ناشناس
سوال 393851
سلام.خانم عطارین این نامه قبلی من است که شما لطف کردید و پاسخ دادید. نامه ی قبلی خود را که جواب دادید مجددا میفرستم جهت کامل بودن اطلاعات شما برای پاسخ گویی به سوال جدیدم که در نامه ای جداگانه آن را از شما پرسیدم.<br>تاریخ مشاوره : یکشنبه 17/3/1388تاریخ پاسخ : یکشنبه 17/3/1388تحصیلات : دانشجوسن : 21گروه : روانشناسیپرسش مجدد از این مشاورسوال : با عرض سلام خدمت خانم عطاهریان.من برای بار سوم است كه نامه ی خود را ویرایش میكنم و مطالبی را به آن اضافه كرده ام كه به نظرم مهم امده اند.خواهش میكنم هم چون قبل با صبر و حوصله ای كه دارید پاسخ من را بدهید.متشكرم<br>سلام.من در سال اول دانشگاه هستم از دختری خوشم اومد و سعی كردم خودم رو بهش نزدیك كنم.به بهانه درس موفق شدم.نزدیك به 9 ماه با هم دوست بودیم.در ابتدا هیچ انگیزه ای نداشتم برای ازدواج اما هر روز به او علاقمندتر میشدم و احساسم به او به خاطر اخلاق و رفتار خو بش بیشتر میشد.تا این كه چند روز پیش برایش موقعیت ازدواج پیش آمد.از آنجایی كه او فكرمیكرد كه من فقط برای دوستی با او هستم واین را قبلااز من پرسیده بودو من گفته بودم فقط دوستی و از من ناامید شده بود به آن موقعیت فكر كرده بود البته من در آن موقع نیم نگاهی به ازدواج داشتم اما نمیخواستم او به خاطر من موقعیت های خوبش را خراب كند.ما درآن 9 ماه همچون زن وشوهر به هم اهمیت میدادیم و لحظه لحظه از هم خبر داشتیم و به هم بسیار وابسته بودیم ,هستیم.و من به او علاقه مند شده بودم و او را دوست داشتم و دارم تا جایی كه لحظه ای تاب و تحمل ناراحتی او را ندارم و اگر لحظه ای با هم مشكل داشتیم هردومان بسیا ر اندوهگین بودیم. به او احساس غیرت پیداكرده بودم ودارم. بعد از آن كه فهمیدم به آن موقعیت جواب منفی داده دوباره به طرفش رفتم و هرچند كه او چندین بار من را از خود راند ولی باز هم تلاش خود را كردم كه به او برسم.چه شب هایی كه از غم از دست دادنش گریه میكردم به طوری كه خانوده ام متوجه تغییر رفتارم شدند.تمام تلاشم را كردم و احساس قلبیم را به آن دختر گفتم البته چندین بار ناموفق بودم تا این كه یك بار موفق شدم که دل او را دوباره به دست آورم.دیگر نمی خواستم او را از دست بدهم و از انجا كه او حاضر نبود رابطه مان رنگ دوستی بگیرد و نمی خواستم او را از دست بدهم به او گفتم كه قصد ازدواج با او را دارم شرط كرد كه خانواده ام را در جریان بگذارم.این دختر عاشقانه من را دوست دارد كه با آن كه موقعیت های بهتر از من دارد ولی با من از آینده میگوید با انكه من اصلا شرایط ازدواج را ندارم. 20 روز من از غم از دست دادن او یا گریه میكردم یا غصه میخوردم.من او رادوست دارم به طوری كه هر لحظه كه او در مقابل من هست همه وجودم و فكرم مال اوست.خانواده ام او را دیدند البته آن ها به شدت مخالف اند.خانواده ام از لحاظ ظاهری ایرادی از او گرفتند.هرچند كه آن ایراد از نظر من زیباست.حال قرار است او به مادرم جواب بدهد كه آیا حاضر است برای من صبر كند یا نه .چند روزی است كه به شهرش برگشته ما همیشه با اس ام اس و زنگ با هم در ارتباط هستیم حتی الان.و با هم كاملا صمیمی هستیم.مشكل من اینجاست كه در این چند روزی كه او در كنارم نبود پیش می آمد كه من دختران دیگری را ببینم و از ظاهر آن ها خوشم بیاید كه همین موضوع باعث میشد كه من به خودم و عشقم به او شك كنم و نگران این هستم كه این با هم بودنمان در آینده از سر ترحم شود و من به او بگویم دوستت دارم در حالی كه ممكن است كسانی را ببینم و از ظاهر آن ها خوشم بیاید.البته امیدوارم كه توجه كرده باشید كه من چه قدر در ان 20 روز از غم از دست دادنش چه میكردم و جز دعا و آرزوی خوشبختی برای او چیزی نمیكردم.و اصلا طاقت لحظه ای ناراحتی او را ندارم و دوست ندارم او را با كس دیگری ببینم .تا قبل از رفتنش 100 درصد به خودم مطمئن بودم و از تصمیم خودم برای با او بودن در آینده مطمئن بودم. اما دو سه روز است كه دو دل شدم به خاطر این که ممکن است چند دختری را به طور تصادفی ببینم مثلا در خیابان و از ظاهر آن ها خوشم بیاید.میترسم كه من عاشق واقعی نباشم و در حق او ستم كنم كه شرعا مسئولم.مشكل من چیست؟البته كسی در زندگیم جز او نیست و اگر كسی را دیدم و از ظاهر او خوشم آمده به نظر خودم از روی هوس بوده چون ممكن بوده از ظاهر چندین دختر در یك روز خوشم بیاید.از خودم میپرسم كه آیا دختری كه با او هستم ویزگی های ظاهری مورد نظرم را دارد ؟اما نمی دانم چه جوابی دارم.البته حتما او ویزگی های اولیه ی ظاهری مورد نظرم را داشته كه من سراغش رفتم.ولی نمیدانم چرا دودل شدم.چه كنم؟آیا همه ی مردانی که ازدواج میکنند محال است که کسی را ببینند و در دلشان بگویند این خانم از زن من زیبا تر است؟.مشکل من چیست؟تا کنون نشده که او در کنار من باشد و من به کس دیگری فکر کنم .نا گفته نماند که اخلاق و رفتار و متانت او برایم بی نظیر است و من شیفته ی اخلاقش هستم و به اخلاق و رفتار او هم توجه داشته ام.او از نظر اخلاقی حتی بیشتر از ایده آل مورد نظر من است و او را دوست دارم.<br><br>البته روابط ما همراه با كمی ملاعبه هم بود كه من از این لحاظ خودم را شرعا مسئول میدانم.وفكر میكنم این عمل باعث شده كه من كمی احساس كنم مثل سابق نیستم.من فكرمیكنم كه این طبیعی باشد چون زن و شوهر بعد از آن كه مدتی میگذرد و برای هم عادی میشوند دیگر مسائل دیگری مثل اخلاق و رفتار هست كه آن ها را پیش هم نگاه میدارد.من شیفته ی رفتار او هستم و دوستش دارم آیاوضعیت من طبیعی است؟و همه مردان چنین حالتی را دارند بعد از مدتی که از ازدواجشان میگذرد؟<br><br>مادر پدرم هر دو فرهنگی.وضعیت مالیمان متوسط خوب است.روابطمان معمولی است.و هر دو لیسانس هستند.یک برادر کوچکتر دارم.و از او 8 سال بزرگترم.<br>من دانشجوی رشته ی مترجمی زبان انگلیسی هستم و او هم با من هم رشته است و با هم در یك كلاس در دانشگاه هستیم.پیش می آمد كه پیشنهاداتی برای رابطه و ازدواج به او میشد و لی من آنقدر او را دوست دارم كه تصور این كه او با كس دیگری باشد مرا آزار میداد.به او احساس غیرت میكنم .و تاب لحظه ای ناراحتی او را ندارم.<br>من هر زمان كه به او گفتم دوستت دارم الین كلمات را از صمیم دل گفتم.اما میترسم الان این كلمات را به او بگویم آخر دو دل شده ام.میترسم این عشقم به او كم شود كه ان هم فقط جنبه ی ظاهری دارد من یه شخصه فكر میكنم كه هوس مرابه دو دلی انداخته است.البته او خصوصیات ظاهری اولیه مدنظرم را داشته كه به سراغش رفتم.كسی جز او در زندگیم نیست.مسئله اینجاست كه وقتی او را دیده ام دست و دلم نلرزیده است و همین موضوع من را نگران كرده .البته من حاضر نیستم از او جدا شوم چون به هر حال به خاطر روابط بین ما من خودم را مسئول میدانم هرچند كه اتفاقی برای او نیفتاده و برایش مشكلی پیش نیامد.و من دوست ندارم اصلا دوست ندارم كه دل كسی را بشكنم.البته من از سر ترحم با او نیستم و او را دوست دارم و نمیتوانم تحمل كنم كه او با كس دیگری باشد.agar in do delie do se ruzereye man tabii bashad va hame chenin marhalei ra dashte and man aram misham.<br>خانم عطاهریان خواهشمیكنم به گونه ای پاسخ دهید كه من را از این دودلی نجات دهد.پاسخ : با سلام<br>دوست گرامی پیشنهاد می کنم مدتی به خودتان و ایشان فرصت داده و البته از هم دور باشید و بعد به طور منطقی (البته هر دو شما) در مورد اینکه ایا مناسب هم هستید یا نه فکر کنید و بعد برای ازدواج اقدام کنید. در اثر این فرصت هم نحوه تفکر شما دو نفر در مورد ازدواج و انتخاب یکدیگر پخته تر میشود و هم اطمینان حاصل خواهید کرد که ایا یکدیگر را از روی احساسات انتخاب کرده اید یا اینکه از روی تفکر و منطق بوده است.<br>با تشکر از تماس شما.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
دوست گرامی برای اینکه منظور دقیق مرا از انتخاب منطقی متوجه شوید لازم است که این موارد را حتما در نظر بگیرید:
داشتن تناسب خانوادگی(از لحاظ آداب و معاشرت)، تناسب فرهنگی – اجتماعی، تناسب طبقاتی( از لحاظ وضعیت معیشتی و اقتصادی)، تناسب ظاهری(از لحاظ اندام و چهره) و تناسب اعتقادی و معنوی و تناسب سنی.
در ضمن به این موارد نیز توجه کنید.
1- توجه به گفتار و رفتار
2- شناخت و دقت در محل سکونت خانواده طرف مقابل
3- شناخت و توجه به ویژگی های ظاهری ( قد، هیکل،رنگ پوست).
4- طرز لباس پوشیدن
منظور من از ذکر مطالب بالا سخت گیری نیست بلکه توجه کنید که آیا این ویژگی های طرف مقابل با معیارهای شما حدود 70 الی 80 درصد هماهنگی دارد.
1- شناخت اهداف و توقعات یکدیگر2- نظر و دیدگاه ایشان در مورد تحصیل و اشتغال شما و در مقابل بیان کردن نظر خود در این مورد3- شناخت نحوه گذراندن اوقات فراغت ایشان4- صحبت کردن در مورد اهمیت صداقت در زندگی مشترک5- بررسی نحوه واکنش فرد در موقعیت هایی که عصبانی می شوند 6- اهمیت راز داری و حل مشکلات بین خودتان بدون دخالت والدین (البته به تفاوت دخالت و مشورت واقف باشید)7- در زمینه اعتقادات و باور های مذهبی خود و ایشان 8- سابقه بیماری جسمی یا روحی در خودتان و ایشان9- استعمال سیگار(این مساله عموما در مورد آقایان مورد بررسی قرار میگیرد) 10- رابطه ایشان با دوستان و چگونگی رفت و امد(مثلا خیلی اهل دوستی های افراطی نباشند تا حدی که خانواده را فراموش کنند 11- نگرش سیاسی ایشان(مثلا تفاوت فاحشی در زمینه باورهای سیاسی با هم نداشته باشید مثلا شما موافق نظام حکومتی باشید ولی ایشان کاملا مخالف باشند) 12- پرسیدن در مورد محل سکونت مثلا کجا را می خواهید برای زندگی انتخاب کنید 13- وابستگی به خانواده (البته روشن کنید که منظورتان بررسی وضعیت استقلال عاطفی است نه قطع رابطه کردن با اعضای خانواده شان )14- فرزند دار شدن مثلا این نکته را بررسی کنید که اگر به فرض محال قادر به بچه دار شدن نبودید تصمیم ایشان چه خواهد بود ؟15 – سوال در مورد محل سکونت مثلا با توجه به اینکه ایشان متعلق به شهری دیگر هستند می خواهند در کجا زندگی کنند؟
توجه:
در مورد مناسبات والدین ایشان باید توجه لازم را داشته باشید مثلا ببینید رابطه والدین شان با هم خوب است یا نه؟ در ضمن اگر این خانواده عروس یا داماد هم دارند در زمان تحقیقات از این خانواده سعی کنید با یک روش مناسب البته از طریق خانواده متوجه موفقیت یا عدم موفقیت در ازدواج انها مطمئن شوید و یا در مورد مسائلی که برایتان مهم بوده و در موردش هنوز تردید دارید از عروس ها یا دامادهایشان بپرسید.