم در این مورد جویا شوید و ببینید ایشون برای این مساله چه راه حلی ارائه میده.چون مسائل گوناگونه بهتره هر موضع رو در یک زمان عنوان کنید.
-مثلا عنوان کنید خیلی ایشون رو دوست دارید. ایشون ویژگیهای مثبت زیادی دارند ولی چیزهایی هم هست که شما رو ناراحت می کنه .البته شاید در حد سوء تفاهم باشه ولی اگر برطرف نشه ممکنه مشکلاتی برای طرفین بوجود بیاره.
-اینکه شما به دلیل هزینه سنگین ازدواج از ایشون خواستید مراسم گرفته نشه در صورتیکه اگر مشکلی در این مورد وجود نداشت شما هم مثل هر زن دیگری مایل به مراسم عروسی بودید ولی خانواده ایشون بابت این مساله هنوز از دست شما دلخورند و شما انتظار داشتید بابت این مساله همسرتون به اونها توضیح بده.
-اینکه شما دوست دارید در موارد مختلف ابتدا با شما مشورت کنه و نظر شما براش اهمیت داشته باشه.دوست ندارید نظرتون رو زمانی بپرسه که دیگه هیچ ارزشی نداره.میتونید مثالهایی بزنید که چه اتفاقی افتاد و انتظار شما چی بود.
-در مورد تماس هم شاید واقعا زمانهایی رو خانواده با او تماس می گیرند.ضمنا نباید برخوردتون طوری باشه که ایشون از ترس شما پنهانی با اونها تماس بگیره.میتونید زمانهایی شما پیشنهاد دهنده باشید و مثلا بگید یک زنگ به مادرت بزنم حالش رو بپرسم و یا از او بخواید این کار رو انجام بدهند.این مساله روی ایشون و خانوادشون تاثیر مثبتی می گذاره.
-در مورد نهار بگید که شما با وجود مشغله زیادتون وقتی ایشون منزلند براشون نهار درست می کنید ولی ایشون به منزل مادرشون میرن.میشه یک زمانهایی رو شب با هم به منزل اونها برید تا هم تجدید دیدار بشه و هم روابط بهتر و صمیمی تر بشه(شما هم میتونید بعضی وقتها برای این مساله پیشنهاد بدید و حتی خانواده ایشون رو برای شام دعوت کنید)
-در مورد مشکلات مالی بگید الان که ازدواج کرده بهتره اونها رو با عنوان کردن این مسائل ناراحت و نگران نکنه.مگه اون بنده های خدا میتونن کاری در این مورد براش انجام بدن؟ این شما دو نفرید که میتونید با تلاش و کمک هم بر مشکلات مالی فائق بیایید.
-در مورد حقوقشون شاید واقعا دارن مبلغی رو به خانواده کمک می کنند و می ترسند اگر شما باخبر بشید ناراحت شید.میتونید از این بابت خیال ایشون رو راحت کنید و حتی ایشون رو به این مساله ترغیب کنید و بگید که الان چون پدرشون از دنیا رفته تا حد توان به خانواده اش کمک کنه.
-در مورد اینکه میگید فکر می کنید حقوق اصلی رو نمیگن بهشون بگید که یکی دو بار مدارکی دیدید که میده ایشون بیشتر از اون حدی که میگن حقوق می گیرند.اینکه آیا مشکلی دارند از اینکه شما اصل حقوق ایشون رو بفهمید؟
-در مورد هدیه اولا بد نیست وقتی زمان تولد یا سالگرد ازدواجتون رسید بهشون گوشزد کنید،ضمنا بگید مهم اینه که ایشون به یادتون باشه ، براتون هدیه ای هر چند ارزان قیمت بگیرند.
-سرویس رو باید اون زمان از ایشون می خواستید.ولی اگر مناسبتی یا جشنی بود مثلا بگید میخواید برید یک سرویس بخرید.
-درمورد قولی که جلوی جمع یا در تنهایی می دهند بهتره قبلش خیلی صریح و محکم باهاشون حرف بزنید و مثلا بگید قراره که شب نمونیم اما اگر مثل قبل دوباره اونجا نظرت عوض بشه من نمیمونم و به تنهایی بر می گردم.ایشون باید یاد بگیره که به قولش پایبند باشه.
-در مورد رابطه با مادرشوهرتون میتونیم در موقع دیگری صحبت کنیم.
-اگر مایل بودید مشاری رو در شیراز بهتون معرفی می کنم.
لطفا از این به بعد در هر کد تنها یک سوال را مطرح کنید.
تا بعد...روحانی
-مثلا عنوان کنید خیلی ایشون رو دوست دارید. ایشون ویژگیهای مثبت زیادی دارند ولی چیزهایی هم هست که شما رو ناراحت می کنه .البته شاید در حد سوء تفاهم باشه ولی اگر برطرف نشه ممکنه مشکلاتی برای طرفین بوجود بیاره.
-اینکه شما به دلیل هزینه سنگین ازدواج از ایشون خواستید مراسم گرفته نشه در صورتیکه اگر مشکلی در این مورد وجود نداشت شما هم مثل هر زن دیگری مایل به مراسم عروسی بودید ولی خانواده ایشون بابت این مساله هنوز از دست شما دلخورند و شما انتظار داشتید بابت این مساله همسرتون به اونها توضیح بده.
-اینکه شما دوست دارید در موارد مختلف ابتدا با شما مشورت کنه و نظر شما براش اهمیت داشته باشه.دوست ندارید نظرتون رو زمانی بپرسه که دیگه هیچ ارزشی نداره.میتونید مثالهایی بزنید که چه اتفاقی افتاد و انتظار شما چی بود.
-در مورد تماس هم شاید واقعا زمانهایی رو خانواده با او تماس می گیرند.ضمنا نباید برخوردتون طوری باشه که ایشون از ترس شما پنهانی با اونها تماس بگیره.میتونید زمانهایی شما پیشنهاد دهنده باشید و مثلا بگید یک زنگ به مادرت بزنم حالش رو بپرسم و یا از او بخواید این کار رو انجام بدهند.این مساله روی ایشون و خانوادشون تاثیر مثبتی می گذاره.
-در مورد نهار بگید که شما با وجود مشغله زیادتون وقتی ایشون منزلند براشون نهار درست می کنید ولی ایشون به منزل مادرشون میرن.میشه یک زمانهایی رو شب با هم به منزل اونها برید تا هم تجدید دیدار بشه و هم روابط بهتر و صمیمی تر بشه(شما هم میتونید بعضی وقتها برای این مساله پیشنهاد بدید و حتی خانواده ایشون رو برای شام دعوت کنید)
-در مورد مشکلات مالی بگید الان که ازدواج کرده بهتره اونها رو با عنوان کردن این مسائل ناراحت و نگران نکنه.مگه اون بنده های خدا میتونن کاری در این مورد براش انجام بدن؟ این شما دو نفرید که میتونید با تلاش و کمک هم بر مشکلات مالی فائق بیایید.
-در مورد حقوقشون شاید واقعا دارن مبلغی رو به خانواده کمک می کنند و می ترسند اگر شما باخبر بشید ناراحت شید.میتونید از این بابت خیال ایشون رو راحت کنید و حتی ایشون رو به این مساله ترغیب کنید و بگید که الان چون پدرشون از دنیا رفته تا حد توان به خانواده اش کمک کنه.
-در مورد اینکه میگید فکر می کنید حقوق اصلی رو نمیگن بهشون بگید که یکی دو بار مدارکی دیدید که میده ایشون بیشتر از اون حدی که میگن حقوق می گیرند.اینکه آیا مشکلی دارند از اینکه شما اصل حقوق ایشون رو بفهمید؟
-در مورد هدیه اولا بد نیست وقتی زمان تولد یا سالگرد ازدواجتون رسید بهشون گوشزد کنید،ضمنا بگید مهم اینه که ایشون به یادتون باشه ، براتون هدیه ای هر چند ارزان قیمت بگیرند.
-سرویس رو باید اون زمان از ایشون می خواستید.ولی اگر مناسبتی یا جشنی بود مثلا بگید میخواید برید یک سرویس بخرید.
-درمورد قولی که جلوی جمع یا در تنهایی می دهند بهتره قبلش خیلی صریح و محکم باهاشون حرف بزنید و مثلا بگید قراره که شب نمونیم اما اگر مثل قبل دوباره اونجا نظرت عوض بشه من نمیمونم و به تنهایی بر می گردم.ایشون باید یاد بگیره که به قولش پایبند باشه.
-در مورد رابطه با مادرشوهرتون میتونیم در موقع دیگری صحبت کنیم.
-اگر مایل بودید مشاری رو در شیراز بهتون معرفی می کنم.
لطفا از این به بعد در هر کد تنها یک سوال را مطرح کنید.
تا بعد...روحانی