ناشناس
سوال 364972
با سلام خدمت آقای روحانی .منم مثل 20 درصد از جمعیت جهان در خانواده ای مسلمان به دنیا اومدم و از این مساله اصلا خوشحال نیستم البته اینو به حساب بی احترامی من نسبت به اسلام نزارید اگه جا 80درصد بقیه هم که بودم وضع همینطوری بود که الان هست!دوست ندارم به این دلیل و تنها به این دلیل که در خانواده ای مسلمان به دنیا اومدم حق انتخاب ازم سلب بشه.بی پرده شاید اگه دینم مسیحی بود( حالا هر شاخه پروستات ارتودوکس کاتولیک ...)اینقدر دچار تردید نمیشدم(هرچند ذهن کنجکاو من بی خیال ماجرا نمیشد!) با توجه به اینکه اونا 33درصد از جمعیت جهان رو شامل میشن و از اون مهمتر اینکه اکثریت در کشورهای پیشرفته اند ولی مسلمون ها که تعداد کمتری دارند و باز از اون مهمتر اینکه در کشورهایی جهان سوم (هر چند من به تقسیم بندی کشورها معتقد نیستم) نظیر اندونزی پاکستان افغانستان... دیگه ادامه نمیدم! البته فقط مسیحیت نیست ترجیح میدم با تمامی ادیان(مسیحی بودائی یهودی هندو)آشنا شم. حاضرم چند ترم از دانشگاهم رو بی خیال شم و تمام تمرکزم رو در این مساله بزارم.خیلی برام مهمه. کاش شما نماینده ی یک فرد مسلمون نباشی بلکه مشاوری باشی که منو از این سردرگمی نجات میده .
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام. ابتدا و قبل از پرداختن به اصل دغدغه ی شما به دو نکته اشاره می کنیم : 1- آیا اکثریت در همه جا حتی ملاک حقانیت است ؟ بر این اساس حق با بت پرستان زمان ابراهیم (ع) است که سنگ و چوب ساخته ی دست خود را می پرستیدند نه ابراهیم . 2- سخن از پیشرفته بودن غرب و عقب مانده بودن شرق (که مسلمین بیشتر در این مناطقند) آوره اید . باید بدانید این پیشرفت و عقب ماندگی تاریخ پانصد ساله دارد قبل از آن این مسلمین و شرق بود که پیشرفته بود و غرب مسیحی و ... بود که عقب مانده بود این تغییر عواملی دارد که دو عامل از مجموعه عوامل آن یکی دورى از قرآن و عمل نكردن به دستورات آن است؛ و دیگری استعمار و سرکوب استعدادهای مسلمین با هجوم و وحشی گری غربی ها و حکام و پادشاهان داخلی دست نشانده لذا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران می بینیم که ظرف مدت کوتاهی نوآوری و ابداعات علمی بت سرعتی سرسام آور در حال پیشرفت است این به خاطر از بین رفتن دو عامل مهم فوق پس از پیروزی انقلاب است. (( در این زمینه کتب زیر را مطالعه فرمایید : 1-علل پیشرفت و انحطاط مسلمین،زینالعابدین قربانى 2- علل ضعف و انحطاط مسلمین در اندیشههاى سیاسى و آراى اصلاحى،سید جمالالدین اسدآبادى، احمد موثق 3- آمریكا پیشتاز انحطاط،روژه گاردى، ترجمه: قاسم منصورى 4- علل انحطاط تمدنها،قانع عزیزآبادى 5- ریشههاى ضعف و عقبماندگى مسلمانان،رجبى 6- رمز عقبماندگى ما،امیر شكیب ارسلان، ترجمه: محمد باقرانصارى 7- بررسی علل انحطاط مسلمین/شهید مطهری.)) اما اصل سخن : اینکه شما می خواهید اعتقاداتتان موروثی نباشد و به باور قلبی برسید بسیار پسندیده است و اتفاقا سفارش اسلام هم همین است اما راه درست و کوتاه چیست راهی که عمر کوتاه ما زودتر پاسخ بدهد یكی از علائم صدق و كذب هر ادعایی محتوای پیام و ادعای آورنده ی آن است. وقتی محتوای پیام مطابق عقل و فطرت سلیم و دارای معارف و مضامین بلند و عالی بود در برابر وقتی كه ادعاهای پوچ و بی اساس همراه با تبلیغ از خود و دعوت به خود نه خدا از سوی مدعیان دروغین ترویج می شود هر طالب حق منصفی به خوبی داوری می كند.
براى آنكه بفهمیم كدام دین یا مذهب حق است و صحیح، باید آموزههایش دست كم داراى خصایص ذیل باشد: 1. پاسخ معقول، منطقى و موجه دادن به نیازهاى اساسى انسان و پاسخدهى به چهار پرسش اساسى: من كیستم؟ از كجا آمدهام؟ به كجا مىروم؟ براى چه آمدهام؟ 2. هدفمند بودن و در راستاى این هدف یعنى هدایت و سعادت انسان حركت كردن. 3. داراى سه نظام اعتقادى، ارزشى و عبادى بودن. 4. هماهنگى و انسجام میان این سه نظام و در مجموع همخوان بودن با هدف و غایت اصلى دین. 5. هماهنگى با نیاز واقعى جامعه و مطابقت دانستن با سرشت و سیر جوهرى انسان. امّا براى آن كه آگاه شویم یك دین یا مكتب یا مذهب واقعاً چنین است و در ادعاى خود صادق با دو روش كلان مىتوان به این مهمّ اقدام كرد: الف. روش تاریخى: یعنى با رجوع به گزارشات مستند، معتبر و كافى تاریخى مىتوان فهمید كه آیا مثلاً دین یا مكتب یا مذهب داراى ویژگىها و خصایصى كه در فوق شمارش شد، مىباشد یا خیر؟ ب) دقت در مضامین و محتواى آموزهها: با مراجعه به آموزههایى كه هر مكتبى براى خود دارد، مىتوان پى برد كه آیا حق است یا نه؟ در این خصوص، معقول، منطقى موجه بودن، هماهنگى و انسجام، پاسخگویى به نیازهاى ابدى و اساسى انسان، وجود نظام اعتقادى، ارزشى و عبادى، هدفمند بودن و مطابقت داشتن با سیر و سرشت جوهرى انسان در این آموزهها بهترین روشى است كه مىتواند ما را در حق بودن آن دین یا مكتب یا مذهب مدد رساند. ((این را نه برای داوری سریع نها برای نمونه ذکر می کنیم : مقایسه ی کتاب مقدس با قرآن به خوبی این معنا را آشکار می کند خدای کتاب مقدس ، خدایی که هم سه تاست و هم در عین سه تا بودن یکی است (تثلیث) ، خدایی که با یعقوب کشتی می گیرد و یعقوب ران خدا را گاز می گیرد و خدا مغلوب می شود و ...))
براى آنكه بفهمیم كدام دین یا مذهب حق است و صحیح، باید آموزههایش دست كم داراى خصایص ذیل باشد: 1. پاسخ معقول، منطقى و موجه دادن به نیازهاى اساسى انسان و پاسخدهى به چهار پرسش اساسى: من كیستم؟ از كجا آمدهام؟ به كجا مىروم؟ براى چه آمدهام؟ 2. هدفمند بودن و در راستاى این هدف یعنى هدایت و سعادت انسان حركت كردن. 3. داراى سه نظام اعتقادى، ارزشى و عبادى بودن. 4. هماهنگى و انسجام میان این سه نظام و در مجموع همخوان بودن با هدف و غایت اصلى دین. 5. هماهنگى با نیاز واقعى جامعه و مطابقت دانستن با سرشت و سیر جوهرى انسان. امّا براى آن كه آگاه شویم یك دین یا مكتب یا مذهب واقعاً چنین است و در ادعاى خود صادق با دو روش كلان مىتوان به این مهمّ اقدام كرد: الف. روش تاریخى: یعنى با رجوع به گزارشات مستند، معتبر و كافى تاریخى مىتوان فهمید كه آیا مثلاً دین یا مكتب یا مذهب داراى ویژگىها و خصایصى كه در فوق شمارش شد، مىباشد یا خیر؟ ب) دقت در مضامین و محتواى آموزهها: با مراجعه به آموزههایى كه هر مكتبى براى خود دارد، مىتوان پى برد كه آیا حق است یا نه؟ در این خصوص، معقول، منطقى موجه بودن، هماهنگى و انسجام، پاسخگویى به نیازهاى ابدى و اساسى انسان، وجود نظام اعتقادى، ارزشى و عبادى، هدفمند بودن و مطابقت داشتن با سیر و سرشت جوهرى انسان در این آموزهها بهترین روشى است كه مىتواند ما را در حق بودن آن دین یا مكتب یا مذهب مدد رساند. ((این را نه برای داوری سریع نها برای نمونه ذکر می کنیم : مقایسه ی کتاب مقدس با قرآن به خوبی این معنا را آشکار می کند خدای کتاب مقدس ، خدایی که هم سه تاست و هم در عین سه تا بودن یکی است (تثلیث) ، خدایی که با یعقوب کشتی می گیرد و یعقوب ران خدا را گاز می گیرد و خدا مغلوب می شود و ...))