ناشناس

سوال 497229

با سلام من معصومه دانشجوی ارشد کامپیوتر25 سال دارم تا به حال خواستگارهایی که داشتم وتعدادشان کم هم نبوده نظر مرا جلب نکرده اند .به جز مورد آخر که تاحدی نظرم مثبت بوده. ضمنا برای فکر کردن در این مورد احساس خستگی میکنم به طوری که حوصله فکر کردن در موردش راندارم در صورتیکه تمایل به ازدواج دارم ولی این خستگی را ناشی از برخوردهای دیگران , و فشارآنها در رابطه با خواستگارهای قبلی میدانم. (آخه ما چها خواهر و یک برادریم که من دختر بزرگترم ویک خواهر کوچکتر و برادرم نامزد کرده اند)معیار های من در مورد مرد ایده آلم داشتن خانواده سالم با آبرو و خوب، مومن بودن داشتن اخلاق وروابط اجتماعی خوب ،انتقاد پذیر بودن انعطاف پذیر بودن ،داشتن روحیه رشد و پیشرفت داشتن در زمینه معنوی علمی کاری ،همت عالی در این ضمینه، افراطی نبودن در زمینه سیاسی و مردسالار نبودن و همکاری درمنزل و اهل مطالعه و فکر بودن مرتب و شیک پوش بودن و ... می باشد. در واقع طرز فکر طرف خیلی برایم مهم است. از شانس ما این خواستگار آخری ما هم سپاهیه میدونی من به مذهب خیلی اهمیت میدم ولی دید بسته رو نمیتونم تحمل کنم این آقا از لحاظ ظاهری هیکلی و تا حدی چاق هستند و از لحاظ ظاهری شیک پوش و مرتب نیستند(به نظر من آدم باید به تناسب اندامش و به لباس مرتب پوشیدنش اهمیت بده ،حجاب میتونه با شیک پوشی هم همراه باشه) و در پرسش های من در مورد برنامه آینده فقط به رشد کاریشون اشاره کردند. از لحاظ رشد فکری و معنوی هر چه من گفتم رو تایید کردند ولی دوست داشتم بدون اینکه من بگم و او تایید کند این مساله رو خودش بیان کند (که در صورت بیان ،نشان دهنده اهمیت مساله از جانب ایشان است) آدم بدی نبود به نظر صادق می اومد و ویژگیهای رفتاریش تاحد نرمال خوب بود ولی خودش برنامه زیادی در جهت رشد شخصی به جز رشد کاری نداشت و میگفت دوست دارم ازدواج باعث رشد من بشه نه حرکت به عقب در این حد. میدونی اگه الان 20 سال یا کمتر داشتم شاید این مورد رو رد میکردم . ولی دارم از خودم و از شما میپرسم آیا آدمی با ویزگی هایی که من میخام تو جامعه وجود داره آیا باز هم منتظر بمونم برای اون چیزی که میخام؟ آیا دیر نشده برای انتظار؟به خدا خسته شدم.دوست دارم از محل زندگیم دور شم و برای مدتی از خانواده و اقوامم فاصله بگیرم چون تحمل افکارشون رو ندارم و به نظر اونها دلایل من برای رد کردن منطقی نیست.ولی حیف با وجود اینکه دانشجو هستم فقط دو روز در هفته خونه نیستم و بقیش رو مجبورم تو خونه بگذرونم . به خدا من هم دوست دارم ازدواج کنم ولی نمی دونم آیا من آدم بلند پرواز ی به حساب میام و خواسته هام معقول نیست؟آخه وضعیت جامعه و پسرهای اون رو هم که میدونید. کمکم کنید وزورتر جوابم رو بدید؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام برشما
دختر خوب، خواسته هایت معقول هست اما خودت هم اشاره داری که طرف مقابلت انعطاف پذیر باشد، پس تا حدی خودتان هم لازم هست این انعطاف پذیری را داشته باشید.
مسئله دیگر، تفکر درباره رشد همه جانبه است، زن و شوهر مکمل هم هستند، شما به عنوان یک زن جزئی نگرتر و دقیق تر نسبت به آقایان به مسائل نگاه می کنید.لزومی ندارد نفر مقابل به دقت شما همه مسائل را بررسی نماید. از طرفی آقایان برایشان شغل و مسائل مالی به دلیل مسئولیتهایشان جایگاه ویژه ای دارد واین نشان دهنده یک شخصیت سالم در مرد هستش ، من فکر می کنم شما در معیارهایتان تا حدی انعطاف پذیرتر باشید، ویادتان باشد بعضی از انتظارات از سر الزام و داشتنش ضروری است وبعضی از ویژگی ها را می شود تا حدی با کم وکاست آن کنار آمد . بهتر هست معیارهایتان را الویت بندی کنید و از کتابهایی در زمینه روانشناسی مرد وجود دارد کمک بگیرید تا تنها از دیدگاه یک خانم به مسائل نگاه نکنید و بعد همه جانبه تری داشته باشید، تا تصمیم واقع بینانه تری هم بگیرید.
موفق باشید