ناشناس
سوال 299774
با این مراسم ترحیم و محاوراتی که رد وبدل میشه مشکل دارم.اصلا تسلیت گفتنی است؟یا ما بگیم خدا کسی رو رحمت کنه (بیامرزه)خدا هم نشسته ما بگیم و ببخشه؟یا این مراسم و رفت و آمد ها تاثیری به حال عزادار داره ؟در حالیکه ای جور وقتا خیلیا خیلی هم خوشحال ترن چون بالاخره بعداز مدتها فامیلا رو می بینن میشینن یجا هر و کر وماباید به جای عزا عروسی بگیریم.یا می گن غم آخرت باشه مگه چنین چیزی ممکنه با اینکه ما می دونیم عمر انسان محدوده و مثلا باباش که مرده مامانش هم رو به موته؟<br>لطفا هم موارد بالا را توضیح دهید هم بالاخره همه تو این جور موقعیت ها گیر میکنند نمی شه هم نریم چون می گن ببین یارو چقدر بی شعوره(نمیدونم چرا؟)یا حمل بر بی ادبی و بی محلی میکنن؟پس آداب صحیح این جور مراسم رو هم بگید.چیزهای دیگری هم هست مثلا یارو تا دیروز خدا خدا میکرد فلانی بمیره حالا که مرده میزنه سر و.کلش و زمین وزمانو فحش میده یجوری که واقعا نمی فهمی راست یا دروغ؟<br>دیگه آخریشه اینم بخون<br>ممکنه یکی مرگ کسی رو میبینه هیچ ناراحت نشه مثل من که میگم بالاخره باید میمرد ما که اینجا ابدی نیستیم امروز یا فردا چه فرقی میکنه تازه امروز بهتره چون گناهاش کمتره؟<br>ببخشید خیلی طولانی شد اما اگه جواب کافی وخوب بدین دعا میکنم اگه مرگ یکی از آرزوهای بزرگته زودتر بهش برسی.متشکرم. <br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
راستی به این فکر کرده اید که چرا به موضع مرگ و اتفاق های همانند آن فکر می کنید؟
تا به حال دنبال پاسخ آن بوده اید؟
شما چند سال دارید؟
چقدر این افکار با سن و سال شما متناسب است؟
تا آنجا که ما می دانیم از دست دادن عزیزان به دلیل وابستگی و دلبستگی، دشوار است، بسیار دشوار؛ و فرد در همان روزها و هفته های اول دچار «شوک» می شود و حتی ممکن است اگر دیگران دور و بر او نباشند و با او همدردی نکنند (هرچند همین که کنار او باشند، بزرگ ترین کمک است)، ممکن است فرد به درجه ای از ناامیدی برسد که افکار ناامیدکننده ای سراغ او بیاید و حتی تصمیم هایی بگیرد خطرناک و غیرقابل جبران. پس جمع شدن آشنایان دور و بر عزادار به نوعی تقسیم بار روانی سوگ است بین چند نفر. زیرا تحمل آن برای یک نفر شاید غیر ممکن باشد. این دلیلی بود که ما سراغ داشتیم. شاید دلایل دیگری هم باشد که ممکن است به نظر شما برسد.
خدانگهدار
راستی به این فکر کرده اید که چرا به موضع مرگ و اتفاق های همانند آن فکر می کنید؟
تا به حال دنبال پاسخ آن بوده اید؟
شما چند سال دارید؟
چقدر این افکار با سن و سال شما متناسب است؟
تا آنجا که ما می دانیم از دست دادن عزیزان به دلیل وابستگی و دلبستگی، دشوار است، بسیار دشوار؛ و فرد در همان روزها و هفته های اول دچار «شوک» می شود و حتی ممکن است اگر دیگران دور و بر او نباشند و با او همدردی نکنند (هرچند همین که کنار او باشند، بزرگ ترین کمک است)، ممکن است فرد به درجه ای از ناامیدی برسد که افکار ناامیدکننده ای سراغ او بیاید و حتی تصمیم هایی بگیرد خطرناک و غیرقابل جبران. پس جمع شدن آشنایان دور و بر عزادار به نوعی تقسیم بار روانی سوگ است بین چند نفر. زیرا تحمل آن برای یک نفر شاید غیر ممکن باشد. این دلیلی بود که ما سراغ داشتیم. شاید دلایل دیگری هم باشد که ممکن است به نظر شما برسد.
خدانگهدار