ناشناس

سوال 393965

سلام عرض می کنم. وقت شما به خیر<br> بنده در نامه ای با کد 519688 عرض کرده بودم که الحمد لله بسیار باهوش و سلامت و در هر کاری موفق هستم.<br>و همچنین عرض کرده بودم دیدن دیگران که این ویژگیها را ندارند در من احساس بدی به وجود می آورد.<br>جدا از اینکه به نظر می رسد خیلی از افراد واقعا بر اساس حکمتی الهی به ظاهر محرومتهایی دارند اما خیلی از آنها هم خودشان هستند که (البته در طول حکمت الهی) سبب شکست و بیماری خود می شوند...<br>به هر حال از پاسخ شما سپاسگزارم.<br>اما انگار در من درونی نشده است!<br>ببخشید، سوالی که این بار دارم مربوط به در خواست کمک در مورد افکاری است که آرامش را از من سلب کرده اند...<br>گویی چیزی در شناخت و تفکر من گم شده است و سبب ایجاد افکار گیج کننده ای در من است.. <br>من به شدت ترس از دست دادن نعمتها و ترس از بیماری و شکست دارم!<br>خیلی می خواهم به خودم تلقین کنم که خداوند خیرخواه من است و من در حمایت و حفاظت کامل او هستم.<br>اما مدام می ترسم که همین رخ دادن چیزهایی که از آنها می ترسم به صلاح من باشد!<br>و یا ممکن است خودم با اراده ی خودم نادانسته سبب شوم بلایی بر سرم نازل شود.<br><br>جدا از احساس گناه به خاطر اینکه می بینم این همه آدم در بیماریها و مشکلات غرقند و من هیچ مشکلی( به جز این افکار گیج کننده) ندارم و شکر خدا همه چیز برایم عالی است.<br>از طرفی نمی خواهم این وضعیت عالی را از دست بدهم.<br><br>من در رشته ای تحصیل می کنم که فقط با بیماریها سر و کار دارد.<br>وحشتناک است که هزاران بیماری چه جسمی و چه روانی، <br>در هر مر حله ای از رشد انسان ( حتی قبل از تولد) در کمین ماست.<br>و برای خیلیهایشان که هنوز درمان و پیشگیری کشف نشده. شیوعشان هم بالاست.<br>من همه اش می ترسم خودم به همین بیماریها دچار شوم.<br>میدانم که باید به خدا توکل کرد اما اگر خداوند برای امتحان الهی چیزی بر من نازل کند که باعث رنج و عذاب من باشد ولی خیر من در ان است، چه؟<br>می دانم که خداوند قدرت تحمل آن را هم به من عطا خواهد کرد اما باز میترسم<br>می دانید، قانون علت و معلول به ما می گوید که اگر آدم هماهنگ و با آرامش و حتی شادمان باشد، سلامت هم خواهد بود.<br>حتی خیلیها اعتقاد دارند که هر مرضی ناشی از گناه یا تخلف از قوانینی است که خدا وضع نموده است<br>اما آیا این صد در صد است؟<br>خیلی آسان است که ما به قوانین علت و معلول اعتماد کنیم<br>یعنی من در راه رسیدن به یک معلول، همه ی علل را تا جایی که می دانم رعایت می کنم، چون کامل نیستم به خدا توکل کرده و از او می خواهم نقایص را برطرف کند و خودش آنها را جبران کند، <br>پس معلول اگر خداوند بداند سبب خیر من است ، صد در صد محقق می شود<br><br>انگار چیزی در اینجا گم شده است و همین مرا آشفته می کند<br>اگر به همین راحتی است چرا بقیه اینکار را نمی کنند؟<br>. من همیشه در همه ی کارهایم به همین شیوه عمل می کردم. و "همیشه" اگر در شک و ترس نمی افتادم به آن خواسته هایم میرسیدم.<br>و حالا می گویم نکند تمام این مدت، به کاری گناه دست زده ام و هر چه به دست آورده ام از راه گناه بوده است؟<br><br>از طرفی نمی دانم چطور به خدا توکل کنم که نترسم چیزی را از دست بدهم یا گرفتار مصیبتی شوم که نابودم کند یا دوست نداشته باشم اتفاق بیفتد<br>می توانم دعا کنم که خداوند مرا تا ابد سلامت و موفق حفظ نماید اما چه تضمینی وجود خواهد داشت که صد در صد همین خواسته اجابت می شود..<br>از کجا بدانم دعایی که می کنم صد در صد به همان صورت که می خواهم اجابت می شود؟ شاید حکمت من این باشد که اجابت نشود!<br>پس دیگر از کجا مطمئن باشم ؟<br>باید امید به خدا داشت که هر آنچه و برایمان می فرستد خیر است اما آیا این خیر می تواند تا ابد نقصانی را در برگیرد؟<br>آیا میشود از اینکه مثلا خداوند به حضرت ایوب هر انچه را از دست داده بود دوباره عطا نمود، نتیجه گرفت که خیر خداوند تنها به کمال و افزایش و "خوشحالی ما" منتهی میشود؟<br>ایا صد در صد شکر نعمتها به افزایش آنها منجر می شود؟<br><br><br>از اینکه وقت شما را گرفتم عذر می خواهم.<br>از شما بسیار سپاسگزارم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
ما هر چه خواستیم بگوییم دیدیم شما بلدید. با این وجود چند مطلب را می گوییم. بیشتر آنها تنها تذکر است، و بعضی شاید برای شما جدید باشد. بندهای کلام ما به ترتیب ناظر به بخش بخش کلام شما است.
1. اگر باور کنیم که هر چه برای ما مقدر می شود از سوی خداوند و خیر است، از دست دادن نعمت ها هم نباید موجب نگرانی ما باشد.
نگرانی نسبت به تقصیر طبیعی و مثبت است و می تواند حاشیه احتیاطی را در رفتار انسان ایجاد کند، ولی باز باید بدانیم که قاعده "الخیر فی ما وقع" حتی در مواردی که ما مقصریم هم جاری است. یعنی تقدیر الهی بعد از خطای تقصیری ما هم بهترین تقدیر ممکن در حق ما است تا بتواند ما را به سعادت نزدیک و یا از بدی دور کند. بله، همیشه باید مراقب بود که خود ما بهترین مواجهه را با تقدیر الهی ـ یعنی واقعیت ـ داشته باشیم.
2. وقتی برای دنیا ارزش اصالتی قائل نبودیم و زندگی اخروی را اصل دانستیم، از دست دادن نعمت سنگین نخواهد بود. انتظار این را از خود نداشته باشیم که آن چه در زمین و آسمان است، و یا حکومت بر آن از عطسه بزی برای ما بی ارزش تر باشد ـ که این خاص مثل امام علی(ع) است ـ ولی ما هم می توانیم با نگاه دینی به عالم و آدم، به طور نسبی، کمی به این حالت نزدیک شویم.
3. چنین نیست که هر بیماری و مصیبتی ناشی از گناهی باشد که انسان انجام می دهد، که سنتهای الهی در مصائب و گرفتاریها متعدد و متفاوت است، و همه اش سنت مجازات نیست.
4. این که دیگران چرا چنین نمی کنند، به خاطر آن است که بینش ما انسانها به ندرت بینش کامل دینی است. قلیلی از اولیای الهی هستند که با مراقبت از نفس و ریاضت شرعی توانسته اند نگاه خود به عالم و آدم را نگاهی کاملا دینی کنند.
در راه دین و زندگی دیندارانه نباید منتظر عمل دیگران نشست که عمل و حتی نظر اکثریت معیار حق و باطل حقیقی نیست. بله، در این راه باید از عالمان دین کمک گرفت.
5. قرار نیست ما بدانیم که آیا دعایمان به همان شکل که ما می خواهیم مستجاب می شود یا نه؟ خواست خداوند این است که مؤمن همیشه در خوف و رجا باشد، تا حال تضرع او همیشه باقی و با دوام باشد.
6. به طور قطع، می توان گفت تقدیر خداوند بهترین گزینه برای کمال همه انسانها است؛ و اگر ما در اعمال اختیاری خود، خوب عمل کنیم به خوشبختی و سعادت کامل می رسیم، و این سعادت و خوشبختی و آرامش را در دنیا و آخرت خواهیم دید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذکر ـ قم.
باستانی.