ناشناس

سوال 437099

<br>با سلام<br><br>پسری 30 ساله هستم كه دو سال قبل با خانواده مذهبی ازدواج كردم ،با توجه به علاقه خودم و تاثیر پذیری از همسرم به مرور به انجام واجبات و ترك محرمات توجه بیشتری نشان دادم ، به طوری كه مال خود را مخمس نموده وگوش دادن به نوار و آهنگ را قطع كردم،و...كه این امر كم كم باعث ایجاد اختلاف بین خانواده من با من و همسرم گردید به طوری كه اوج آن در مراسم ازدواجم بود كه علیرغم اصرار خانواده من به اینكه در تالار آهنگ و رقص باشد و نیز برادرانم در هنگام دادن كادوی سر عقد به قسمت خانمها بیایند،ولی من بر پایه اعتقاد خود مراسم را بدون آهنگ و رقص برگزار نموده و نیز از برادرانم خواستم كه در هنگام عقد به قسمت خانمها نبایند،كه این امر خود باعث دلخوری خانواده من شد و تماما به من می گویند كه این رفتار و حركات من تقلیدی از خانمت هست ولی خدا شاهد است كه اینجانب تمامی این رفتار را با خواست خود و لذت انجام دادم. بعد از ازدواج به دلیل شرایط كار من به شهر دیگری منتقل گردیدم .بعد از ازدواج نیز در طول نه ماه به جز دوبار كه خانواده ام تلفنی احوال ما را پرسید ،در بقیه ایام سال من و همسرم هر هفته یا ایام ولادت و...احوالپرس خانواده ام بودیم. و زمانی كه برای مسافرت به شهر خود باز می گشتیم یك روز در میان من وهمسرم به دیدن خانواده من می رفتیم.<br>اما این پایان كار نبود چرا كه خانواده من باز هم راضی نبودند و می گفتند كه من باید هر روز به دیدنشان بروم (یك روز با همسرم و روز بعد ترجیحا تنهایی بروم) و یا در هر دفعه كه برای مسافرت به شهر خود برمی گشتیم خانواده ام اصرار داشتند كه حتما باید به دیدن عمو ،عمه و دایی و... بروم (در صورتی كه من با توجه به این كه بعضی از اقوامم خمس پرداخت نمیكنند و بعضی دیگر نیز از نظر حلال بون غذا(مال آمیخته به حرام) و... شبهناك می باشد امتناع می كردم و به جز عمه ام با بقیه صرفا تماس تلفنی جهت احوالپرسی داشتم.<br><br>در نهایت دفعه آخری كه به دیدن خانواده ام رفته بودیم باز هم همبن مساله را تكرار كردند(چرا به دیدن اقوام نمی روی ؟یا چرا هر روز به ما سر نمی زنی؟)و وقتی كه دیدند من قبول نمی كنم به من و همسرم توهین نمودند ولی خدا شاهد است من و همسرم بدون اینكه به آنها "تو" بگوییم خانه را ترك كردیم .<br>فردای آن روز همسرم دچار دل درد شدیدی شد كه پس از مراجعه به دكتر ایشان تشخیص دادند كه به علت فشار عصبی بر همسرم ایشان دچار "ورم معده" شده اند و به مدت یك ماه كپسول و قرص مصرف میكردند و اینجانب برای كاهش فشار عصبی بر خود و همسرم و بهبود اعصاب به مدت 40 روز با خانواده ام تماس تلفنی نداشتم.<br>بعد از آن چند بار با خانواده ام تلفنی تماس گرفتم كه یا گوشی را بر نمیدارند ویا گوشی را برداشته و به محض شنیدن صدای من بلافاصله گوشی را قطع مینمایند.<br><br>حال سوال من از شما برادر گرامی این است كه اكنون من بایدچه كار كنم؟<br><br>آیا از نظر شرعی من گناهكارم و چون پدر و مادرم ناراضی هستند اعمال عبادی ام قابل قبول نیست؟<br><br>آیا تلاش من برای ارتباط با خانواده ام در صورتی كه مانند توضیحات بالا باعث صدمه جسمی و روحی به خود و همسرم شود از نظر خداوند قایل قبول است و خداوند در آخرت من را به خاطر انجام دستورات پدر و مادرم باعث صدمه جسمی و روحی به همسرم شوم مواخذه نمی كند؟<br><br>لطفا به طور كامل راهنمایی بفرمایید.<br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
حتما صله رحم را انجام دهید، ولو با تلفن و احوالپرسی. قطع رحم حرام است.
سعی کنید با رعایت احترام و محبت کدورتها و سوء تفاهم ها را برطرف کنید. البته کار سخت و زمانبری است، و نیاز به صبر و حوصله دارد، ولی این کار را برای خدا بکنید.
در مورد استفاده از خوراکی و ... کسانی که اهل خمس نیستند و ...، باید گفت تا موقعی که یقین ندارید خصوص آنچه برای استفاده شما آورده اند، عینا از مال حرام و یا خمس نداده است، استفاده اشکال ندارد و جایز و حلال است. لذا این نباید باعث قطع رابطه شما با فامیل شود.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.