ناشناس
سوال 419805
باعرض سلام وخسته نباشی-می خواستم وضعیت مکانی وهیجانی روح ازلحظه خارج شدن ازبدن تاروز چهلم فوت(که میگویندروح بربالای مزارش است وحاضرین برمزارش رامیبیند)راتوضیح دهید.پیشاپیش ازتوضیحات مستند وکامل شما متشکرم!
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام
ارتباط خاصى میان «قبر برزخى» و «قبر خاكى» یعنى، بین «روح انسان» در برزخ و «بدن مادى» او در قبر خاكى وجود دارد. این ارتباط، در اصل از ارتباط روح وبدن مادى كه در طول زندگى دنیایى با یكدیگر یك نوع اتحاد داشتهاند، سرچشمه مىگیرد كه با قطع تعلّق روح از بدن پس از مرگ، به كلى از میان نمىرود بلكه یك نوع ارتباط در حد پایینترى میان روح برزخى و بدن مادى و خاكى وجود دارد.
البته نه در حد و اندازهاى كه در زندگى دنیایى و در دوران تعلّق روح به بدن وجود داشت و نه با آن كیفیت و كمیت بلكه در میزانى ضعیفتر و با كم و كیفى دیگر. از همین رو «قبر خاكى» با «عالم برزخى» روح، ارتباطى دارد كه نقاط دیگر این ارتباط را ندارد: به همین جهت على رغم حضور روح در عالمى فرا مادى، و فوق زمان و مكان، توجّه خاصى به بدن مادى و به نقطهاى كه بدن خاكى در آن هست، دارد و بر اساس همین ارتباط میان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورات و احكام خاصى در باب قبر، تشییع جنازه، كفن و دفن، حرمت قبر، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت برسر قبور و نظایر آن در شریعت اسلامى وجود دارد.
ارتباط روح و بدن در ساعت و روزهاى اول مرگ، بیش از روزها و اوقات بعدى است و این به دلیل الفت و وحدت شدیدى است كه روح با بدن مادى در این دنیا دارد.
به تدریج با انس گرفتن روح با «بدن برزخى» و «قالب مثالى» از این توجّه و ارتباط كاسته شده، ارتباط ضعیفى میان روح و بدن خاكى باقى مىماند. ولى به هر حال درساعات وروزهاى اول مرگ، روح در عین اینكه در برزخ است، خود را در كنار بدن مادى مىیابد به صورتى كه با حركت دادن و غسل دادن و كفن و دفن به دنبال بدن مادى بوده، در آنجا حاضر است.
هنگامى كه بدن میت را وارد قبر مىكنند، روح خود را با آن و نزدیك به آن مىیابد و چون با احكام جدید، خطرات، وحشتها و تاریك و روشن نبودن آینده خود، روبهرو مىشود و شاهد ورود بدن به زیر خاك است طبعا ترس، اضطراب و نگرانى خاصى دامنگیر روح مىشود. بدین لحاظ است كه براى مراعات حال روح در این لحظات دستورات خاص و احكام ویژهاى، در متون اسلام وارد شده كه هر كدام حامل حساب و معانى خاصى و منظور و مقصود مشخصى است و براى اهل آن به اندازه فهمشان، قابل درك است.
وارد نكردن دفعى بدن به قبر و گذاشتن آن، دو یا سه زراع پایینتر قبر بر روى زمین،(1) وارد كردن بدن میت از قسمت پاها در داخل قبر(2) و خواندن دعاهاى مخصوص هنگام قرار دادن میت در لحد و زمان گذاشتن خشت روى قبر و وقت خروج از قبر و(3) هر یك داراى مضمون خاصى بوده و شامل درخواست مخصوصى از خداوند متعال براى میت است و هر كدام نشانگر ارتباط قبر مادى با قبر برزخى و ابعاد، رموز و دقایق مختلف آن است.
ارتباط روح با قبر خاكى، موجب مىشود كه بتوان از این طریق بهتر با روح رابطه برقرار و به او توجه كرد و نیز توجه او را جلب نمود. بدین جهت در روایات تأكید فراوانى بر زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت و تلاوت قرآن بر سر قبرها شده است. هر چند این آداب در هر جایى براى مردگان خوب است ولى به دلیل ارتباط قبر برزخى با قبر خاكى، بر انجام دادن این آداب بر سر قبرها تأكید بیشتر شده و از استحباب بیشترى برخودار است.
از طرفى ارواح نیز بر اساس این ارتباط با بدن مادى و قبر خود، از حضور مؤمنان مسرور و مبتهج مىشوند(4) و با زیارت كنندگان سخنها دارند كه اگر گوش شنوا و چشمبینایى باشد، آن حكایتها را مىفهمد و در مىیابد.
رو به گورستان دمى خامش نشین آن خموشان سخن گو را ببین
لیك اگر یك رنگ بینى خاكشان نیست یكسان حالت چالاكشان
شحم و لحم زندگان یكسان بود آن یكى غمگین، دگر شادان بود
تو چه دانى تا ننوشى قالشان ز آنكه پنهان است بر تو حالشان
بشنوى از قال، هاى و هوى را كى ببینى حالت صد توى را
نقش ما یكسان به ضدها متصف خاك هم یكسان روانشان مختلف
(5)
و نیز به لحاظ وجود
ارتباط میان «قبر خاكى» و «قبر برزخى»، بهتر است بدن مادى میت در مكانهاى شریف و مقدس، مانند مشاهد ائمه (ع)، حرم علما، شهداء و امامزادگان دفن شود چرا كه ارتباط میان ارواح پاك پیامبران، امامان، صالحان و اولیاى الهى و قبرهاى شریف، پاك و مقدس آنان، توجّه خاص و ویژه آن بزرگان را، به نقطههایى كه بدنهاى مطهرشان در آنجا مدفون است، به دنبال خواهد داشت و قهراً این مكانها، مشمول نظر و احاطه وجودى مخصوص آنها خواهد بود و ارواح مقدس آنان در این مكانها، حضور خاصى خواهند داشت. از اینرو، اگر بدن میتى در این مكانها و در قرب آنها دفن شود، از بركات و نعمتهاى این نظر و احاطه وجودى بهره خواهد برد و در نهایت در صورت صلاحیت براى این استفاده و بهرهورى، ارواح آنها نیز از این بركات بهرهمند خواهند شد.(6)
خاك گور از مرد هم یابد شرف تا نهد بر گور او دل روى و كف
خاك از همسایگى جسم پاك چون مشرف آمد و اقبال ناك
(7)
موفق باشید
پىنوشت
(1) حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 2، ص 838.
(2) همان، ص 828.
(3) همان، ص 845.
(4) امام صادق) ع (در روایتى مىفرماید:» قسم به خداى متعال مردگان رفتن شما را] بر سر قبورشان [مىدانند و با حضور شما مسرور مىشوند و با شما انس مىگیرند و بهرهمند مىشوند. «) وسائل الشیعه، ج 2، ص 878)
(5) مثنوى معنوى، دفتر سوم، ابیات 4764- 4769.
(6) ر. ك: عروج روح، صص 76- 71 معاد یا بازگشت به سوى خدا، ج 1، صص 243- 259.
(7) مثنوى معنوى، دفتر ششم، ابیات 3008 و 3009.
ارتباط خاصى میان «قبر برزخى» و «قبر خاكى» یعنى، بین «روح انسان» در برزخ و «بدن مادى» او در قبر خاكى وجود دارد. این ارتباط، در اصل از ارتباط روح وبدن مادى كه در طول زندگى دنیایى با یكدیگر یك نوع اتحاد داشتهاند، سرچشمه مىگیرد كه با قطع تعلّق روح از بدن پس از مرگ، به كلى از میان نمىرود بلكه یك نوع ارتباط در حد پایینترى میان روح برزخى و بدن مادى و خاكى وجود دارد.
البته نه در حد و اندازهاى كه در زندگى دنیایى و در دوران تعلّق روح به بدن وجود داشت و نه با آن كیفیت و كمیت بلكه در میزانى ضعیفتر و با كم و كیفى دیگر. از همین رو «قبر خاكى» با «عالم برزخى» روح، ارتباطى دارد كه نقاط دیگر این ارتباط را ندارد: به همین جهت على رغم حضور روح در عالمى فرا مادى، و فوق زمان و مكان، توجّه خاصى به بدن مادى و به نقطهاى كه بدن خاكى در آن هست، دارد و بر اساس همین ارتباط میان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورات و احكام خاصى در باب قبر، تشییع جنازه، كفن و دفن، حرمت قبر، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت برسر قبور و نظایر آن در شریعت اسلامى وجود دارد.
ارتباط روح و بدن در ساعت و روزهاى اول مرگ، بیش از روزها و اوقات بعدى است و این به دلیل الفت و وحدت شدیدى است كه روح با بدن مادى در این دنیا دارد.
به تدریج با انس گرفتن روح با «بدن برزخى» و «قالب مثالى» از این توجّه و ارتباط كاسته شده، ارتباط ضعیفى میان روح و بدن خاكى باقى مىماند. ولى به هر حال درساعات وروزهاى اول مرگ، روح در عین اینكه در برزخ است، خود را در كنار بدن مادى مىیابد به صورتى كه با حركت دادن و غسل دادن و كفن و دفن به دنبال بدن مادى بوده، در آنجا حاضر است.
هنگامى كه بدن میت را وارد قبر مىكنند، روح خود را با آن و نزدیك به آن مىیابد و چون با احكام جدید، خطرات، وحشتها و تاریك و روشن نبودن آینده خود، روبهرو مىشود و شاهد ورود بدن به زیر خاك است طبعا ترس، اضطراب و نگرانى خاصى دامنگیر روح مىشود. بدین لحاظ است كه براى مراعات حال روح در این لحظات دستورات خاص و احكام ویژهاى، در متون اسلام وارد شده كه هر كدام حامل حساب و معانى خاصى و منظور و مقصود مشخصى است و براى اهل آن به اندازه فهمشان، قابل درك است.
وارد نكردن دفعى بدن به قبر و گذاشتن آن، دو یا سه زراع پایینتر قبر بر روى زمین،(1) وارد كردن بدن میت از قسمت پاها در داخل قبر(2) و خواندن دعاهاى مخصوص هنگام قرار دادن میت در لحد و زمان گذاشتن خشت روى قبر و وقت خروج از قبر و(3) هر یك داراى مضمون خاصى بوده و شامل درخواست مخصوصى از خداوند متعال براى میت است و هر كدام نشانگر ارتباط قبر مادى با قبر برزخى و ابعاد، رموز و دقایق مختلف آن است.
ارتباط روح با قبر خاكى، موجب مىشود كه بتوان از این طریق بهتر با روح رابطه برقرار و به او توجه كرد و نیز توجه او را جلب نمود. بدین جهت در روایات تأكید فراوانى بر زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت و تلاوت قرآن بر سر قبرها شده است. هر چند این آداب در هر جایى براى مردگان خوب است ولى به دلیل ارتباط قبر برزخى با قبر خاكى، بر انجام دادن این آداب بر سر قبرها تأكید بیشتر شده و از استحباب بیشترى برخودار است.
از طرفى ارواح نیز بر اساس این ارتباط با بدن مادى و قبر خود، از حضور مؤمنان مسرور و مبتهج مىشوند(4) و با زیارت كنندگان سخنها دارند كه اگر گوش شنوا و چشمبینایى باشد، آن حكایتها را مىفهمد و در مىیابد.
رو به گورستان دمى خامش نشین آن خموشان سخن گو را ببین
لیك اگر یك رنگ بینى خاكشان نیست یكسان حالت چالاكشان
شحم و لحم زندگان یكسان بود آن یكى غمگین، دگر شادان بود
تو چه دانى تا ننوشى قالشان ز آنكه پنهان است بر تو حالشان
بشنوى از قال، هاى و هوى را كى ببینى حالت صد توى را
نقش ما یكسان به ضدها متصف خاك هم یكسان روانشان مختلف
(5)
و نیز به لحاظ وجود
ارتباط میان «قبر خاكى» و «قبر برزخى»، بهتر است بدن مادى میت در مكانهاى شریف و مقدس، مانند مشاهد ائمه (ع)، حرم علما، شهداء و امامزادگان دفن شود چرا كه ارتباط میان ارواح پاك پیامبران، امامان، صالحان و اولیاى الهى و قبرهاى شریف، پاك و مقدس آنان، توجّه خاص و ویژه آن بزرگان را، به نقطههایى كه بدنهاى مطهرشان در آنجا مدفون است، به دنبال خواهد داشت و قهراً این مكانها، مشمول نظر و احاطه وجودى مخصوص آنها خواهد بود و ارواح مقدس آنان در این مكانها، حضور خاصى خواهند داشت. از اینرو، اگر بدن میتى در این مكانها و در قرب آنها دفن شود، از بركات و نعمتهاى این نظر و احاطه وجودى بهره خواهد برد و در نهایت در صورت صلاحیت براى این استفاده و بهرهورى، ارواح آنها نیز از این بركات بهرهمند خواهند شد.(6)
خاك گور از مرد هم یابد شرف تا نهد بر گور او دل روى و كف
خاك از همسایگى جسم پاك چون مشرف آمد و اقبال ناك
(7)
موفق باشید
پىنوشت
(1) حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 2، ص 838.
(2) همان، ص 828.
(3) همان، ص 845.
(4) امام صادق) ع (در روایتى مىفرماید:» قسم به خداى متعال مردگان رفتن شما را] بر سر قبورشان [مىدانند و با حضور شما مسرور مىشوند و با شما انس مىگیرند و بهرهمند مىشوند. «) وسائل الشیعه، ج 2، ص 878)
(5) مثنوى معنوى، دفتر سوم، ابیات 4764- 4769.
(6) ر. ك: عروج روح، صص 76- 71 معاد یا بازگشت به سوى خدا، ج 1، صص 243- 259.
(7) مثنوى معنوى، دفتر ششم، ابیات 3008 و 3009.