ناشناس

سوال 480838

سلام<br>من لیسانس گرافیک دارم اما از رشته ام راضی نیستم و احساس میکنم به اون چیزی که میخوام نرسیدم.برای همین می خواهم برای ارشد تغییر رشته بدهم و روانشناسی بخونم.<br>میخواهم درباره این رشته تحقیق کنم اما این امکان رو ندارم که برم تو مراکز با روانشناسان مختلف صحبت کنم.<br>شما که فوق لیسانس این رشته رو دارید به من بگید که آیا این رشته برای من مناسب است یا نه.<br>من دنبال یه کار مقدس میگردم،بعضی اوقات احساس میکنم که احتیاج دارم بی دریغ محبت کنم ، البته به رشته هایی مثل گفتار درمانی و رونشناسی کودکان استثنایی هم علاقمندم.<br>اگه به کسی داری محبت میکنی یه کودک بیمار باشه این کار مقدس میشه ،منم دنبال یه کار آروم و خوب میگردم.<br><br>آیا آگاهی از انواع مشکلات مردم برای شما ناراحتی فکری درست نمیکند؟<br>آیا تو زندگی شخصی و جمعی شما تاثیرات منفی نگذاشته(بدبینی)؟<br>آیا آرامش دارید یا اینکه غصه مشکلات مردم رو میخورید؟<br>به نظر شما کسی که میخواهد در این رشته فعالیت کند چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟<br><br>من در واقع آدم آرومی هم نیستم و به دنبال آرامش هم میگردم،زود رنج هم هستم،کمی هم گوشه گیرم،غصه آدم های بیچاره رو هم میخورم،و دوست دارم به مردم کمک کنم و یه کاری براشون بکنم که هر کسی نمی تونه براشون بکنه. مثلا اگه به یه معلول کمک کنم که راه بره در حالی که قبلا نمی تونست راه بره ،خیلی خوشحال میشم،<br>با بچه های رشته ی خودم(دوستام)زیاد حال نمیکنم و احساس میکنم روحیه ی من با اونا فرق میکنه !<br>البته از رفتن به نمایشگاه ها لذت میبرم و کار در زمینه تبلیغات منو خوشحال میکنه اما فکر میکنم اینجور فعالیت ها باید در حاشیه ی زندگی باشه نه در اصل زندگی.<br>احساس میکنم اگه یه رشته درست و حسابی نخونم تو زندگی خیلی ضرر کردم و البته دروغ چرا ،بازتاب خوبی بعد از خوندن این رشته در فامیل و اطرافیان ندیدم چون اکثرا وارد رشته های مهندسی و پزشکی شده بودند کمی احساس کمبود کردم!<br>ولی واقعا کمک کردن به مردم رو دوست دارم و دلم میخواد یه راه دیگه تو زندگیم باز بشه.<br><br>اگه بخواهم خارج از کشور ادامه تحصیل بدم و اونجاکار بکنم به نظر شما فرصت شغلی این رشته در خارج از کشور چطور خواهد بود؟(اصلا در این چطور است ؟ به هر حال شما این تجربه را دارید)<br>خواهشا به من کمک کنید و جواب مفیدی به من بدهید تا من از سر در گمی بیرون بیایم و بتوانم تصمیم بگیرم و عمرم را بیشتر از این هدر ندهم.<br><br>میخوام یه تصمیم جدی بگیرم که پشیمون نشم ،منتظر پاسخ شما هستم.<br>با تشکر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
دوست عزیز به نظر بنده علی رغم گمان مردم که روان شناس به یک روحیه احساسی نیاز دارد ، روان شناس باید یک فرد منطقی باشد .

منطقی بودن دلیل بر آن نیست که احساسی نسبت به دیگران ندارید ، بلکه به ان دلیل است که همراه با هم احساسی به افراد و میل به کمک به انها منطق شما بر احساساتتون غلبه داشته باشه تا بتونید بدور از شرایط احساسی و اتفاق ها با عقل و درایت راه حل های خوب و راهگشا را برای افراد ارائه دهید .

در ابتدای کار شاید مشکلات و مسایل روح شما را تحت تاثیر قرار دهد اما با تمرین و ممارست باید این قدرت را در خود ایجاد کنید که برای هر مسئله تنها در ان لحظه تحت تاثیر واقع شوید و به او کمک کنید و در لحظات بعد ان را به زندگی خصوصی خود وارد نسازید .

باید بپذیرید که هر کس در زندگی با مسئله ای دست به گریبان است و لذا من نباید مسایل دیگران را به مسایل خودم بیافزایم. هر کاری از دستم برآید در هنگام مواجهه انجام می دهد و سپس تنها به خدا می سپارم و دعا گو خواهم بود .

این طرز فکر به همکاری خود انسان وابسته است و باید با اراده شما عملی شود مثل حسابداری که قرار نیست کار اداره را در جزییات زندگی خصوصی خود وارد سازد و همه مسایل کاری را در اداره خاتمه می دهد و به خانه باز می گردد.

در خارج از کشور هم می تواند در این حیطه فعالیت کنید ضمن آنکه در حال حاضر در کشور خودمان هم این رشته بیش از پیش مورد استقبال قرار گرفته و بهتر هم خواهد شد .