ناشناس
سوال 301197
با سلام<br>خسته نباشید <br>شخصی پیدا شده که میگوید مسیح پسر خداست وبه زودی مسیح برای بار دوم می اید . حالا من چگونه می توانم این حرف او را رد کنم و سپس او را به اسلام دعوت کنم .<br>لطفا جواب کامل دهید و مرا به کتاب دیگری رجوع ندهید و لطفا هر چه میتوانید زودتر .<br>بسیار ممنوم و اجرتان با خدا<br> <br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
در این سخن دو مطلب مستقل از هم وجود دارد، که یکی صحیح است و دیگری غلط.
مطلبی که صحیح است این است که حضرت مسیح در آخرالزمان ظهور می کنند و همراه حضرت مهدی به هدایت و اصلاح عالم می پردازند. اعتقاد به مهدویت ـ یعنی ظهور منجی آخرالزمان ـ در همه ادیان الهی وجود دارد. مسیحیان او را در قالب ظهور مجدد مسیح می دانند، که از قضا اسلام هم آن را تأیید می کند، به این شکل که حضرت مسیح ذیل امامت حضرت مهدی(عج) ظهور خواهند کرد و به کمک نهضت ایشان می شتابند.
البته از آنجا که زمان ظهور حضرت مهدی بر کسی معلوم نیست، ظهور حضرت مسیح نیز بر کسی معلوم نیست.
اما مطلب ناصحیح گفته این شخص این است که مسیح پسر خدا است. این اعتقاد شرکی است که متأسفانه در اناجیل تحریف شده، و در میان ارباب کلیسا رسوخ یافته است. در باره ریشه این اعتقاد خیلی می توان سخن گفت، ولی آن چه در اینجا مناسب است این که خداوند نه همسر و نه فرزند ندارد؛ که این حکایت از محدودیت و ضعف خداوند خواهد داشت.
خداوند متعال همسر ندارد، زیرا دو همسر باید از یک صنف باشند و با هم مسانخت و مشابهت داشته باشند تا بتوانند نیازهای متقابل یکدیگر را مرتفع سازند و می دانیم که خداوند مثل و همتایی ندارد. این از تعالیم اسلام است که بر آن اصرار دارد و در آیات و روایات متعددی امده است که "لیس کمثله شیء". بنابر این او نه احتیاج و نیازی دارد که همسری بخواهد آن را بر طرف کند، و نه امکان این هست که کسی در آن سطح بالا رود که مشابه خداوند باشد.
به همان دلیل که خداوند همسر ندارد، وجود فرزند نیز برای او بی معناست. حتی تصور فرزند خوانده نیز در مورد خداوند باطل است، زیرا انسان به سبب نیازی که احساس می کند – چه مادی و چه معنوی – فردی را به فرزندی خویش می خواند، در حالی که خداوند هیچ گونه نیازی ندارد.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
در این سخن دو مطلب مستقل از هم وجود دارد، که یکی صحیح است و دیگری غلط.
مطلبی که صحیح است این است که حضرت مسیح در آخرالزمان ظهور می کنند و همراه حضرت مهدی به هدایت و اصلاح عالم می پردازند. اعتقاد به مهدویت ـ یعنی ظهور منجی آخرالزمان ـ در همه ادیان الهی وجود دارد. مسیحیان او را در قالب ظهور مجدد مسیح می دانند، که از قضا اسلام هم آن را تأیید می کند، به این شکل که حضرت مسیح ذیل امامت حضرت مهدی(عج) ظهور خواهند کرد و به کمک نهضت ایشان می شتابند.
البته از آنجا که زمان ظهور حضرت مهدی بر کسی معلوم نیست، ظهور حضرت مسیح نیز بر کسی معلوم نیست.
اما مطلب ناصحیح گفته این شخص این است که مسیح پسر خدا است. این اعتقاد شرکی است که متأسفانه در اناجیل تحریف شده، و در میان ارباب کلیسا رسوخ یافته است. در باره ریشه این اعتقاد خیلی می توان سخن گفت، ولی آن چه در اینجا مناسب است این که خداوند نه همسر و نه فرزند ندارد؛ که این حکایت از محدودیت و ضعف خداوند خواهد داشت.
خداوند متعال همسر ندارد، زیرا دو همسر باید از یک صنف باشند و با هم مسانخت و مشابهت داشته باشند تا بتوانند نیازهای متقابل یکدیگر را مرتفع سازند و می دانیم که خداوند مثل و همتایی ندارد. این از تعالیم اسلام است که بر آن اصرار دارد و در آیات و روایات متعددی امده است که "لیس کمثله شیء". بنابر این او نه احتیاج و نیازی دارد که همسری بخواهد آن را بر طرف کند، و نه امکان این هست که کسی در آن سطح بالا رود که مشابه خداوند باشد.
به همان دلیل که خداوند همسر ندارد، وجود فرزند نیز برای او بی معناست. حتی تصور فرزند خوانده نیز در مورد خداوند باطل است، زیرا انسان به سبب نیازی که احساس می کند – چه مادی و چه معنوی – فردی را به فرزندی خویش می خواند، در حالی که خداوند هیچ گونه نیازی ندارد.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.