ناشناس
سوال 497152
با سلام و خسته نباشید<br>بنده پسری 23 ساله هستم که حدود سه سال پیش به یکی از همکلاسی هایم علاقه مند شدم . میخواستم نظر اون رو هم بدونم و به دنبال فرصتی میگشتم که اگه اون هم به من علاقه مند هست (که از رفتارش مشخص بود که علاقه مند هست) بهش بگم به هم قول بدیم که بعد از اتمام درسها مون با هم ازدواج کنیم (حالا درست یا اشتباه). من همونطور که دوست ندارم کسی با خواهر خودم صحبت کنه نمیخواستم که با یک دختر نامحرم صحبت کنم .ولی چون دوستش داشتم میخواستم فقط بهش بگم منتظر هم بمونیم تا بعدا ازدواج کنیم و با هم رابطه نداشته باشیم( البته اگه اون هم منو دوست داشت و شرایطیتمون به هم میخورد) به همین منظور یه روز جزوه ش رو گرفتم و اون اول جزوه ش یه جمله عاشقانه نوشته بود و من هم توی جزوه ش یه جمله نوشتم و بهش دادم . دو هفته گذشت و وقتی دیدمش رفتارش خیلی عوض شده بود وخیلی سرد شده بود وناراحت.هر چی صبر کردم بهتر نشد. دو ماه بعد که داشتم از این حالت رنج میکشیدم تصمیم گرفتم باهاش صحبت کنم خیلی ناراحت بود از کارم و گفت که از من اصلا انتظار همچین کاری رو نداشته! من هم معذرت خواهی کردم و نتونستم باهاش زیاد صحبت کنم. از اون موقع دیگه سلام هم به همدیگه نمیکردیم و من نارحت تر از گذشته بودم و هر وقت که منو میدید اخم میکرد. حدود یه ماه بعد که دیگه واقعا از شدت ناراحتی نمیدونستم باید چکار کنم تو یه نامه همه چی رو نوشتم و ازش گله و شکایت کردم و نوشتم که من به شما علاقه مند شدم و میخواستم نظر شما رو در مورد خودم بدونم و حالا که ناراحت شدین معذرت میخوام و میخواستم مثل دو تا همکلاسی مثل سابق فقط یه سلام و احوالپرسی داشته باشیم همه چیز رو فراموش کنیم. توی نامه نوشتم که من منتظر جوابتون هستم که آیا منو بخشیدین و معذرت خواهی ام رو قبول کردید یا نه. جلسه بعد که کلاس داشتیم فکر میکردم همه چیز حل میشود اما وقتی دیدمش اخمش چند برابر شده بود ...<br>من اوایل زیاد به خودم نمیگرفتم که اخم میکنه و جریان ادامه داشت تا اینکه یه روز حلقه دستش کرده بود که مثلا من نامزد دارم ولی نداشت چون مطمئن شدم که فقط وقتی قرار هست منو ببینه یعنی وقتهایی که کلاس با هم داشتیم حلقه مینداخت.<br>من که دیگه طاقت نداشتم یه روز خواستم برم و دوباره معذرت خواهی کنم و گفتم شاید اصلا یه سو تفاهم باشه که با صحبت کردن حل بشه . وقتی که پیش دوستاش بود رفتم جلو ولی اون خودشو پشت دوستاش قایم کرد و منم با دوستاش چند کلمه حرف زدم و برگشتم . بعد با یه پسر صحبت میکرد که و سعی میکرد که اون رو هی به من نشون بده. و من چند بار با اون پسره دیدمش. یک سالی به همین منوال گذشت و یه روز که اون خیلی دیگه ناراحت بود و تو چشمای من زل زده اخم کرده بود خیلی بهم بر خورد و برای رهایی از این حالت که نمیتونستم از دلش دربیارم و از اینکه یه نفر از دست من ناراحت شده و من هم نمیتونم به هیچ شکلی بی گناهیم رو ثابت کنم و به هر دری زدم بسته بود تصمیم گرفتم که دیگه سر کلاس با اون نباشم و بعد از کلی تلاش تغییر رشته دادم ولی همچنان ناراحت بودم.( البته در طول شش هفت ماه اول این اتفاق حالم به شدت بد بود نه به درسام میرسیدم نه اشتها داشتم و همیشه اضطراب داشتم. گرسنه میشدم ولی میخواستم نهار بخورم انگار تو شکمم سیر و سرکه میجوشید بعدا یه کم بهتر شدم و هروقت میرفتم دانشگاه با شور شوق که امروز همه چی به خوبی تموم میشه ولی هیچ اتفاقی نمی افتاد و من بیشتر شبها با چشم اشکی میخوابیدم) تا حالا بدشانسی مثل من دیده بودید؟ اگه منم جلف بازی در میاوردم شاید الان این وضع من نبود.من که خواستم رابطه درست داشته باشم این حال و روزمه. بعد از این سه سال و قبل از آن هم نه کسی رو دوست داشتم و نه رابطه ای داشتم.<br>مطالعه کردم که بعد از شکست عاطفی راز و نیاز با خدا به آدم کمک میکنه منم از اون موقه تا حالا که سه سال میشه همیشه دعا کردم و سعی کردم نمازهامو اول وقت بخونم و در طول این مدت اصلا نماز قضا ندارم. کلی نذر کردم و دعا کردم ... انگار خدا هم منو فراموش کرده بود و اونم ....<br>امروز شماره شون رو از 118 گرفتم که زنگ بزنم و باهش صحبت کنم و تکلیف خودمو روشن کنم. ولی کسی گوشی رو برنداشت.<br>بعد از این سه سال من نتونستم با این موضوع کنار بیام و بیشتر وقتها با همه ی اخمش دوستش دارم. و اگه اون منو دوست نداره حداقل میخوام که از دست من ناراحت نباشه و علت ناراحتیش رو بهم بگه . و فکر میکنم اگر این موضوع حل نشه در آینده نیز برایم مشکلاتی به وجود بیاورد.<br>حالا شما بگید آیا من با نوشتن یه جمله در اول جزوه ی اون و اینکه نظرش رو در مورد خودم بدونم مستحق این عذاب هستم؟<br>لطفا کمکم کنید و بهم مشاوره بدین که چکار باید بکنم تا به امید خدا و کمک شما موضوع حل بشه ؟ <br>با تشکر.<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخکاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.