ناشناس
سوال 431429
سلام. اگر در خاطرتون باشه هفته پیش مشکلم رو با برادرم براتون نوشتم. اینکه 2 فرزند هستیم و علاقه خاصی به هم داریم و اینکه برادرم با دختری که 2 سال از خودش بزرگتر است دوست شده و با هم ارتباط دارن، کد سوالم 727215 بود و رمزش mcieph. شما لطف کردید و پاسخم را دادی. اما متأسفانه من قانع نشدم. شما فرمودید تنها راه حل ممکن صحبت کردنه و اینکه چون برادرت داره 2 ماه دیگه میره سربازی پس یه شانس خوب وجود داره که این دختر از زندگیش خارج بشه.من یادم رفت که بگم حدود 1 ماه پیش مطالبی رو غیر مستقیم در سایتی که عضو بودیم نوشتم و اون دختر متوجه شد که منظورم با اون بوده. در ضمن لحن نوشته هام هم خیلی تند بود که نه تنها اون دختر و برادرم بلکه تمام دوستان اونها هم از این مطالب بدش اومد و دیگه توسایت به مطالب من توجهی نمیکنن و یه جورایی باهام قهرن. در واقع تو اون متن من مقصر اصلی در روابط هرز و خیابونی رو زنها دونستم. چون معتقدم این زن هست که یا مرد رو خراب میکنه و یا به پیشنهاد هرز یک مرد جواب مثبت میده. البته اگه تمایل داشته باشید میتونم متن کل نوشته هام و نظرات برادرم رو برای ایمیل آدرستون بفرستم.در کل الان دختره میدونه ازش بدم میاد و همچنین برادرم.برای همین هم مدام در سایت و یا پیغام خصوصی مطالبی رو میذاره که دل برادرم رو ببره. مدام مطالب مربوط به ازدواج و دوست داشتن همسر و یاتستهایی که مربوط به آشنایی و نامزدها هست رو میذاره. بالاخره من هم یک زنم و میفهمم که قصد و منظورش از این نوشته ها چیه. دوستای اینترنتی برادرم هم به من هیچ اعتنایی نمیکنن و مدام چه توی سایت و چه خارج از سایت اون رو با حرفهاشون و متنهاشون تحریک میکنن که این رابطه رو ادامه بده.. مادرم هم در جریانه ولی متأسفانه هرچی با برادرم صحبت میکنیم فقط گوش میده و باز کار خودش رو میکنه. برادرم نه کار داره و نه سربازی رفته. من و مادرم براش آرزوهای زیادی داشتیم دوست داشتیم با دختری که از همه نظر برازندشه ازدواج کنه. البته نه این که فکر کنید میخواهیم نظرمون رو بهش القاء کنیم اما فکر میکنیم هنوز وقت ازدواج برادرم نشده.اما هر روز که میگذره بیشتر متوجه میشم که برادرم به این شخص عادت کرده. برادرم فرد بسیار احساسیه و حالا که دلش اسیر شده فکر نکنم به هیچ عنوان بشه منصرفش کرد. دختری که 2 سال از برادرم بزرگتره. دانشجوی انصرافیه. و نه از نظر قد و نه از نظر زیبایی به برادرم نمیرسه. دختری که این طور که من شناختم فرددیه که دوست داره همیشه رهبر باشه. همیشه دیگران تحسینش کنن و دیگران پیرو نظرات و حرفهاش باشن و اگر کسی توی سایت بهش یک روز اعتنا نکنه از سایت خارج میشه و متأسفانه چون برادرم هم دنباله رو اونه پس اون هم میره و تا وقتی دختره بر نگرده بر نمیگرده. دختری که اگر از یکی از مطالب من خوشش نیاد اونقدر مطلب چرت و پرت مینویسه تا متن من به کلی از دور مطالب خارج بشه. من دختری هستم که چون خواهر ندارم همیشه دوست داشتم با زن داداشم مثل خواهر باشم اما نسبت به این فرد حس خوبی ندارم حتی وقتی وارد سایت شد ازش خوشم نمیومد. گاهی اوقات احساس زنانه یه چیزهایی رو حدس میزنه. به خدا کارم شده دعا و رازو نیاز و اینکه از خدا بخوام این حس رو از برادرم دور کنه. شما راهنماییم کنید.<br>در ضمن اگر ممکنه این مطلب در بخش عمومی ذکر نشه.و فقط اون رو به ایمیلم بفرستید.<br>با تشکر<br>abdolimahnaz25@yahoo.com
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
همان طور که خودتان تجربه کردید و متوجه شدید، مخالفت، مقاومت، نوشتن مطالبی با گوشه کنایه و غیر مستقیم، محدودیت و ... هیچ کدام نتیجه بخش نبود. قبول دارید؟
پس باید راه های دیگری را یافت و آزمایش کرد. برای مثال به برادرتان بگویید: "که ما شرایط روحی، علاقه و دلبستگی تو را به این دختر می فهمیم. به تو هم نمی گوییم حق نداری این انتخاب را داشته باشید یا این که اشتباه کردی یا این که باید این رابطه را قطع کنی. نگرانی ها و آرزهایی درباره ی تو داریم که دوست داریم به آن توجه کنی. چون تو را دوست داریم، آینده ی تو برای ما مهم است و ..."
شاید گفت و گو در این شرایط نتیجه ای به جز مقاومت و لج بازی او داشته باشد. دست کم بد نیست یک بار آزمایش کنید.
خدانگهدار
همان طور که خودتان تجربه کردید و متوجه شدید، مخالفت، مقاومت، نوشتن مطالبی با گوشه کنایه و غیر مستقیم، محدودیت و ... هیچ کدام نتیجه بخش نبود. قبول دارید؟
پس باید راه های دیگری را یافت و آزمایش کرد. برای مثال به برادرتان بگویید: "که ما شرایط روحی، علاقه و دلبستگی تو را به این دختر می فهمیم. به تو هم نمی گوییم حق نداری این انتخاب را داشته باشید یا این که اشتباه کردی یا این که باید این رابطه را قطع کنی. نگرانی ها و آرزهایی درباره ی تو داریم که دوست داریم به آن توجه کنی. چون تو را دوست داریم، آینده ی تو برای ما مهم است و ..."
شاید گفت و گو در این شرایط نتیجه ای به جز مقاومت و لج بازی او داشته باشد. دست کم بد نیست یک بار آزمایش کنید.
خدانگهدار