ناشناس

سوال 299336

با سلام<br>من علاقه بسیار زیادی به موسیقی سنتی دارم. به همین دلیل تصمیم دارم که به کلاس به کلاس آواز بروم. اما با مخالفی سرسخت که مانند کوه در مقابلم ایستاده روبرو شدم و اون کسی نیست جز مادرم. در واقع سه سال است که آتش این عشق در دل من افتاده. از کودکی قرآن می‏خواندم و از صدای عالی برخوردار بوده‏ام. در دوران دبیرستان به خاطر سنگین بودن درسها دیگر قرآن حفظ نمی‏کردم. اعتماد به نفسی که در خواندن دارم بسیار زیاد است اما مادرم آن را بیهوده می‏داند. او بسیار مذهبی است و رفتن من به کلاس آواز را مایه افت شأن خانودگی و ننگی در فامیل و اقوام می‏داند. در این این مدت تقریبا هر روز با او صحبت می‏کنم بلکه موافقت کند اما هنوز یک میلی‏متر هم به هدفم نزدیک نشده‏ام. چرا؟ <br>اکنون هم گوشه‏گیر و افسرده شده‏ام. در دانشگاه نیز درسم افت کرده است. اکثر شبها پنهانی به حال خودم می‏گریم. به آینده امیدی ندارم. خسته‏ام! <br>کمکم کنید!<br>لطفا!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
دوست عزیز شما می توانی این استعداد و توانایی خود را در زمینه ای صرف کنی که مادر عزیزتان با آن موافقت داشته باشند. مثلاً در گروه های کُر و سرود دسته جمعی شرکت کنید، در قرائت قرآن پیشرفت داشته باشید و ... مطمئن باشید همه راهها را آزمایش نکرده اید. ولی به دلیل مخالفت مادرتون یک مقاومت سمجی در وجود شما ریشه دوانده و فکر می کنید تنها راه پیشرفت و موفقیت رفتن به کلاس آواز است. و حال که این شرایط مهیا نشده افسرده شدید. آیا واقعاً اگر در زندگی به یکی از علایقمان دست پیدا نکردیم و نتونستیم در آن زمینه فعالیت کنیم باید این چنین از این اتفاق ضربه مهلکی بسازیم و روح خودمون رو تخریب کنیم یا اینکه به فکر کشف یک تعادل بین نظر خود و مادرمون باشیم و یا بدنبال علایق دیگر که مطمئناً کم نیستند. پس دوست خوبم کمی منطقی تر با قضیه برخورد کن تا راه حل های بهتری رو در این زمینه کشف کنی.