ناشناس
سوال 498047
باسلام<br>برادری دارم 17 ساله که با دختری رابطه دارد و همان روز اول آشنایی<br>متوجه شدم که تلفنی با او صحبت میکند و اطلاعات اولیه را از او میگیرد و حرفهای نامربوط ردو بدل میکردند.یک هفته صبر کردم و با رفتار خود او را به شک انداختم که موضوع ره متوجه شده ام یا نه دیدم تماسها روز به روز بیشتر میشود <br>آخر هفته که با مادرم تنها شد مادرم با او صحبت کرد و حس غیرت او را با حرفهایی نظیر اینکه آیا قبول داری کسی با خواهرانت رابطه برقرار کند تحریک کرد او بدون انکار قضیه اما با شرمندگی و بوسیدن دست مادر قول داد این رابطه را ادامه ندهد که به مدت دو هفته که شک داشتم که آیا این کار را میکند یا نه ؟آن شب با تماس آن دختر و دعوت برادرم که بیرون منتظر اوست متوجه شدم که هنوز این دو با هم رابطه دارند برادرم دانشجوست هیچ برنامه ریزی برای زندگی خود ندارد میدانم که برای امتحانات هم آماده نیست چون اصلا درس نمیخواند و تا از بیرون می آید خود را با چت کردن مشغول میکند شاید در روز به طور متوسط 6 ساعت چت میکند که یک روز پدرم مچ اورا گرفت اما به روی خود نیاورد و بعد دوستانه با او صحبت کرد که این کار را انجام ندهد ما یک خانواده کاملا مذهبی هستیم که این ام برای ما بسیار سنگین و غیر قابل باور است خود برادرم هم همین اعتقادات را دارد اما نمی دانم چرا این عمل ناپسند را انجام میدهد در این مدت سعی کرده ام رابطه ام را با او صمیمی تر کنم و بیشتر در کنار او باشم اما بالاخره خودم هم درس و دانشگاه دارم و او ساعت تنهایی خود را با چت و بیرون رفتن سپری میکند و وقتی برای گردش و بیرون رفتن از او تقاضای همراهی میکنیم میگوید نمیآیمخود برادرم یک ادم فوق العاده درونگرایی است که حرف زدن و رابطه با او کار ساده ای نیست باور کنید وقتی این موضوع را فهمیدم کار من شده گریه و دعا کردن <br>میترسم که روز بروز بیشتر درگیر این مساله شود احساس میکنم که همانطور هم شده هیچ کاری از دستم بر نمیاد و به هیچ عنوان نمیتوانم نسبت به این موضوع بی تفاوت باشم حتی برای خود نیز آرزوی مرگ کرده ام واقعا حیران مانده ام نمی دانم این مشکل را چگونه حل کنم؟از شما یک راه کار عملی باتوجه به شخصیت او و اینکه قبلا با برادرم اختلاف نظر و بگو مگوهای جزیی داشته ام و بنده زیاد آدم عاطفی و احساسی نیستم که بتوانم عاطفه و احساس خرج او کنم تقاضا دارم اما خواهرم با او رابطه بهتری دارد و نسبتا عاطفی تر است اما موضوع را نمی داند و نمیخواهم که بداند چگونه میتوانم در حل این مشکل از او کمک بخواهم؟<br>لطفا در قسمت عمومی نمایش داده نشود<br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br><br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
مسئله را پیچیده نکنید. کافیست که رفتار را مدیریت کنید. یعنی وضعیت به وجود آمده را به بهترین شکل ممکن هدایت کنید. پس به او بگویید که آگاه شدید. بنابراین روش هایی مثل محروم کردن، کنترل بیش از حد و ... هیچ تأثیری ندارد. آنچه بسیار اهمیت دارد، استمرار ارتباط شما با ایشان است. لازمه ی این کار این است که:
1- او را نصیحت نکنید.
2- سرزنش نکنید.
3- خط و نشان نکشید.
4- تهدید نکنید.
5- و دنبال پیدا کردن مقصر نباشید.
بنابراین بهتر است:
- به او بگویید که دوستش دارید. سرنوشت او برای شما مهم است و او و نیازهایش را درک می کنید.
- سعی کند تکانه هایی که موجب این رفتار می شود، مثل لج بازی را، کنترل کند.
- از او بخواهید در مواردی که نیاز داشت، با شما تماس بگیرد.
- به هیچ وجه او را با مشکل تنها نگذارید.
- هر وقت به خطای خود اعتراف کرد، از او تشکر کنید ولی سرکوفت نزنید و به او بگویید از این که صداقت و وجدان دارد، خوشحالید و به او می بالید.
- مراقب ساعت های طولانی تنها و بی کار بودن باشید.
با این مقدمات شرایطی فراهم می شود که او برای تغییر این عادت آماده شود و آن وقت شما باید از او بخواهید ارتباط را کاهش دهد تا قطع کند. از او بپرسید چه شرایطی باعث می شود که دوباره این ارتباط را آغاز کند. آن وقت آنها را مدیریت کنید.
باز هم تأکید می کنیم: او را با مشکل تنها نگذارید.
خدانگهدار
مسئله را پیچیده نکنید. کافیست که رفتار را مدیریت کنید. یعنی وضعیت به وجود آمده را به بهترین شکل ممکن هدایت کنید. پس به او بگویید که آگاه شدید. بنابراین روش هایی مثل محروم کردن، کنترل بیش از حد و ... هیچ تأثیری ندارد. آنچه بسیار اهمیت دارد، استمرار ارتباط شما با ایشان است. لازمه ی این کار این است که:
1- او را نصیحت نکنید.
2- سرزنش نکنید.
3- خط و نشان نکشید.
4- تهدید نکنید.
5- و دنبال پیدا کردن مقصر نباشید.
بنابراین بهتر است:
- به او بگویید که دوستش دارید. سرنوشت او برای شما مهم است و او و نیازهایش را درک می کنید.
- سعی کند تکانه هایی که موجب این رفتار می شود، مثل لج بازی را، کنترل کند.
- از او بخواهید در مواردی که نیاز داشت، با شما تماس بگیرد.
- به هیچ وجه او را با مشکل تنها نگذارید.
- هر وقت به خطای خود اعتراف کرد، از او تشکر کنید ولی سرکوفت نزنید و به او بگویید از این که صداقت و وجدان دارد، خوشحالید و به او می بالید.
- مراقب ساعت های طولانی تنها و بی کار بودن باشید.
با این مقدمات شرایطی فراهم می شود که او برای تغییر این عادت آماده شود و آن وقت شما باید از او بخواهید ارتباط را کاهش دهد تا قطع کند. از او بپرسید چه شرایطی باعث می شود که دوباره این ارتباط را آغاز کند. آن وقت آنها را مدیریت کنید.
باز هم تأکید می کنیم: او را با مشکل تنها نگذارید.
خدانگهدار