ناشناس

سوال 299727

سلام باید بگم كه من نمیدونم تیك عصبیه یا نه. . .؟مریضیه یا نه؟دیونگی یا نه؟.....<br>چون من خیلی دست هامو به هم میمالونم یا روی هم میكشم .من خیلی توی تخیل سیل میكنم .یه جورایی فكری ام. درباره همه چی فكر میكنم. هرچی...<br>از عادی تا غیر عادی....ازواقعیت تا محال....ازچیزهای جدی تاچیز های خیلی مسخره....<br>تو خونه از 7 تا فرزند من ششمی ام.فاصله سنی برادرام و یك خواهرم حدود 4سال غیر از من كه با برادر كوچك و بزرگم حدود 2سال است.شاید ربطی نداشته باشه ولی من دوست ندارم یعنی دارم در حد سلام علیك تا حالا نشده با دوستم بریم جایی مثل سینما پارك و....تو مدرسه داشتم ولی راضی نبودم دوست دختر هم ندارم اصلا توی این باغ ها نیستم.یه جورایی فكر می كنم كه شخصیت ثابتی ندارم. تو مدرسه بعضی وقت ها تحقیر هم میشدم.... <br> سرتون رو درد نیارم میخواستم بااین توضیحات یه راه كار به من بدین.( راستی من خیلی قدم میزنم خیلی.. و بیشتر تو همین حال میرم توی تخیلو...من خیلی مادرمو دوست دارم و می بوسم وتو بغلم میگیرم خیلییییییییی.تا اون جای كه مادرم از من فراریه ...... راستی شاید كمبود محبته نظر شما چیه) (از كرمان)( از خونواده شلوق و پدری دیكتاتور) ممنون كه توجه میكنین.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
با عرض پوزش از تأخیر؛
بدون تعارف و مقدمه چینی اصل مشکل شما این است که به جای فعالیت، فکر می کنید. دنیای فکر هم بی کران است و خوب و بد و دروغ و راست نمی شناسد. هر چه بیشتر به آن بال و پر بدهید، بالاتر می رود و شما را از حقیقت بیشتر دور می کند. بهتر است به جای فکر کردن:
1. دست کم دو کار برای هر روز خودتان در نظر بگیرید و آنها را انجام دهید. مرتب کردن اتاق، شستن، تعمیر و ...
2. حتماً یک ورزش را شروع کنید. مهم نیست که چه ورزشی، چقدر و در کجا باشد. مهم این است که طلسم را بشکنید و شروع کنید.
3. مطالعه کنید؛ هر کتابی که دوست دارید.
4. صبر نکنید تا کاری را به شما بگویند. خودتان برای کارهای خانه داوطلب شوید.
این کارها را انجام ددهید. اوضاع خیلی بهتر می شود. باز هم به شرطی که به جای فکر، عمل کنید.
خدانگهدار