ناشناس

سوال 487929

سلام من آخرین فرزنده یه خانواده 7 نفریم که فقط یکی از برادرهام ازدواج کردهما ساکنه تهرانیم و بقیشون هنوز مجردناما مشکل من اینه که خیلی تو کارام دودل میشم نمیتونم تصمیم بگیرم ،هی خودمو درگیر میکنم که این کاری که کردم درسته باید حتما یکی تاییدم کنه تا مطمین بشم. برای انتخاب رشته هم همین مشکلو داشتم تا در نهایت خانواده ام برام تصمیم گرفتند منم وقتی رفتم دانشگاه دیدم رشتمو دوست ندارم الان تو انتخاب ارشدم همین مشکلو دارم خانوادم بهم فشار میارن اسممو نوشتن کلاسای ارشد اما من بازم دچار مشکل شدم امروز میگم میخونم فردا میگم اصلا نمیخوام درس بخونم ..برای کار هم همین مشکلو دارم وقتی بهم پیشنهاد کاری میدن میترسم که نتونم از عهده کار بربیام برای همین سریع رد میکنم یا وقتی که برای مصاحبه میرم بهم میگن شما خیلی آرومی یا شما خیلی مظلومی برای کار ما خوب نیستی اعصابم میریزه به هم تا چند روز افسرده میشم.برای ازدواجم همینطوریم کلا میترسم قبول کنم و طرفم خوب نباشه خلاصه سخت تصمیم میگیرم و هی شک میکنم .یه مشکلی هم دارم که کابوس زیاد میبینم این مشکل مربوط به کدوم قسمت میشه برای مشاوره؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
به نظر می رسد هسته ی اصلی مشکل شما، ترس از رو به رو شدن شما از شرایط سخت و جدید است. به همین دلیل به بهانه ی تردید از آن چشم پوشی می کنید. به هر حال شما برای چاره، نیاز دارید که با شرایط جدید رو به رو شوید و در آن بمانید. مثل جلسه ی مصاحبه ی استخدامی که باید در آن حرف بزنید، اظهارنظر کنید، مخالفت کنید، دفاع کنید و ...، ولی شما سکوت می کنید و همین باعث عدم موفقیت شما می شود. پس باید از یک جا شروع کنید و به جای پذیرفتن نظر دیگران، نظر خود را بگویید، محکم بایستید. فقط کافیست که درباره ی عواقب تصمیم گیری خود از قبل فکر کنید و حتی اگر مشکلی هم پیش آمد، آن را بپذیرید. این بهتر از آین است که انتخابی داشته باشید که دوست ندارید و تحمیل دیگران است.
درباره ی رو به رو شدن با شرایط جدید خوبست بدانید:
بهترین درمان آن است که این مشکل را بپذیرید و با آن کنار بیایید. یعنی به جای فرار از آن، با آن سازگار شوید. یعنی وقتی در جمع قرار گرفتید و دچار ترس شدید، به خودتان بگویید: "من ترسیده ام و باید صبر کنم تا این اوضاع برای من عادی شود." فرار از آن این حالت ها و قدرت آنها را بیشتر می کند؛ پس باید کم کم با آن بسازید. اوضاع کم کم بهتر می شود.
بنابراین اگر تپش قلب، لکنت،‌ یخ کردن و ... سراغ شما آمد، یک اتفاق بسیار طبیعی است. یعنی همان اتفاقی که قرار بودن بیفتد، افتاده است. اینها نشانه ی ترس است. خود ترس بد نیست؛ چیزی که بد است ترسیدن از ترس است. شما در گرما عرق می کنید، در سرما می لرزید و وقتی در یک شرایط جدید قرار می گیرید، این حالت ها به وجود می آید. کسی بابت عرق کردن در گرما یا لرزیدن در سرما خودش را بیمار نمی داند. پس دست پاچه شدن هم موقع قرار گرفتن در جمع یک نوع واکنش ساده و طبیعی است. با آن کنار بیایید. کم کم بهتر می شوید و عادت می کنید. تمرینات آرام سازس عضلات در این باره به شما کمک می کند:
تكرار تمرین زیر هم برای كاهش اضطراب ثمر بخش بوده است:
برای این كار لازم است در یك اتاق آرام دراز بكشید. بدون آنكه به چیز خاصی فكر كنید با چشمانی بسته عضلات درشت (مثل عضله ساق پا و یا عضله چهار سر ران و ...) را برای چند ثانیه سفت كنید. سپس به همراه بیرون راندن نفس خود، عضلات سفت شده را شل كنید.
خدانگهدار