ناشناس

سوال 310453

سلام<br>در قرآن آمده كه هر رنجی به شما رسد بر اثر كوتاهی خودتان است. <br>- شما مرگ یكی از عزیزان را در نظر بگیرید. در این رنج تقصیر و كوتاهی ما چیست؟!<br>- یا به دنیا آمدن یك فرزند ناقص كه سقط جنین آن حرام بوده و به خاطر خدا سقط نشده و به دنیا آمده و برای والدینش زحمت و رنج دارد ، تقصیر والدین چیست؟!<br>موفق باشید<br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
اولا خطاب آیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است نه همه مردم و در آیات قبلی نیز آمده است که اگر پیشامد خوبی به آنها برسد، می گویند «این از جانب خداست» و چون صدمه ای به ایشان برسد می گویند این از طرف توست (یعنی از ناحیه پیامبر) بگو: همه از جانب خداست. آخر این قوم را چه شده است که نمی خواهند سخنی را درست دریابند؟ (نساء78) و در آیه بعد خطاب به پیامبر می گوید: «ما أصابک من حسنة فمن الله و ما أصابک من سیئة من نفسک ...» (نساء79)
با توجه به مطالب فوق می بینید که مطلب به همین سادگی که شما گفتید نیست!
در پیشامدهایی که برای ما رخ می دهد گاه مطالبی را ما بد می دانیم در حالی که نسبت به کل نظام هستی خیر محض است شما مثال مرگ زدید، همین مرگ به نظر ما خیلی چیز بدی است باعث از دست دادن عزیزانمان می شود باعث از بین رفتن خودمان میشود ولی اگر به طور دقیق نگاه بکنیم خواهیم دید که مرگ نعمتی است که خداوند به انسانها ارزانی داشته است اگر قرار بود هر کس به دنیا می آمد برای همیشه زنده می ماند بعد از مدت کوتاهی تمام زمین پر از انسان می شد به طوری که دیگر جای سوزن انداختن نبود! یا اگر حاکم ظالمی بر روی زمین مسلط می شد و برای همیشه زنده می ماند برای مردم چقدر سخت و دشواربود.
درباره فرزند ناقص هم همینطور است اولا ناقص شدن فرزند یا بدلیل کاستی هایی است که در پدر و مادر بوده و شاید به خاطر کارهایی بوده که نباید آن را انجام می دادند و ... البته باز این زحمت و رنج آنها هم بدون مزد و پاداش نمی ماند! یعنی خداوند در برابر این زحمت و رنجی که پدر و مادر برای فرزند ناقص خود می کشند اجر وپاداش در نظر گرفته است!
علاوه بر اینكه در بسیاری از موارد ما با حساب و كتاب دنیایی چیزی را به صلاح كار خود می بینیم غافل از انیكه به ضرر ماست و بر عكس چیزی را به ضرر خود می دانیم در حالی كه كاملا به نفع ماست بعنوان مثال در جریانی كه قرآن نقل می كند كه حضرت خضر و موسی كشتی عده‌ای را سوراخ كردند، كسانی كه صاحبان كشتی بودند از خیر و منفعت خود مطلع نبودند و شاید وقتی دیدند كه كشتی انها سوراخ شده بسیار ناراحت هم شده باشند در حالی كه سوراخ شدن كشتی كاملا به نفع آنها بود! و باعث حفظ كشتی آنها شد و اگر به صورت سالم باقی می‌ماند سلطان تمام كشتی آنها را غصب می‌كرد و آنها دیگر نصیبی از كشتی نداشتند!