ناشناس

سوال 453749

سلام آقای دکتر<br>خانمی 40 ساله و متاهل هستم دارای دختری 11 ماهه ام- حدود سه سال پیش از اینترنت با آقایی آشنا شدم حدودا 5-6 ماهی با هم از طریق ایمیل یا چت و حتی تلفنی صحبت کردیم در طی این مدت متوجه شدم ایشان بسیار مودب و مهربان هستند - با توجه به اینکه برای مهاجرت به کشور کانادا اقدام کرده بودم و منتظر صدور ویزا بودم از طرفی هم خواستگار سر سختی داشتم که چون یه بار متارکه کرده بودند و دختر 8 ساله داشتند به این شخص گفتم که ناراحتم به دلیل سماجت های خواستگارم که باعث ناراحتی در سر کارم شده بود- این شخص هم متقابلن ناراحت شدند خلاصه در عرض یه هفته ایمیل زدند که مرخصی گرفته و به ایران می آیند- بعد از چند جلسه صحبت و بحث همه اعضای خانواده من ایشان را مورد تایید قرار دادند و ما عقد کردیم و بعد از دو ماه -بعد ار صدور ویزای من - ایشان به ایران مراجعت کردند و ده روز پس از جشن عروسی ما با هم به کانادا رفتیم- ایشان در خیلی مواقع صادق هستند فقط چند دروغ به من گفته اند که برای من زیاد اهمیت نداشت اما به مرور زمان متوجه می شوم که این دروغ بیانگر اختلاف وسیع فرهنگی و عاطفی است<br>ایشان به من گفتند در ایران دیپلم داشتند بعد در خارج ایران فوق دیپلم و لیسانس می گیرند در حالی که متوجه شدم ایشان در داخل ایران دیپلم نگرفته اند و در خارج ایران هم فقط یه سری دوره گذرانده اند<br>در ابتدا به این مسیله اهمیت نمی دادم اما الان متوجه شدم - کمی اطلاعات و بدون مطالعه بودن این فرد باعث می شود ایشان من را که نویسنده هستم و دارای مدرک لیسانس برق از یک دانشگاه معتبر هستم را ندیده انگارد و در هر مسیله ای که قصد راهنمایی دادن به ایشان را داشته باشم باعث بر افروخته شدن ایشان می گردد و به من بی توجهی می کنی و بعضی اوقات در جمع من را تحقیر می کند و مر ا به باد تمسخر می گیرد<br>در ضمن ایشان به من گفته بود خانواده خوبی دارد و ظاهر امر نیز اینطور بود اما متوجه شدم پدر ایشان در کودکی به شدت ایشان و برادر بزرگتر و مادر ایشان را کتک می زده و روابط خانوادگی خوبی نداشته اند که این به صورت یک عقده در وجود این شخص در امده است<br>مشکلاتی که من با این شخص دارم به شرح زیر می باشد:<br>1- کمبود عاطفی- تا به حال به ندرت پیش پامده که این شخص ایزار عشق یا محبت کند جز در موارد خاص!<br>2- بد دهن و فحاش هستند و این به خاطر این است که از همه چیز و همه کس متوقع هستند بدون اینکه خو د ایشان در جستجوی بر اورد نیاز طرف مقابل- جامعه من یا هر شخص دیگری باشند<br>3-مرتب دنبال بهانه جویی هستند- از زندگی احساس رضایت نمی کنند<br>4- بسیار دهن بین هستند- حرف دیگران به سرعت می تواند بر روابط ما اثر بگذارد یا بر هر تصمیم ایشان<br>5- در عین حال بسیار حسن هلاک هستند به طور غیر قابل قبولی حاضر به وقف زندگی ما برای کسانی هستند که به هیچ کمک جدی نیاز ندارند<br>6-من طی مدت دو سال نتوانسته ام با ایشان به طور ملایم صحبت کنم چون ایشان با داد و فریاد یا قهر و غضب موضوع را عوض می کند و تمام ایرادت خوشان را متوجه من منماید<br>7- ایشان هیچ اعتقاد مذهبی به هیچ دین و مسلکی ندارند- مرتب از زرتشت که شعارشان گفتار نیک... تعریف می کند بدون اینکه شناختی از این دین داشته باشد<br>در حالی که اگر تعریف به خود نباشد من دختر آخر یک خانواده نسبتاخوب هستم پدرم فردی متعادل در مذهب بود و ما را انسانهای متعادلی بار آورده مادرم زن کدبانو و خانه داری است و در تمام عرصه زندگی این دو خانواده را به شکل مناسبی راهبری نموده اند<br>زمانی - قبل از ازدواج- من دختر شاد و بشاشی بودم و به همه اعتماد به نفس می دادم - و از قدرت ذهنی بالایی برخوردار بودم و انسان مستقلی بودم اما الان با وجود کودکی به بسیار به من وابسطه است در یک کشور غریب با مردی قریب احساس پوچی و دلزدگی و شاید افسردگی می کنم و در واقع نمی دانم چه کا ر کنم امروز بعد از اینکه دیدم باز سر موضوع کوچکی جنجال کردند مصمم شدم از این شخص جدا شوم تا هم دینم و هم دنیایم را حفظ کرده باشم و هم بتوانم دخترم را آنگونه که شایسته است تربیت نمایم<br>فقط اضافه می کنم ایشان تمام وسایل آسایش و رفاه من را فراهم آورده اند ولی از نظر ذهنی من را فقیر و نیازمند کرده اند.<br>خواهش می کنم من را در این کشور غریب راهنمایی بفرمایید آیا طلاق می تواند باعث نجات من و دخترم گردد؟<br>آیا مشکلات روانی این فرد قابل درمان است؟ آیا نیاز به درمان و مصرف دارو دارد؟ آیا من می توانم به این فرد کمک کنم یا باعث نابودی زندگی من و دخترم می شود؟<br>صمیمانه از اینکه این نامه طولانی مرا مطالعه کردید تشکر کرده بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم<br>سپاسگذارم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
پاسخ داده شد.