ناشناس
سوال 498284
با سلام الان سه ساله که این فکرا به سراغم اومدنه از مرگ نمی ترسم اما یه حس درونی بهم تلقین میکنه میگه خوب اینقدر جون میکنی درس میخونی شاید تو راه تصادف کردی کلا فکر مرگ یه لحظه آرومم نمی ذاره یا وقتی خبر مرگ کسی رو تو شهر میفهمم دیگه تا دو سه رو کلافه ام
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
دوست عزیز این گونه افکار نشان از وجود افسرگی در شماست. باید به دنبال علت آن بگردید. حتی گاهی یکنواختی و روزمرگی می تونه حالاتی افسرده گونه به وجود بیاره. به هر حال اگر از جنبه منطقی بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم مسلما این گونه ترس افراطی و پی گیری مستمر مسئه مرگ عادی و معمولی نیست .
واقعیت اینه که درسته که مرگ حقیقت است اما ما وظیفه داریم پیش از رسیدن آن از همه امکانات خود نهایت استفاده را بکنیم چرا که قرار است با همین اجرای تکلیف کیفیت دنیای دیگر خود را بسازیم
بنابراین هر چه تلاش کنیم و تا هر میزان که باشد کوشش ما هدر نمی رود .به هیچ عنوان هم سفارش نشده زندگی رو متوقف کنیم و منتظر مرگ باشیم بنابراین به هر نحوی شده باید این افکار را دور کنید تا انگیزه را از شما نگیرد .
سعی کنید به صورت عمدی وقایع و خاطرات خوب و خوش را در ذهن مرور کنید . این عادت را در خود ایجاد کنید که ذهنتون مرورگر اتفاق های خوشایند و لذت بخش باشد . این مرور گری باعث می شه که در زمان رجوع افکار مرگ نتونه تاثر همیشگی را در شما ایجاد کند .
چرا که روحیه شما قبلا شاد و پر انرزی بوده و لذا با ورود این افکار پذیرای غم حاصل از آن نیست . در واقع این موضوع علت هورمونی هم دارد و این تمرین می تونه با افزایش هورمون های شادی ، میزان هورمون غم را در مغز شما کاهش دهد . این تمرین را جدی بگیرید تا پس از چند روز نتیجه مثبت بگیرید.
دوست عزیز این گونه افکار نشان از وجود افسرگی در شماست. باید به دنبال علت آن بگردید. حتی گاهی یکنواختی و روزمرگی می تونه حالاتی افسرده گونه به وجود بیاره. به هر حال اگر از جنبه منطقی بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم مسلما این گونه ترس افراطی و پی گیری مستمر مسئه مرگ عادی و معمولی نیست .
واقعیت اینه که درسته که مرگ حقیقت است اما ما وظیفه داریم پیش از رسیدن آن از همه امکانات خود نهایت استفاده را بکنیم چرا که قرار است با همین اجرای تکلیف کیفیت دنیای دیگر خود را بسازیم
بنابراین هر چه تلاش کنیم و تا هر میزان که باشد کوشش ما هدر نمی رود .به هیچ عنوان هم سفارش نشده زندگی رو متوقف کنیم و منتظر مرگ باشیم بنابراین به هر نحوی شده باید این افکار را دور کنید تا انگیزه را از شما نگیرد .
سعی کنید به صورت عمدی وقایع و خاطرات خوب و خوش را در ذهن مرور کنید . این عادت را در خود ایجاد کنید که ذهنتون مرورگر اتفاق های خوشایند و لذت بخش باشد . این مرور گری باعث می شه که در زمان رجوع افکار مرگ نتونه تاثر همیشگی را در شما ایجاد کند .
چرا که روحیه شما قبلا شاد و پر انرزی بوده و لذا با ورود این افکار پذیرای غم حاصل از آن نیست . در واقع این موضوع علت هورمونی هم دارد و این تمرین می تونه با افزایش هورمون های شادی ، میزان هورمون غم را در مغز شما کاهش دهد . این تمرین را جدی بگیرید تا پس از چند روز نتیجه مثبت بگیرید.