ناشناس

سوال 499543

با سلام خدمت خانم دكتر بهرامی .من محمد هستم و حدود 29 سال دارم جند سال است كه در امارات متحده عربی برای امرار معاش امده ام. خانواده ام هم در اینجا زندكی میكنند.(برادر و خواهر) در اینجا توانستم دیبلم بكیرم و بعد از ان در شركتی كه به واسطه عمویم اشنا داشت مشغول به كار شدم. شركت مرا به جای دیكر انتقال داد. در انجا با دختری اشنا شدم و بدون اطلاع بدر و مادر و خانواده ازدواح كردمخانواده من خیلی در زندكی من سرك میكشند و به این عنوان كه دلسوز من هستند حتی برای من هم تصمیم میكیرند و میخواهند مرا به زیر سلطه خویش بكشند كه من اصلا از این كار خوشم نمی اید و تا می توانند به اصطلاح این كه ما دلسوز هستیم برایم ناراحتی و مشكل درست میكنند.<br>تا جایی كه توانستند مرا به زور و بدون اطلاع دادن به من با اشنای كه عمویم كه مدیر عامل شركت است از شهری كه انجا كار میكردم انتقال دهند. با این كار حدود 6 یا 7 ماهی از زنم دور بودم. با دزدكی میرفتم كه او را ببینم و بر میكشتم. بعد از مدتی تحدیدم كردند كه به ما خبر داده اند بعضی شبها خانه نمی روی اكر به انجا بركردی ویزایت را كنسل می كنیم .به خاطر این كه خانن را دوست دارم و داشتم و برای این كه قطع رابطه نباشد یا وی روزهای تعطیلش را میامد یا من روزهایی كه كار بودم را تعطیل و به بهانهْ این كه مراجعه دكتر دارم روز قبل به دكتر میرفتم و اقای دكتر روز بعد را به من مرخصی میداد و من میتوانستم بروم بیش خانمم.دیدیم فایده ای ندارد و برای همین خانمم به شهری كه من بوده ام امده و در خانه ای كه از طرف شركت به انها داده اند زندكی میكند و من هم جای دیكر.خانمم با این كه تبعهْ كشور دیكری است اما با این واقعا با هم تفاهم داریم و باورت نمی شود كه مرا واقعا درك میكند. خانمم از من بزركتر است و تحصیلات لیسانس دارد. هر شب با اتوبوس می روم و او را از محل كار تا خانه اش كه نزدیك است همراهیش میكنم جند مدتی با او می مانم و باز برمیكردم. اما من واقعا نمیدانم جه كنم كه یك زندكی ارام تری داشته باشم و با این حال اكر خانواده من بفهمند بدون شك برایم مشكل درست كرده و مرا از خانمم جدا یا به ایران بر میكردانند جون همین طور كه كفتم مدیر عامل شركت را میشناسند.<br>من اصلا نمی خواهم كاری كنم كه باعث جدایی بین من و خانمم شوم بعضی وقتها فكر میكنم بهتر این است كه از كنارشان به كشور دیكری بروم بدون این كه به خانواده اطلاع بدهم و همه را فراموش كنم<br>من به حرفهای انها بی اعتنا شدم و حتی خیلی كم به خانه انها میروم و جون با حرفهایشان مرا دجار عصبانیت میكنند. با خواهرم و یكی از برادرهایم هم قطع رابطه كرده امكه هنوز كه هنوز است با واكنش همه روبرو شدم اما توجهی نكرده و هنوز كه هنوز است نمیروم<br>لطفا مرا راهنمایی كنید و به من ایمیلی بدهید كه بتوانم با شما در ارتباط باشم<br>ایمیل من hhh19h@gmail.com<br><br>مشكرم خانم دكتر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.