ناشناس

سوال 326931

طفا دو حدیث زیر را با هم مقایسه کنید و تفاوت "فقر" را در آن بگویید!!الفقر فخری»»»»»» فقر افتخار من است(پیامبر(ص))اگر فقر از یک در خانه وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می شود(امام علی(ع))

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
این که پیامبر اسلام بفرمایند: "الفقر فخری وبه أفتخر علی سائر الأنبیاء" ـ یعنی فقر باعث فخر من است و به سبب آن بر سایر انبیا افتخار می کنم.("بحارالانوار"، ج69، ص56) ـ به این معنا است که ایشان با وجود این که شاید فقیرترین پیامبران بوده اند، از جهت مقام و مرتبه بر همه پیامبران برتری داشته اند. به همین خاطر فقر را جزء افتخارات خود شمرده است.
این به آن معنا نیست که فقر به خودی خود فخر است، بلکه مراد ایشان سختی های مضاعفی است که پیامبر اکرم(ص) در راه خدا کشیده اند.
از سوی دیگر، آن چه در حدیث دیگر آمده که "من لا معاش له لا معاد له" و یا مثل آن اشاره به واقعیتی اجتماعی است که بین فقر و بی تقوایی و بی دین ارتباط وجود دارد؛ یعنی معمولا مردم نمی توانند در برابر فقر مقاومت نشان دهند.
این اعلام خطری برای جوامع است که تلاش کنند فقر را از جامعه ریشه کن کنند، که فقر می تواند ایمان ها را زائل کند.
این منافات ندارد با این که شخصی بتواند در نهایت فقر، ایمان خود را حفظ کند. چنین شخصی می تواند به تلاش خود افتخار کند.
آنچه در عین فقر پسندیده است، مناعت طبع و دست دراز نکردن پیش دیگران و از همه مهم‏تر گردن نهادن به خواست الهی است. کسی که چنین باشد مفتخر به کرامت است. اگر فقیری چنین باشد، بزرگترین رحمت الهی نصیب او شده و از امتحان سترگ خدا سرفراز خارج شده است. حال فقر برای چنین شخصی، کفر را موجب نشده، بلکه نردبانی برای کمال و سعادت است.
"ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم با پادشه بگویید که روزی مقدّر است"
به همین خاطر در برخی منابع، حدیث دوم بدین صورت وارد شده است که: "لولا رحمة ربّی علی فقراء اُمتی کاد الفقر أن یکون کفراً" یعنی اگر رحمت پروردگارم بر تهیدستان امتم نبود، نزدیک بود فقر به کفر بینجامد.("جامع الاخبار"، ص109)
در این سخن، حضرت می فرمایند که مؤمنان به واسطه شمول رحمت خدا، هرگز به خاطر فقر کافر نمی شوند، اگر خود تلاش کنند.
البته در توجیه سابق بر حدیث اول، فرض بر این است که فقر به معنای فقر مالی و مادی باشد، اما اگر مقصود، فقر معنوی و وجودی باشد، بدین معنا که انسان، نیازمند و فقیر حضرت حق است، و هماره به خداوند و کمک وی نیاز دارد و اگر لحظه‏ای به خود واگذارده شود، هلاک می گردد؛ و در مقابل خدا بی نیاز مطلق است.
در این صورت، فقر و تهیدستی و احتیاج به خدا را رسول خدا(ص) عامل افتخار خویش تلقی نموده است و ربطی به نیاز مالی ندارد.
در روایات و ادعیه، فقر در این معنا به کار رفته است، مثلاً "أنا الفقیر الذی ربّیته" یعنی من فقیری هستم که تو(ای خدا) او را پرورش دادی.
در آثار عرفانی نیز فقر تنها به این معنا بیان شده است. در این معنا، فقر به معنای نیاز به خداوند است و هر انسانی که نیازمندتر به خداوند باشد، کامل‏تر است. معنای بندگی از همین جا ناشی می شود و به همین خاطر گفته شده که بزرگ‏ترین مقام پیامبر(ص) همان مقام بندگی است.(اشهد انّ محمداً عبده و رسوله)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.