ناشناس
سوال 422670
من یک پسر 9 ساله دارم و یکی هم باردارم خودم دانشجو هستم برای کارشناسی ناپیوسته و همسرم لیسانس و کارمند بانک . در دوره کاردانی به خاطر علاقه و پشتکارم هر ترم نفر اول شدم و همین باعث حمایت کامل همسرم از تحصیل من بود اما حالابرای کارشناسی قبول شدم و ترم 2گرافیک هستم و 5ماهه باردارم انگیزه ام برای شروع درس خواندن غیر از علاقه مندی ، به خاطر آینده پسرم و کسب درآمد ورسیدن به درجه استادی در دانشگاه بود که حداقل تا ارشد باید بخوانم و حالا به خاطر اصرار همسر و پسرم باردار شدم وهر چه بیشتر میگذرد انگیزه ام را برای درس بیشتر از دست می دهم ،خسته شدم ،از تربیت یک بچه دیگه توی این شرایط اجتماعی واهمه دارم با توجه به اینکه مادر م هم در همدان نیست تا از او برای نگهداری فرزند دوم کمک بگیرم وبا توجه به هزینه زیاد دانشگاه واینکه امکان سپردن به مهد را به خاطر شرایط مالی باید فراموش کنم کلافه هستم نمی توانم تصمیم بگیرم از یک سو به درسم علاقه دارم از سوی دیگر شرایط برایم سختتر میشود در ضمن همسرم وسواس دارد به نجاستها مدام فکرش در گیر است از قرصهای فلوکسیتین هم استفاده میکند اما خیلی فرق چندانی نکرده . بعد از به دنیا آمدن پسرم این وسواسی او بسیار شدت گرفت تا جایی که باعث شده بود من اضطراب و افسردگی بگیرم داروهایی هم به تجویز دکتر مصرف کردم اما انقدر خواب آور بود که مشکل تازه ای برایم بوجود آورد . وقتی پسرم کوچک بود وسواسی همسرم ،اینکه بچه مانع شده بود بتوانم باز نقاشی بکشم ،گریه های مداوم او به خاطر چسبندگی محل ادراش ودرد او ،همچنین از 4ماهگی تا 1 سالگی تمام دندانهایش را درآورد و ناراحتیهای او از این مسایل باعث گریه های دایمی او بود که تا سالهای بعد هم همین کار که برایش عادت شده بود ووسیله ای برای رسیدن به هدفش ادامه پیدا کرد انقدر خسته بودم که وقتی گریه های او از 3 ساعت بیشتر میشد او را کتک میزدم که باعث عذاب وجدان الانم هست بچه هم مشکل پیدا کرده بود طوری عصبی میشد و موهای مرا میکند که در دستش پر از مو میشد یاانچنان گاز میگرفت که دستم کبود میشد فقط هم با من اینطور بود و حرصش را خالی میکرد . وسواسی همسرم هم که این حالات عصبی هردوی مارا بیشتر میکرد خصوصا زمانی که بچه را داشتم از ادرار کردن میگرفتم انقدر از دست او خسته بودم که چند بار با تمام علاقه ای که به او داشتم تصمیم به طلاق گرفتم که با وساطت دیگران دوباره برگشتم او مدتی بهتر میشد وبه قولی گیر نمیداد اما دوباره شروع می کردسال گذشته هم دوباره همین برنامه طلاق را تکرار کردم اما باز هم مثل قبل شد الان که بعد از 1 سال ونیم که تصمیم به بچه دار شدن کرفتیم و نمیشد حامله هستم از او خواهش کردم شرط گذاشتم دست از وسواسی بردارد اما هرچه میگذرد میبینم فرقی نکرده و اطمینان دارم با به دنیا آمدن بچه بیشتر میشود و همه ناراحتیهای من دوباره شروع میشود فقط من احمق بودم که به حرف او گوش کردم وگذاشتم حامله شوم . من همیشه بچه ها را دوست داشتم اما نمیخوام ناشکری کنم اما از آمدن این بچه نگرانم ،میترسم،علاقه ای ندارم و احساس میکنم مانع پیشرفت و آرامشم میشود احساس میکنم دوستش ندارم و برای او متاسفم که من نمیتوانم مادر خوب و دلسوزی برایش باشم و ظلمی است که به هر دو فرزندم کردم که مثل بعضی مادرای دیگر نمیتوانم با تمام وجود و عاشقانه به آنها برسم و زندگیم را وقف آنها کنم بچه اولم که درشکمم بود عاشقانه دوستش داشتم با او حرف میزدم وبرای آمدنش لحظه شماری میکردم فکرهای قشنگی برای تربیت ،گردش وتفریح او و آموزش ورفاقت با او داشتم اما همه برعکس شد . حالا همه این فکرها و خاطرات بد در ذهنم است ونگرانیم را روز به روز بیشتر میکند و تصمیم گرفتم دانشگاه را رها کنم چون به نظرم کار بیهوده و بی وقی است و دیگه فایده ای ندارد هر چند میدانم بعدا به شدت پشیمان میشوم اما حداقل یک دغدغه از ذهنم کم میشود .<br>حالا با این تفاسیر شما مرا برای دوباره مادر شدنم راهنایی کنید که همه چیز دوباره تکرار نشود
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست گلم بعضی وقتا در زندگی آدمها به چند موضوع علاقه و نیاز دارند. اما باید یاد بگیرن كه رسیدگی به موضوع های مختلف رو اولویت بندی كنند. موضوع بچه دار شدن و ادامه تحصیلات از این قراره. هردو این مسائل از اهمیت خاصی برخورداره. اما باید باتوجه به شرایط زندگی اولویت رو به یكی از اونها داد. منظور من این نیست كه ترك تحصیل كنید. بلكه می تونید از مرخصی هاتون استفاده كنید تا فرزند به دنیا بیاد و مقداری از آب و گل دربیاد. و درصورتی كه چنین امكانی رو ندارید خب مسلماً تربیت كودك از ادامه تحصیلات در شرایط فعلی مهم تره. اما این دلیل بر این نیست كه برای همیشه با تحصیلات خداحافظی كنید.
شما باید علل اضطراب و تحریك پذیری خودت رو بدونی و سعی كنید تا منطقی با آن كنار بیایید. وسواس همسر شما باید تحت نظر روانپزشك توسط دارو درمانی (پزشك ایشان رو عوض كنید) درمان بشه. ضمن آنكه درمورد این بیماری اغلب به رفتار درمانی توسط روانشناس بالینی نیز نیاز است. اگر كودك اول شما كودكی دشوار و همراه با مسائل متعدد پزشكی بوده دلیلی نداره كه كودك دوم هم همین منوال رو پیاده كنه. تفاوت های فردی رو نادیده نگیرید. گاه حالات دو فرزند می تونه بسیار باهم متفاوت باشه. به شرط آنكه آرامش خود را در دوران بارداری حفظ كنید و به آرامش و شادی فكر كنید. چراكه هم برای روحیه شما، فرزندتان و حتی همسرتان لازم و ضروری است. افراد وسواسی در شرایط بحرانی و استرس زا وخامت بیشتری پیدا می كنند. پس جوی آرام را فراهم كنید و به خوشبختی خود و خانواده بیاندیشید. هیچ كسی ضمانت نكرده كه تحصیلات لزوماً خوشبختی میاره. بلكه حتی آدمهای بیسواد و یا پروفسور هم وقتی خوشبختند كه برای بهترین شدن در زمان حال تلاش كنند. آینده نامعلومه. بنابراین حال رو ارتقاء بدین.
كتاب ریحانه بهشتی رو بخونید و دستوراتش رو برای فرزندی سالم و صالح عمل كنید.
دوست گلم بعضی وقتا در زندگی آدمها به چند موضوع علاقه و نیاز دارند. اما باید یاد بگیرن كه رسیدگی به موضوع های مختلف رو اولویت بندی كنند. موضوع بچه دار شدن و ادامه تحصیلات از این قراره. هردو این مسائل از اهمیت خاصی برخورداره. اما باید باتوجه به شرایط زندگی اولویت رو به یكی از اونها داد. منظور من این نیست كه ترك تحصیل كنید. بلكه می تونید از مرخصی هاتون استفاده كنید تا فرزند به دنیا بیاد و مقداری از آب و گل دربیاد. و درصورتی كه چنین امكانی رو ندارید خب مسلماً تربیت كودك از ادامه تحصیلات در شرایط فعلی مهم تره. اما این دلیل بر این نیست كه برای همیشه با تحصیلات خداحافظی كنید.
شما باید علل اضطراب و تحریك پذیری خودت رو بدونی و سعی كنید تا منطقی با آن كنار بیایید. وسواس همسر شما باید تحت نظر روانپزشك توسط دارو درمانی (پزشك ایشان رو عوض كنید) درمان بشه. ضمن آنكه درمورد این بیماری اغلب به رفتار درمانی توسط روانشناس بالینی نیز نیاز است. اگر كودك اول شما كودكی دشوار و همراه با مسائل متعدد پزشكی بوده دلیلی نداره كه كودك دوم هم همین منوال رو پیاده كنه. تفاوت های فردی رو نادیده نگیرید. گاه حالات دو فرزند می تونه بسیار باهم متفاوت باشه. به شرط آنكه آرامش خود را در دوران بارداری حفظ كنید و به آرامش و شادی فكر كنید. چراكه هم برای روحیه شما، فرزندتان و حتی همسرتان لازم و ضروری است. افراد وسواسی در شرایط بحرانی و استرس زا وخامت بیشتری پیدا می كنند. پس جوی آرام را فراهم كنید و به خوشبختی خود و خانواده بیاندیشید. هیچ كسی ضمانت نكرده كه تحصیلات لزوماً خوشبختی میاره. بلكه حتی آدمهای بیسواد و یا پروفسور هم وقتی خوشبختند كه برای بهترین شدن در زمان حال تلاش كنند. آینده نامعلومه. بنابراین حال رو ارتقاء بدین.
كتاب ریحانه بهشتی رو بخونید و دستوراتش رو برای فرزندی سالم و صالح عمل كنید.