ناشناس
سوال 437444
سلام چرادر سوره نساء داریم كه مرد میتواند زن رابزند منظور از این چیست چرا زن نمیتواند حتی اگر مرد كار زشتی انجام داد بزند؟<br>2.چراباید در این عالم مرگ باشد چرا خداوند به ما پدر ومادر و سایر عزیزان را میخواهد از ما بگیرد آیا این كار خداوند با صفت رئوف بودن او در تضاد نیست چون میخواهد من را برای مدتهای زیادی غمگین كند؟<br>با تشكر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام
در پاسخ به این سوال نكاتى را بیان مى كنیم:
1. بنابر مفهوم آیه «واضربوهن» تنبیه بدنى در رتبه سوم از مراتب سه گانه مذكور در آیه واقع است. در مرحله اول اندرزو نصیحت، در مرحله دوم قهر و در مرحله سوم تنبیه بدنى است. اگر این مراتب به خوبى مراعات گردد، ممكن است نوبت به مرحله آخر نرسد، اگرهم برسد، مواردش خیلى كم خواهد بود.(1)
2. چنان كه در كتب فقهى آمده است، طبق روایات، تنبیه باید ملایم و خفیف باشد، به طورى كه موجب شكستگى، جراحت و كبودى بدن نشود لذا فقها گفته اند اگر در اثر ضرب ضررى و زیانى حاصل شود، مرد باید غرامت بپردازد. افزون بر آن، تنبیه بایدبراى اصلاح باشد. اگر براى تشفى و انتقام صورت گیرد، طبق احادیث، حرمت و گناه دارد.(2) پیامبر (ص) مى فرماید: «من تعجب مى كنم از كسى كه زنش را مى زند، حال آن كه مرد به زدن اولى از زن است. زنانتان را با چوب نزنید كه در آن قصاص است». در حدیث دیگرى مى فرماید: «هر مردى آسیبى به زنش برساند، خداوند به نگهبان آتش جهنم خود دستور مى دهد كه هفتاد بارگونه او را باگرماى آتش لطمه زنند».(3)
3. برخى گفته اند كه معناى «اضربوه» وجوب زدن نیست، بلكه به معناى اباحه است یعنى زدن حرام نیست. این مطلب را مى توان ازدو حدیث ذیل استفاده كرد: پیامبر (ص) فرمود: «من از مردى كه كنیز خود راموقع غضب مى زند، خوش ندارم» نیز فرمود: «زنانتان را بزنید، ولى هرگزبهترین شما زنش را نمى زند».(4
4. تنبیه خلاف عقل یا فطرت محسوب نمى شود. شرعحكم مى كند هرگاه زن از امور زناشویى سرباز زد، مرد باید صبر بكند، بعدنصیحت بكند، سپس قهر كند، آن گاه اگر مراتب قبلى پاسخ نداد، با ملاحظه شرایط آن تنبیه كند. اگر تنبیه رتبه نخست را داشت، عقل مخالفت مى كرد، ولى در جایى كه مراتب سه گانه پاسخ گو نباشد، عقل هم به تنبیه حكم مى كند. از این رو تنبیه افراد وظیفه نشناس به اسلام منحصر نیست. در تمام قوانین دنیا هنگامى كه طرق مسالمت آمیز موثر نباشد، به مجازات هاى شدیدتر متوسل مى شوند.(5)
پىنوشت
(1)) علامه طباطبایى: تفسیرالمیزان، ج 4، نشر دارالكتب الاسلامیه، ص 367
(2)) نجفى: جواهرالكلام، ج 31، نشر مكتبه اسلامیه، ص 207 و حسینى جرجانى: آیات الاحكام، ج 2، انتشارات نوید، ص 34
(3)) نورى: مستدرك الوسایل، ج 14، ص 250، حدیث 3 و 4
(4)) ابن عربى: احكام القرآن، ج 1، نشر بیروت، دارالمعرفه، ص 40
(5)) تفسیر المنار: ج 5، صفحه 74 و صابونى، محمدعلى: روایع البیان، ج 1، نشر بیروت، موسسه مناهل العرفان، صفحه 475
موفق باشید
در پاسخ به این سوال نكاتى را بیان مى كنیم:
1. بنابر مفهوم آیه «واضربوهن» تنبیه بدنى در رتبه سوم از مراتب سه گانه مذكور در آیه واقع است. در مرحله اول اندرزو نصیحت، در مرحله دوم قهر و در مرحله سوم تنبیه بدنى است. اگر این مراتب به خوبى مراعات گردد، ممكن است نوبت به مرحله آخر نرسد، اگرهم برسد، مواردش خیلى كم خواهد بود.(1)
2. چنان كه در كتب فقهى آمده است، طبق روایات، تنبیه باید ملایم و خفیف باشد، به طورى كه موجب شكستگى، جراحت و كبودى بدن نشود لذا فقها گفته اند اگر در اثر ضرب ضررى و زیانى حاصل شود، مرد باید غرامت بپردازد. افزون بر آن، تنبیه بایدبراى اصلاح باشد. اگر براى تشفى و انتقام صورت گیرد، طبق احادیث، حرمت و گناه دارد.(2) پیامبر (ص) مى فرماید: «من تعجب مى كنم از كسى كه زنش را مى زند، حال آن كه مرد به زدن اولى از زن است. زنانتان را با چوب نزنید كه در آن قصاص است». در حدیث دیگرى مى فرماید: «هر مردى آسیبى به زنش برساند، خداوند به نگهبان آتش جهنم خود دستور مى دهد كه هفتاد بارگونه او را باگرماى آتش لطمه زنند».(3)
3. برخى گفته اند كه معناى «اضربوه» وجوب زدن نیست، بلكه به معناى اباحه است یعنى زدن حرام نیست. این مطلب را مى توان ازدو حدیث ذیل استفاده كرد: پیامبر (ص) فرمود: «من از مردى كه كنیز خود راموقع غضب مى زند، خوش ندارم» نیز فرمود: «زنانتان را بزنید، ولى هرگزبهترین شما زنش را نمى زند».(4
4. تنبیه خلاف عقل یا فطرت محسوب نمى شود. شرعحكم مى كند هرگاه زن از امور زناشویى سرباز زد، مرد باید صبر بكند، بعدنصیحت بكند، سپس قهر كند، آن گاه اگر مراتب قبلى پاسخ نداد، با ملاحظه شرایط آن تنبیه كند. اگر تنبیه رتبه نخست را داشت، عقل مخالفت مى كرد، ولى در جایى كه مراتب سه گانه پاسخ گو نباشد، عقل هم به تنبیه حكم مى كند. از این رو تنبیه افراد وظیفه نشناس به اسلام منحصر نیست. در تمام قوانین دنیا هنگامى كه طرق مسالمت آمیز موثر نباشد، به مجازات هاى شدیدتر متوسل مى شوند.(5)
پىنوشت
(1)) علامه طباطبایى: تفسیرالمیزان، ج 4، نشر دارالكتب الاسلامیه، ص 367
(2)) نجفى: جواهرالكلام، ج 31، نشر مكتبه اسلامیه، ص 207 و حسینى جرجانى: آیات الاحكام، ج 2، انتشارات نوید، ص 34
(3)) نورى: مستدرك الوسایل، ج 14، ص 250، حدیث 3 و 4
(4)) ابن عربى: احكام القرآن، ج 1، نشر بیروت، دارالمعرفه، ص 40
(5)) تفسیر المنار: ج 5، صفحه 74 و صابونى، محمدعلى: روایع البیان، ج 1، نشر بیروت، موسسه مناهل العرفان، صفحه 475
موفق باشید