ناشناس
سوال 397293
سلام علیکم<br><br>تاریخ درباره خالد ابن ولید چه جرایمی را برعلیه پیامبر( ص) و امام علی ع ( قبل از وفات وبعد از وفات پیامبر اکرم ص )ذکر می کند ؟<br>با تشکر فراوان
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
خالد بن ولید بن مغیرة مخزومى قرشى، از معاریف مكه قبل از اسلام بوده، و در جنگهاى مردم مكه ریاست سواران را داشته، و در همه جنگهاى مشركان علیه پیغمبر اسلام(ص) شركت داشته، و در سال هشتم هجرى پیش از فتح مكه به اتفاق عمرو عاص اسلام آورد و به مدینه هجرت نمود، و از آن به بعد جزء سپاهیان اسلام شد.
از امام باقر(ع) رسیده كه پیغمبر(ص) خالد را به منظور دعوت به اسلام به نزد قبیله بنى المصطلق كه شاخه اى از بنى جذیمه بودند اعزام داشت. از آن جا که در جاهلیت میان قبیله جذیمه و بنى مخزوم ـ قبیله خالد ـ دشمنى بود، به نقل تاریخ ابن اثیر، وقتى خالد بدانجا رسید و آنان او را دیدند سلاح برداشتند. خالد گفت: سلاح خود را به زمین نهید كه همه مردم اسلام آورده اند ـ و این واقعه پس از فتح مكه بود ـ آنان سلاح خویش به زمین نهادند، و به نقل امام باقر(ع) نماز را هم با جماعت خالد خواندند، ولى خالد از فرصت سوء استفاده نموده، فرمان داد به آنها حمله كردند، و جمعى را كشته و اموالشان را به غارت برد. آنها به نزد رسول(ص) آمده از خالد شكوه نمودند. حضرت فرمود: خداوندا! من از كرده خالد بیزارم. در این حال مالى وافر جهت پیغمبر آوردند. حضرت آن مال را به على(ع) داد و فرمود: به زودى به نزد بنى جذیمه رفته با این مال آنها را راضى كن. على(ع) بدانجا شتافت، و وظیفه محوله انجام داد و بازگشت.
یغمبر(ص) از او پرسید چه كردى؟ عرض كرد: خونبهاى كشته هاشان را، حتى جنینى كه از رحمى سقط شده بود، دادم و بهاى اموالشان را پرداختم تا این كه بهاى ظرف آب سگانشان و طناب چوپانهاشان را نیز دادم، و چون از آن وجهى كه به من داده بودید، چیزى باقى ماند، احتیاطاً به منظور این كه مبادا چیزى فراموش شده باشد به آنها پرداختم، تا از تو راضى شوند.
حضرت فرمود: دادى كه از من راضى شوند، خدا از تو راضى باد. تو اى على نسبت به من بمنزله هارونى نسبت به موسى، جز اینكه پس از من پیغمبرى نباشد.("بحارالانوار، ج21، ص142)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
خالد بن ولید بن مغیرة مخزومى قرشى، از معاریف مكه قبل از اسلام بوده، و در جنگهاى مردم مكه ریاست سواران را داشته، و در همه جنگهاى مشركان علیه پیغمبر اسلام(ص) شركت داشته، و در سال هشتم هجرى پیش از فتح مكه به اتفاق عمرو عاص اسلام آورد و به مدینه هجرت نمود، و از آن به بعد جزء سپاهیان اسلام شد.
از امام باقر(ع) رسیده كه پیغمبر(ص) خالد را به منظور دعوت به اسلام به نزد قبیله بنى المصطلق كه شاخه اى از بنى جذیمه بودند اعزام داشت. از آن جا که در جاهلیت میان قبیله جذیمه و بنى مخزوم ـ قبیله خالد ـ دشمنى بود، به نقل تاریخ ابن اثیر، وقتى خالد بدانجا رسید و آنان او را دیدند سلاح برداشتند. خالد گفت: سلاح خود را به زمین نهید كه همه مردم اسلام آورده اند ـ و این واقعه پس از فتح مكه بود ـ آنان سلاح خویش به زمین نهادند، و به نقل امام باقر(ع) نماز را هم با جماعت خالد خواندند، ولى خالد از فرصت سوء استفاده نموده، فرمان داد به آنها حمله كردند، و جمعى را كشته و اموالشان را به غارت برد. آنها به نزد رسول(ص) آمده از خالد شكوه نمودند. حضرت فرمود: خداوندا! من از كرده خالد بیزارم. در این حال مالى وافر جهت پیغمبر آوردند. حضرت آن مال را به على(ع) داد و فرمود: به زودى به نزد بنى جذیمه رفته با این مال آنها را راضى كن. على(ع) بدانجا شتافت، و وظیفه محوله انجام داد و بازگشت.
یغمبر(ص) از او پرسید چه كردى؟ عرض كرد: خونبهاى كشته هاشان را، حتى جنینى كه از رحمى سقط شده بود، دادم و بهاى اموالشان را پرداختم تا این كه بهاى ظرف آب سگانشان و طناب چوپانهاشان را نیز دادم، و چون از آن وجهى كه به من داده بودید، چیزى باقى ماند، احتیاطاً به منظور این كه مبادا چیزى فراموش شده باشد به آنها پرداختم، تا از تو راضى شوند.
حضرت فرمود: دادى كه از من راضى شوند، خدا از تو راضى باد. تو اى على نسبت به من بمنزله هارونى نسبت به موسى، جز اینكه پس از من پیغمبرى نباشد.("بحارالانوار، ج21، ص142)
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.