ناشناس

سوال 497996

با عرض سلام و خسته نباشید من دو سال میگذره که عروسی کردم و یک سال هم عقد بودیم دوران خوبی رو پشت سر گذاشتم البته نه اینکه همیشه خوب باشه یک وقتهایی خیلی دعوا می کردیم ولی جالب این که ما هیچ وقت موضوع دعوامون اختلاف نظر و اختلاف سلیقه خودمان نبوده مشکل ما فقط خانواده همسرم بودند دروغهایی که خواهراش راجب من میگفتند یا کنایه هایی که پدر و مادرش به من میزدند و خیلی از کارهایی که واقعا آدم رو دلسرد میکنه از زندگی و کمکهای مالی خیلی زیادی که شوهرم به خانواده اش می کند و انتظارات بیجایی که از ما دارند و اینکه ما حق بیرون رفتن و گردش کردن نداریم چون ما هر دو مون کارمند هستیم و اصلا وقت نمی کنیم بیرون بریم اگر یک تعطیلی هم بشه جرات نداریم حتی توی خونمون باشیم و به کارهای خونمون برسیم حتما باید بریم و به اونها سر بزنیم <br>و تعطیلات هر چند روز باشه باید با اونا بگذرانیم و اگر هم جایی میرویم نباید بگیم چون اگر بگیم دلخور میشن البته این موضوع فقط برای ماست برای بچه های دیگر شان صدق نمی کند الحمد لله الان زیاد نمی بینم شان که بخواهند مرا عصبی کنند ولی همون یک روزی که می بینم شان خوب تلافی می کنند از طرفی مشکل دیگر من این که خیلی وقتها یاد کارها یی که در گذشته با من کرده اند و یاد کوتاهی هایی که در قبال من کردند ولی الان برای جاریم و دخترشون که دوران عقد را می گذرانند هیچکدام از اون کوتاهی ها را نمی کنند می افتم دارم دیونه میشم و یک طوری شده که همه این مشکلات را یکسره با خودم حمل میکنم و این موضوع توی روحیه من اثر گذاشته و همیشه اون کارها و حرفهایی که زدند را یکسره با خودم مرور میکنم و همش دارم با خودم حرف میزنم و همیشه از خدا خواستم این رفتارها و کارها توی زندگی خودشون تاثیر بگذارد و همیشه سوالم این که ایا خدا نمی خواد به این کارهاشون جواب بده خواهشا یک راهی به من نشان بدهید تا بتونم تمام کارهاشون رو فراموش کنم و دیگه به کارها شون فکر نکنم ؟لطفا راهنمایی ام کنید .مرسی ممنونم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام
دوست گرامی خیلی از مواقع ما تنها رفتارهای دیگران را مد نظر قرار می دهیم اما به خودمان توجهی نداریم برای مثال شمادر بطن زندگی جاریتان نیستید و نمی دانید که آیا واقعا ایشانن از شرایط خودشان راضی هستند یا خیر؟ و از طرف دیگر بر روی گذشته و اتفاقاتی که برای خودتان افتاده تاکید بسیار کرده و مسلما تصور می کنید این اتفاقات تنها برای خودتان افتاده است.
به زندگی اطرافیان کاری نداشته باشید. توجه کنید که در بسیاری از موارد حتی والدین هم بی تجربگی و اشتباه می کنند و بعدها متوجه اشتباهاتشان می شوند و شاید در هنگام ازدواجهای بعدی فرزندانشان متوجه اشتباهاتشان می شوند بنابراین همه چیز را از روی منظور نگرفته و تصور نکنید با شما دشمنی خاصی دارند.
از طرف دیگر دایما گذشته را در ذهن مرور نکنید . مرور گذشته تنها باعث مخدوش شدن ذهن شما و مکدر تر شدن احوالتان می شود. تا جایی که می توانید این مسایل را از ذهن دور کنید. مثلا وقتی این افکار به سراغتان آمد به سرعت تغیر وضعیت دهید مثلا اگر ایستاده اید بنشینید و اگر یا اگر بیکار هستید شروع به انجام کاری خاص بکنید و یا تغییر حالت بدهید ولی هر طور که شده سعی کنید از فکر کردن در مورد اتفاقات گذشته خودداری کنید..

با تشکر از تماس شما