ناشناس

سوال 446784

سلام. من دانشجوی ترم 2 هستم. که روابطم با بچه های کلاس چه دختر چه پسر بسیار عادی و سطحی است یعنی بود !! تا اینکه قبل از عید به دختری از شهرستان پیشنهاد دادم که بیشتر باهم باشیم که منظورم من از لحاظ درسی بود ولی فکر میکنم او چیز دیگری برداشت کرد. و همونجا پیشنهادم رو رد کرد. بعد از اون ماجرا فقط یک روز دیگه رفتیم دانشگاه که کلا سرش پایین بود و حتی جواب سلامم رو نداد.<br>تا بعد از عید شد و همون رفتارها تکرار شد. دیگه حتی جواب سلامم رو نمیده. حتی وقتی منو میبینه راهش رو عوض میکنه. مثل اینکه این قضیه رو به دوست صمیمیش هم گفته چون همین چند روز با دوستش دم آسانسور بود تا من رفتم نزدیکشون که سوار آسانسور شم دوستش سرش رو انداخت پایین و گفت "اومد" "اومد" ... که منظورش با من بود. <br>من خیلی ناراحش شدم و همون روز جلوی دوستش رو گرفتم و بهش گفتم من تاحالا به تو بی احترامی کردم که این رفتار رو انجام دادی و اون حاشا کرد تا اینکه فرداش جلوم رو گرفت گفت ما به آسانسور گفتیم اومد چرا به خودت گرفتی که مطمئنم با مشورت با دوستش اینو در آوردن و دروغ گرفت.<br>1-2 روزی هم هست که دیگه من حالت قهر دارم باهاشون ولی خیلی ناراحتم. چندبار خواستم برم عذرخواهی کنم ولی میدونم میگه عذر خواهی لازم نیست تو یه پیشنهاد دادی منم رد کردم. درست هم میگه ولی دیگه رفتارش باهام عوض شده . چیکار کنم ؟ یعنی میشه دوباره مثل قبل از پیشنهادم حداقل رابطه در حد همکلاسی بشه ؟ کاش میشد بر میگشتم عقب و اون پیشنهاد رو نمیدادم. کمکم کنید. این مسئله برام خیلی مهمه. دلم میخواد یه حرکت خاص و ویزه کنم که توجهش رو جلب کنم ولی نمیدونم چیکار کنم. درس میخونم که بلکه بتونم جذبش کنم ولی دیگه ... خواهش میکنم فقط نگید که یک رابطه وقتی به این شکل به هم میبخوره دیگه قابل برگشت نیست. یعنی 4 سال همینه ؟ دوست دارم بهش بگم واقعا متاسفم یا حیف شد ول حتی نمیزاره موقعیتی پیش بیاد که بتونم حرف بزنم. هرجا من هستم اون نیست ... <br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
خودتان تجربه کردید که یک بار خواستید با توضیح دادن اوضاع را بهتر کنید، بدتر شد. در یک ارتباط باید طرفین ارتباط علاقه و گرایشی به یکدیگر داشته باشند. وقتی یکی از طرفین دائم دیگری را می راند، طرد می کند، به نوعی او را تحقیر می کند و در جریان این بازی تحقیر شدن و تحقیر کردن، یک رابطه ی بیمار گونه شکل می گیرد. رابطه ای که بایت آن شما بابت خطاهای نکرده و کارهای انجام نداده ناگزیر هستید پوزش بخواهید و او هم عادت کند که نپذیرد و شاهد روز به روز کم ارزش تر شدن شما باشد. بهتر نیست که به این فکر کنید که ادامه ی این رابطه نوعی خریداری محبت است؟ به نظر شما آیا می شود علاقه و محبت را با تحت فشار گذاشتن آدم ها به دست آورد؟ چنین علاقه ای اگر هم ایجاد شود، چقدر قابل اعتماد است؟ تاریخ مصرف آن تا کی است؟
شاید بد نباشد به این سؤال ها فکر کنید.
خدانگهدار
خدانگهدار