ناشناس

سوال 499277

با سلام. مادر من زنی هست 41 ساله صاحب 2 فرزند. 20 سال پیش بر اثر ترس از یک شوخی ترسناک از جانب فردی 3/4 روز بعذش دچار حالاتی چون بی قراری.گریه ی شدید.بی حوصلگی و اضطراب شد.با این حال حالات فوق تا 5 سال پیش برایش قابل کنترل بود. ولی 5 سال پیش افکار دیگری به آنها اضافه شد مانند افکار خودکشی. فرزند کشی و آسیب رساندن به خود و دیگران و افسردگی که موجب اختلال در زندگی روزمره اش میشد تا اینکه با مراجعه به روانپزشک و مصرف داروی سیتالوپرام ولی به مقدار و مدت کم, این عارضه در وی کمرنگتر شد. ولی از 2 ماه پیش با برگشتی دوباره و شدیدتر باعث شد که به روانشناس مراجعه کند. پس از صحبت با روانشناس وی را به روانپزشک معرفی کرده و روانپزشک داروهای سرترازین و پروپرانولول را تجویز کرده و گفته که دچار وسواس فکری شده ای. حال سوالات من در مورد فکرهای آزاردهنده مادرم که موجب نگرانی و تشویش مدام شده, میباشد و میخواستم نظر شمارا هم در این مورد بدانم.1- آیا بیماری وسواس فکری میتواند در آینده به بیماری روانی تبدیل شود؟(این یک ترس است که به جان مادرم افتاده و آزارش میدهد).2- همیشه فکر میکند میخواهد یک کار غیر عادی انجام دهد, از جمله آن فکرهای آزار دهنده, آیا ممکن است که روزی آن فکرها را عملی کند؟چون همیشه میترسد روزی آن افکار را عملی سازد.3- آیا این بیماری وسواس فکری بعد از افسردگی در فرد ایجاد میشود؟4- آیا این بیماری با تجویز پزشک قابل درمان است, یا تا آخر عمر ادامه داشته و در حال رفت و برگشت خواهد بود؟ناگفته نماندهیچ یک ار اقوام مادرم دچار هیچ گونه وسواسی نیستند.با تشکر از وقتی که در اختیارمان گذاشته اید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.