ناشناس

سوال 497415

با عرض سلام و خسته نباشیدخدمت مشاور محترممن دچار عدم تمرکز شدید شدم.اصلا رو هیچ چیز نمیتونم تمرکز کنم.همش حواسم پرت میشه.این مشکل از بچگی از زمان مدرسه باهام بوده.تو کلاس نمیتونم حرفای استادو گوش کنم .یهو به خودم میام میبینم استاد چقدر مطلب گفته من هواسم نبوده به یه چیز دیگه فکر میکردم.تو مدرسه هم همینطور بودم.الان شدیدتر شده.درس که میخونم یهو میبینم چقدر زمان گذشته من به یه چیز دیگه فکر میکردم.وقتی یکی بهم یه موضوع ساده و توضیح میده همه حرفاشو نمیتونم گوش کنم.حواسم پرت یه چیز دیگه میشه مثل چهره اون فرد.در مورد یه چیز وقتی ازم توضیح میخوان به یاد ندارم تونسته باشم کامل توضیح بدم.یاد اوری چیزهایی قبلا یاد گرفتم برام خیلی سخته حتما باید چشمامو ببندم فکر کنم تا یادم بیاد.همیشه سر امتحان وقت کم میارم چون یاد اوری مطالب برام سخته.بعضی مواقع اصلا هرچی تلاش میکنم چیزیو که قبلا یاد گرفتم به یاد بیارم نمیتونم .جمله ایو که بارها تکرار کردم نمیتونم به یاد بیارم.انگار این مغزم زنگار بسته.وقتی با تلفن صحبت میکنم اگر کسی ازم سوال بپرسه نمیتونم همزمان جواب شخص سوال کننده رو بدمو هم حرف شخص پشت تلفنو گوش کنم.یا هم صحبت کنم هم صحبت یکی دیگه رو گوش کنم.از زمان بچگی یادمه وقتی تلویزیون نگا میکردم مادرم که درخواستی ازم داشت با اینکه میشنیدم ولی انگار نشنیدم یعنی توجهی نداشتم .نه اینکه نخوام توجه کنم نمیتونستم توجه کنم.یا خیلی مواقع پیش امده سوالی ازم پرسیده میشه با اینکه جوابو بلدم و میخوام جواب درستو بدم برعکس میگم.مثلا بله رو میگم نه.دست چپو میگم دست راست. به صورت ناخداگاه بعدمتوجه میشم که اشتباه گفتم اصلاح میکنم.بعضی مواقع اصلا نمیتونم فکر کنم.مثلا میگن فلان عدد رو ضرب کن.نمیتونم همون موقع انجام بدم میگم مغزم هنگ کرده نمیتونم جواب بدم با اینکه هزاران بار این کارو انجام دادم.مثلا با اتو مبیل میخوام حرکت کنم .ترمز دستی پاینه میتونم حرکت کنم به ذهنم میرسه ترمز دستی باید پایین باشه .منتها برعکس عمل میکنم یعنی ترمز دستیو میارم بالا .یا میرم برا خرید چند قلم جنسو به خاطرم میسپارم میرم تو مغازه یکی دو قلم یادم میاد بقیش از ذهنم میپره .با اینکه قبل رفتن به مغازه همش تو ذهنم بود.ببخشید عامیانه مسئلمو مطرح کردم.خواهشن کمکم کنید دیگه دارم دیونه میشم دیگه نمیتونم درس بخونم .میخوام از دانشگاه انصراف بدم.وقتی میخوام یه چیزیو تو ضیح بدم همه چیزی که تو ذهنمه نمیتونم به زبون بیارم یادم میره . فکر کنم دیگه دارم افسرده میشم.همیشه خودمو سرزنش میکونم بخاطر این مشکلاتم.یه بار میخواستم خودکشی کنم ولی بخاطر ترس از خدا اینکارو نکردم.با تشکر از زحمات شما

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.