ناشناس
سوال 341111
سلام در نهج البلاغه حضرت امیر زنان را ناقص العقل و نقص در ایمان و یا فكر میكنم آقا رسول الله نهی میكنند از مشورت با زنان شنیدم حضرت امیر جمله بالا را در قضییه عایشه ملعون فرمودند آیا درست است و منظور حضرت فقط یك زن خاص بوده. مگر نهج البلاغه مثلقرآن ابعاد مختلفی ندارد و برای همه نباید استفاده داشته یاشد اینجا كه شخصی میشودعینی عام نیست<br><br><br><br><br><br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست گرامی!
به عنوان مقدمه عرض می شود که مفسران و شارحان نهج البلاغه در توجیه خطبه80 كه در آن آمده است كه «إن النساء نواقص الایمان …» ـ یعنی زنان ناقص الایمان و … هستند ـ دیدگاههای متفاوتی دارند.
برخی با توجه به فرایند نگارش احادیث در اسلام، بر این عقیده اند كه همه روایات موجود در كتابهای حدیثی قطعی الصدور نیستند، و از جمله "همه خطبه های امیرالمومنین در نهج البلاغه، مانند آیات قرآن، قطعی السند نیستند، یعنی احتمال عدم صدور برخی از جملات خطبه ها از خود امیرالمؤمنین یك احتمال منطقی است. همچنین اگر جمله ای یا خطبه ای مخالف صریح حس و عقل سلیم بود، مانند دیگر روایات، حكم حس و عقل سلیم مقدم بر روایت و حدیث است. این از اصول مسلم فقه اسلامی در تعادل و ترجیح است."(ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، علامه جعفری، ج11، ص288)
برخی دیگر نیز در توجیه این خطبه بر این عقیده اند كه این سخنان به دنبال قضایا و حوادث تاریخی بعد از جنگ جمل ایراد شده است، و مقصود آن همه زنان نیست، و گر چه شخص خاصی از زنان هم مورد نظر بوده، اما بیشتر خطاب به مردان و سرزنش افرادی است كه در جنگ جمل تحت تاثیر عایشه قرار گرفتند و باعث تحمیل جنگ بر امام علی(ع) شدند. این گروه عقیده دارند در واقع در این حدیث نمی خواهند زنان را تحقیر كنند، بلكه امام(ع) به دلیل آن وقایع تاریخی و ضرورتهای موجود، با لسان مزبور، یك زن را منظور داشته است.
نتیجه آن كه هر چند مخالفان محتوای این حدیث، هر كدام به گونه ای آن را توجیه كرده اند اما همه در یك نقطه اشتراك دارند، و آن این است كه پیشوایان دینی به پیروی از قرآن زن و مرد را از یك سرشت می دانند؛ زیرا "قرآن با كمال صراحت در آیات متعددی می فرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم …بنابراین در اسلام نظریه تحقیر آمیزی نسبت به زن به لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد."(مجموعه آثار شهید مطهری، ج19، ص131)
كلام را با نقل این دو دیدگاه از دو صاحب نظر برجسته دوران اخیر به پایان می بریم؛ هر چند در این باب نظرات دیگری هم هست كه، با وجود اشتراك در اصل فوق الذكر، در تبیین مسئله به گونه ای دیگر می اندیشند. نگارنده نیز خود تبیین دیگری غیر از دو نظر از مسئله دارد.
اما این که فرموده اید مگر نهج البلاغه به مانند قرآن برای همه زمانها نیست؛ عرض می کنیم که این که جمله ای ناظر به واقعه ای خاص باشد، منافات با عمومیت پیام آن ندارد. بله، می بایست در برداشت این پیام عام توجه به شرائط خاص صدور آن داشت. در قرآن هم چنین خطابهایی هست که جز با توجه به شأن نزول آن قابل برداشت، و یا لااقل قابل برداشت صحیح نیست.
مثلا، شما جمله "فاقتلوهم حیث ثقفتموهم" را چگونه می خواهید بدون توجه به شأن نزول که ـ اگر اشتباه نکنم ـ در جریان خیانت قریش در قرارداد با پیامبر و بروز فتنه و اعلام جنگ پیامبر بوده است، معنا کنید؟!
جمله فوق از امیرالمؤمنین(ع) هم می تواند با این دیدگاه با توجه به شأن آن تفسیر شود.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست گرامی!
به عنوان مقدمه عرض می شود که مفسران و شارحان نهج البلاغه در توجیه خطبه80 كه در آن آمده است كه «إن النساء نواقص الایمان …» ـ یعنی زنان ناقص الایمان و … هستند ـ دیدگاههای متفاوتی دارند.
برخی با توجه به فرایند نگارش احادیث در اسلام، بر این عقیده اند كه همه روایات موجود در كتابهای حدیثی قطعی الصدور نیستند، و از جمله "همه خطبه های امیرالمومنین در نهج البلاغه، مانند آیات قرآن، قطعی السند نیستند، یعنی احتمال عدم صدور برخی از جملات خطبه ها از خود امیرالمؤمنین یك احتمال منطقی است. همچنین اگر جمله ای یا خطبه ای مخالف صریح حس و عقل سلیم بود، مانند دیگر روایات، حكم حس و عقل سلیم مقدم بر روایت و حدیث است. این از اصول مسلم فقه اسلامی در تعادل و ترجیح است."(ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، علامه جعفری، ج11، ص288)
برخی دیگر نیز در توجیه این خطبه بر این عقیده اند كه این سخنان به دنبال قضایا و حوادث تاریخی بعد از جنگ جمل ایراد شده است، و مقصود آن همه زنان نیست، و گر چه شخص خاصی از زنان هم مورد نظر بوده، اما بیشتر خطاب به مردان و سرزنش افرادی است كه در جنگ جمل تحت تاثیر عایشه قرار گرفتند و باعث تحمیل جنگ بر امام علی(ع) شدند. این گروه عقیده دارند در واقع در این حدیث نمی خواهند زنان را تحقیر كنند، بلكه امام(ع) به دلیل آن وقایع تاریخی و ضرورتهای موجود، با لسان مزبور، یك زن را منظور داشته است.
نتیجه آن كه هر چند مخالفان محتوای این حدیث، هر كدام به گونه ای آن را توجیه كرده اند اما همه در یك نقطه اشتراك دارند، و آن این است كه پیشوایان دینی به پیروی از قرآن زن و مرد را از یك سرشت می دانند؛ زیرا "قرآن با كمال صراحت در آیات متعددی می فرماید كه زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم …بنابراین در اسلام نظریه تحقیر آمیزی نسبت به زن به لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد."(مجموعه آثار شهید مطهری، ج19، ص131)
كلام را با نقل این دو دیدگاه از دو صاحب نظر برجسته دوران اخیر به پایان می بریم؛ هر چند در این باب نظرات دیگری هم هست كه، با وجود اشتراك در اصل فوق الذكر، در تبیین مسئله به گونه ای دیگر می اندیشند. نگارنده نیز خود تبیین دیگری غیر از دو نظر از مسئله دارد.
اما این که فرموده اید مگر نهج البلاغه به مانند قرآن برای همه زمانها نیست؛ عرض می کنیم که این که جمله ای ناظر به واقعه ای خاص باشد، منافات با عمومیت پیام آن ندارد. بله، می بایست در برداشت این پیام عام توجه به شرائط خاص صدور آن داشت. در قرآن هم چنین خطابهایی هست که جز با توجه به شأن نزول آن قابل برداشت، و یا لااقل قابل برداشت صحیح نیست.
مثلا، شما جمله "فاقتلوهم حیث ثقفتموهم" را چگونه می خواهید بدون توجه به شأن نزول که ـ اگر اشتباه نکنم ـ در جریان خیانت قریش در قرارداد با پیامبر و بروز فتنه و اعلام جنگ پیامبر بوده است، معنا کنید؟!
جمله فوق از امیرالمؤمنین(ع) هم می تواند با این دیدگاه با توجه به شأن آن تفسیر شود.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.