ناشناس

سوال 299462

بسمه تعالی<br><br>با سلام و تشکر<br><br>در صورت امکان در مورد فرقه بهاییت و وهابیت وفرق بین انها واینکه چرا ما وهابیون را<br><br>نجس نمیدانیم تو ضیح کاملی بفرمایید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام. تنها کفار و فرقه های خوارج و نواصب نجسند و کسانی که شهادتین می گویند و منکر ضروریات دین (مانند وجوب نماز و روزه و حقانیت قرآن و قبله بودن کعبه و...) نیستند از نواصب نیستند (مانند حکم نجس را ندارند هر چند منحرف باشند.از این رو وهابی ها پاکند اما بهائی ها نجسند . بهائیت ادامه ی روند فرقه های انحرافی شیخی و بابی است . فرقه بهائیه منشعب از فرقه بابیه است . بنیان گذار آیین بهائیت ، میرزا حسینعلى نورى معروف به بهاءالله است . او از پیروان و مبلغان باب بود. برادر كوچكترى هم به نام میرزا محیى (صبح ازل ) داشت كه وصیتى از باب مبنى بر جانشینى در دست داشت و از این رو پس از مرگ باب ، عده اى او را جانشین باب دانستند لكن به جهت سن كم ، میرزا حسینعلى زمام كارها را به دست گرفت .از آنجا كه باب به ظهور فردى پس از خود با مقام ((من یظهره الله )) نوید داده بود افراد زیادى ادعاى چنین مقامى كردند كه توسط حسینعلى و همكارى یحیى یا كشته شدند یا از ادعاى خود دست برداشتند. سپس ‍ میرزا حسینعلى این مقام را براى خود ادعا كرد و از اینجا نزاع اصلى در میان بابیان آغاز شد. بابى هایى كه ادعاى حسینعلى را نپذیرفتند و بر جانشینى یحیى باقى ماندند ازلى نام گرفتند و پیروان حسینعلى (بهاء الله ) بهائى خوانده شدند. او با ارسال نامه هایى به اطراف رسما آیین جدید را اعلام و عده زیادى به او ایمان آوردند. میرزا حسینعلى مقامات زیادى براى خود ادعا كرد كه مهمترین آنها مقام الوهیت و ربوبیت بود. او همچنین ادعاى شریعت جدیدى نمود و كتاب اقدس را نگاشت .
مهمترین كتاب بهاء الله ایقان بود كه در آخرین سالهاى اقامتش در بغداد نوشته است .
بدین ترتیب روند جدایى ایدئولوژى بهائیت از ایدئولوژى شیعى بدین صورت است که
ابتدا در مسئله نیابت امام زمان (عج) تغییر ایجاد شد و پیروان آیین شیخیه از مرجعیت شیعه كه آنان را نایب امام زمان مى دانستند جدا گردیدند و به ركن رابع پیوستند. با توجه به اختیارات انحصارى ركن رابع در تفسیر دین در شیخیه و تفسیر و تدوین اصول جدید در بابیه، با ارائه تعبیرات تازه از اصول توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت توسط على محمد باب دین تازه اى بنا نهاده شد و آیین اسلام منسوخ اعلام گردید. ایجاد آیین و مناسك تازه در فروع دین پیروان على محمد را از دیگر شیعیان در زندگى عملى و اجتماعى نیز جدا نمود. با ادعاى بعثت بهاءالله و افاضات او،بابیه از حالت سنتى خارج شد و به آداب و رسوم متناسب با ذائقه روز نزدیكتر گردید. این نزدیكى با سهل تر كردن احكام مربوط به روابط جنسى و وجهه هاى ظاهراً انسان دوستانه در مجازات دزدان و حكم به عدم سوزاندن كتب قابل مشاهده است.به این ترتیب آیین جدید نام بهائیت گرفت. بعد از مشوه شدن اصل نیابت امام عصر(عج) با ملغى نمودن دین اسلام از جانب باب و بهاءالله این حركت به سوى محو كامل دین اسلام از صحنه اجتماع پیش مى رود. در مكتب بهائیت تشتت به گونه اى است كه همواره مانند یك بمب خوشه اى فرهنگى رهبر تازه اى ظهور مى كند، مكتب جدیدى احداث مى شود و فكر نوى مطرح مى گردد. وعده این نوبه نو شدن ها در گفتار سید باب نیز داده شده است در آن جا كه او از آمدن پیامبران آینده و من یظهره الله سخن مى گوید. مكتبى كه جنبه هاى غیرعقلانى آن به عقلانیتش مى چربد و به تدریج از صحنه عملى زندگى اجتماعى و سیاسى خارج مى گردد.در نهایت گرایش به این ایدئولوژى موجب جداشدن مردم از دین و دیندارى گردیده پیوستن به مكاتب غیردینى را تسهیل مى نماید. نمونه هاى این جداشدن از دین و دیندارى و گرایش به مكاتب سكولار را در كنشگران بهائیت در دوران مشروطه و پهلوى خواهیم دید. شكسته شدن اقتدار مذهب شیعه در ایران به معناى شكسته شدن اقتدار ملى در این كشور است و به نظر مى رسد حمایت روسیه وسپس انگلستان و بعد از آن اسرائیل و ایالات متحده آمریكا از این فرقه، انگیزه اى جز شكستن اقتدار ملت ایران نداشته باشد. وهابیت : بنیان‏گذار فرقه وهابیت «محمدبن عبدالوهاب» از شاگردان ابن تیمیه مى‏باشد. وى با مساعدت حكام نجد توانست عقاید و دیدگاه‏هاى خود را بر مردم تحمیل و از مخالفت آنان جلوگیرى نماید فرقه وهابیت تاریخى خونین و جنایت‏بار دارد. عقاید آنان نیز از آغاز توسط علماى اهل سنت و شیعه مورد نقد و اعتراض واقع شد. اولین مخالف وى پدرش عبدالوهاب بود، و اولین كسى كه بر رد او كتاب نوشت، برادرش «سلیمان بن عبدالوهاب» مى‏باشد. مركز آنان درحال حاضر مدینه منوره است . اصول وهابیت مشتمل بر اموری است که قابل بقا و دوام نیست این اصول عبارتند از : 1- خشونت فوق العاده 2-تحمیل عقیده 3- تعصب شدید و افراطی 4- عدم آشنایی با ارزش های فرهنگی 5- جمود و مخالفت با هر پدیده ی نوین 6- ضعف منطق و برداشت نادرست از شش واژه ی قرآنی شرک و توحید و عبادت و شفاعت و دعا و بدعت.. وهابیون هر پدیده و وسیله ی نوینی را که اختراع میشود (مانند تلفن ماشین هواپیما دوربین و ...) را بدعت و حرام میدانند. رانندگی زنان را حرام میدانند. اکثریت مسلمین جهان را مشرک و کافر میدانند. در این راستا مطالعه ی کتاب « وهابیت بر سر دوراهی ، آیت الله مکارم شیرازی » بسیار مفید است.