ناشناس
سوال 499762
با سلام،اینجانب نسبت به آیه 34 سوره نساء که می فرماید: " الرجال قوامون عی النساء..." و در آخر در معنی می فرماید: " آنهارا بزدن تنبیه نمایید..."، سوالی پیش آمد که این حالت چگونه امکان پذیر است و در مورد چه اعمالی از زنان است. چگونه خشونت نسبت به زنان قابل توجیه است؟با تشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست گرامی!
بیایید به طور كلی نگاهی به این آیه داشته باشیم. در مورد تفسیر آیه شریفه(نساء/34) باید به نكاتی اشاره كرد:
الف ـ فراز اول آیه شریفه كه میفرماید: "الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض … " اشاره به حكمی با توجه به ویژگیها و تفاوتهای زن و مرد دارد.
از آنجا كه در نوع مردان روحیه دوراندیشی، بر عواطف آنها غلبه دارد ـ و به عبارتی وجهه غالب شخصیت مرد تعقل اوست ـ و در زنان عكس این مطلب صادق است، یعنی عواطف انسانی شدید آنها نسبت به عقل محاسبه گر و دوراندیش آنان برجستگی بیشتری دارد؛ و از طرفی مردان از لحاظ جسمی، و بر حسب طاقتی كه بر اعمال دشوار و سخت دارند، و همچنین از آنجا که مردان عهدهدار تأمین مخارج زندگی هستند، لذا خداوند فرموده است كه مردان بر زنان، قیمومیت و سرپرستی داشته باشند.
این حكم در نظام خانواده قطعی است، ولی بعضی به دلیل عمومیت تعلیل، آن را اعم از خانواده دانسته، و به همه ریز نظام های اجتماعی تعمیم داده و ولایت را خاص مردان می دانند.
البته باید توجه داشت كه این قیمومیت نوع مردان بر زنان در اجتماع بشری تنها مربوط میشود به مسائل عمومی كه به شکلی به زندگی جمعی انسانها مربوط است ـ مثل قضاوت، حكومت، جنگ و … ـ بدون این كه بر استقلال زن در اراده شخصی و عمل فردی او خدشهای وارد شود.
بنابراین، قیمومیت مرد بر زن به معنای سلب آزادی اراده زن، و همچنین سلب استقلال از زن در حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از منافعش، و منع او از تصرف در اموال و متعلقات شخصی نیست.
البته شایسته ذكر است كه سیره نبوی(ص) هم بر این بوده كه امور اجتماعی و كارهایی كه نیاز به تعقل جدی تر و قوت و قدرت بیشتری داشته، مانند قضا، جنگ، حكومت و … را به مردان میسپردند، و از سپردن آنها به زنان نهی میفرمودند؛ ولی از واگذاری كارهایی كه دخالت عواطف در آنها منافاتی با كارایی عمل ندارد، مانند تعلیم و تعلم همه رشته های علوم و فنون، كسب و كار، تربیت، پزشكی و … نهی نمیفرمودند.
این برداشت با روایات متعدد معصومین تأیید می شود.(ر.ك. به "نورالثقلین"، ج 1، ص 478 ـ "البرهان"، ج 1، ص 367)
البته ناگفته نماند قیمومیت و قوّام بودن در این مقام برای مردان، نشانه كمال و تقرب الی الله نیست، بلكه تنها اشاره به شأن و وظیفه مدیریت و مسئولیت اجرایی آنان دارد.
2ـ اما فراز آخر این آیه شریفه: "واللآتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن …" در مورد زنان ناشزه است؛ یعنی زنانی كه حقوق مشروع همسرانشان را رعایت نمی كنند.
قرآن كریم در برخورد با چنین زنانی كه وظیفه شناس نبوده و حقوق همسر را رعایت نمیكنند، فرموده است: اول آنها را نصیحت كنید. اگر مفید فایده نبود، جایگاه خوابتان را از آنها جدا كنید. اگر این روش هم فایده نكرد، آنها را تنبیه بدنی كنید. این تنبیه شرائط و قواعدی دارد كه باید كاملاً رعایت شود.
با توجه به آیات و روایات در این زمینه، همه مفسران و فقیهان توافق و تأكید دارند كه تنبیه باید "غیر مبرح" باشد؛ یعنی آسیب و آزار جسمی به زن نزند، والا حرام، و موجب دیه و ضمان است. و لذا به طور طبیعی نباید در مواضع حساس بدن مانند چشم، صورت، پهلو، شكم و … باشد.
و مهمتر این كه همان طور كه در روایات نیز اشاره شده است وسیله زدن باید چیز سبكی، مانند چوب مسواك كه نازك و سبك است، باشد.(البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص367)
بنابراین میتوان نتیجه گرفت كه این تنبیه بدنی، خشونتهای رائج مردان نسبت به همسران خود نیست، بلكه نمایش خاصی از نارضایتی و شدت آن است.
همه فقها و مفسران می گویند كه این تنبیه بدنی ـ بعد از طی دو مرحله قبلی آن و عدم افاده، برای انتقام گیری و عقده خالی كردن نیست، بلكه برای اصلاح و چاره است؛ و حتی برخی از فقها مانند "شهید ثانی" در كتاب "مسالك" گفته است اگر این زدن به منظور انتقام گیری و عقده گشایی باشد، حرام است. بنابراین مقصود آیه، اذیت كردن و آزار دادن زن نیست، بلكه مقصود، اصلاح و امر به معروف و نهی از منكر است.
اما در مورد فلسفه جواز این تنبیه بدنی چه میتوان گفت؟ به عبارت دیگر از این تنبیه چه اثری پدید میآید كه باعث اصلاح و اطاعت زن میگردد؟
برخی قائل شدهاند كه خود زدن و تنبیه بدنی ـ البته با آن شرائطی كه بیان شد ـ به طور طبیعی به گونه ای است كه در زنان ایجاد شوك میكند، و آنان را به بازنگری به رفتار خود وامی دارد. ظاهرا با همین دیدگاه، برخی دیگر از مفسران فرموده اند تنبیه بدنی نوعی كیفر و عقوبت روانی است نه جسمی. بنابراین تنبیه بدنی نماد تنفر و انزجار و طرد است كه با توجه به روحیه زن كه دوست دارد معشوق باشد، او را به خود می آورد.
خلاصه كلام این كه این زدن جنبه تربیتی دارد. لذا در روایات نیز سفارش شده كه از چوب مسواك كه نازك و سبك است استفاده شود، چرا كه آزار و اذیت در كار نیست، بلكه فقط قصد اصلاح و چاره سازی است.
نكته قابل توجه این كه تنبیه بدنی فقط در مورد زنان وظیفه ناشناس نیست، بلكه اگر مردان هم وظیفه خود را انجام ندهند، و حقوق همسر خود را نادیده بگیرند، با آنها نیز برخورد شده، و بعد از مراحل اولی امر به معروف و نهی از منكر، مردان نیز مورد تنبیه و تعزیر واقع میشوند؛ ولی چون خود زنان قادر بر انجام چنین كاری نیستند ـ و یا اصلا مصلحت آن نیست كه خود زنان اقدام به آن كنند ـ حاكم شرع این كار را انجام میدهد.
برای مطالعه بیشتر میتوانید به كتب تفسیری به ذیل آیه شریفه، به ویژه تفسیر "المیزان"، جلد 4، ص 543 به بعد؛ "نمونه" ج 3، ص 369 به بعد، "زن در آینه جلال و جمال" نوشته آیت الله جوادی آملی؛ فصل نامه "پژوهشهای قرآنی" شماره 28 و 27، ویژه زن در قرآن، مراجعه نمائید.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست گرامی!
بیایید به طور كلی نگاهی به این آیه داشته باشیم. در مورد تفسیر آیه شریفه(نساء/34) باید به نكاتی اشاره كرد:
الف ـ فراز اول آیه شریفه كه میفرماید: "الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض … " اشاره به حكمی با توجه به ویژگیها و تفاوتهای زن و مرد دارد.
از آنجا كه در نوع مردان روحیه دوراندیشی، بر عواطف آنها غلبه دارد ـ و به عبارتی وجهه غالب شخصیت مرد تعقل اوست ـ و در زنان عكس این مطلب صادق است، یعنی عواطف انسانی شدید آنها نسبت به عقل محاسبه گر و دوراندیش آنان برجستگی بیشتری دارد؛ و از طرفی مردان از لحاظ جسمی، و بر حسب طاقتی كه بر اعمال دشوار و سخت دارند، و همچنین از آنجا که مردان عهدهدار تأمین مخارج زندگی هستند، لذا خداوند فرموده است كه مردان بر زنان، قیمومیت و سرپرستی داشته باشند.
این حكم در نظام خانواده قطعی است، ولی بعضی به دلیل عمومیت تعلیل، آن را اعم از خانواده دانسته، و به همه ریز نظام های اجتماعی تعمیم داده و ولایت را خاص مردان می دانند.
البته باید توجه داشت كه این قیمومیت نوع مردان بر زنان در اجتماع بشری تنها مربوط میشود به مسائل عمومی كه به شکلی به زندگی جمعی انسانها مربوط است ـ مثل قضاوت، حكومت، جنگ و … ـ بدون این كه بر استقلال زن در اراده شخصی و عمل فردی او خدشهای وارد شود.
بنابراین، قیمومیت مرد بر زن به معنای سلب آزادی اراده زن، و همچنین سلب استقلال از زن در حفظ حقوق فردی و اجتماعی و دفاع از منافعش، و منع او از تصرف در اموال و متعلقات شخصی نیست.
البته شایسته ذكر است كه سیره نبوی(ص) هم بر این بوده كه امور اجتماعی و كارهایی كه نیاز به تعقل جدی تر و قوت و قدرت بیشتری داشته، مانند قضا، جنگ، حكومت و … را به مردان میسپردند، و از سپردن آنها به زنان نهی میفرمودند؛ ولی از واگذاری كارهایی كه دخالت عواطف در آنها منافاتی با كارایی عمل ندارد، مانند تعلیم و تعلم همه رشته های علوم و فنون، كسب و كار، تربیت، پزشكی و … نهی نمیفرمودند.
این برداشت با روایات متعدد معصومین تأیید می شود.(ر.ك. به "نورالثقلین"، ج 1، ص 478 ـ "البرهان"، ج 1، ص 367)
البته ناگفته نماند قیمومیت و قوّام بودن در این مقام برای مردان، نشانه كمال و تقرب الی الله نیست، بلكه تنها اشاره به شأن و وظیفه مدیریت و مسئولیت اجرایی آنان دارد.
2ـ اما فراز آخر این آیه شریفه: "واللآتی تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن فی المضاجع واضربوهن …" در مورد زنان ناشزه است؛ یعنی زنانی كه حقوق مشروع همسرانشان را رعایت نمی كنند.
قرآن كریم در برخورد با چنین زنانی كه وظیفه شناس نبوده و حقوق همسر را رعایت نمیكنند، فرموده است: اول آنها را نصیحت كنید. اگر مفید فایده نبود، جایگاه خوابتان را از آنها جدا كنید. اگر این روش هم فایده نكرد، آنها را تنبیه بدنی كنید. این تنبیه شرائط و قواعدی دارد كه باید كاملاً رعایت شود.
با توجه به آیات و روایات در این زمینه، همه مفسران و فقیهان توافق و تأكید دارند كه تنبیه باید "غیر مبرح" باشد؛ یعنی آسیب و آزار جسمی به زن نزند، والا حرام، و موجب دیه و ضمان است. و لذا به طور طبیعی نباید در مواضع حساس بدن مانند چشم، صورت، پهلو، شكم و … باشد.
و مهمتر این كه همان طور كه در روایات نیز اشاره شده است وسیله زدن باید چیز سبكی، مانند چوب مسواك كه نازك و سبك است، باشد.(البرهان فی تفسیر القرآن، ج1، ص367)
بنابراین میتوان نتیجه گرفت كه این تنبیه بدنی، خشونتهای رائج مردان نسبت به همسران خود نیست، بلكه نمایش خاصی از نارضایتی و شدت آن است.
همه فقها و مفسران می گویند كه این تنبیه بدنی ـ بعد از طی دو مرحله قبلی آن و عدم افاده، برای انتقام گیری و عقده خالی كردن نیست، بلكه برای اصلاح و چاره است؛ و حتی برخی از فقها مانند "شهید ثانی" در كتاب "مسالك" گفته است اگر این زدن به منظور انتقام گیری و عقده گشایی باشد، حرام است. بنابراین مقصود آیه، اذیت كردن و آزار دادن زن نیست، بلكه مقصود، اصلاح و امر به معروف و نهی از منكر است.
اما در مورد فلسفه جواز این تنبیه بدنی چه میتوان گفت؟ به عبارت دیگر از این تنبیه چه اثری پدید میآید كه باعث اصلاح و اطاعت زن میگردد؟
برخی قائل شدهاند كه خود زدن و تنبیه بدنی ـ البته با آن شرائطی كه بیان شد ـ به طور طبیعی به گونه ای است كه در زنان ایجاد شوك میكند، و آنان را به بازنگری به رفتار خود وامی دارد. ظاهرا با همین دیدگاه، برخی دیگر از مفسران فرموده اند تنبیه بدنی نوعی كیفر و عقوبت روانی است نه جسمی. بنابراین تنبیه بدنی نماد تنفر و انزجار و طرد است كه با توجه به روحیه زن كه دوست دارد معشوق باشد، او را به خود می آورد.
خلاصه كلام این كه این زدن جنبه تربیتی دارد. لذا در روایات نیز سفارش شده كه از چوب مسواك كه نازك و سبك است استفاده شود، چرا كه آزار و اذیت در كار نیست، بلكه فقط قصد اصلاح و چاره سازی است.
نكته قابل توجه این كه تنبیه بدنی فقط در مورد زنان وظیفه ناشناس نیست، بلكه اگر مردان هم وظیفه خود را انجام ندهند، و حقوق همسر خود را نادیده بگیرند، با آنها نیز برخورد شده، و بعد از مراحل اولی امر به معروف و نهی از منكر، مردان نیز مورد تنبیه و تعزیر واقع میشوند؛ ولی چون خود زنان قادر بر انجام چنین كاری نیستند ـ و یا اصلا مصلحت آن نیست كه خود زنان اقدام به آن كنند ـ حاكم شرع این كار را انجام میدهد.
برای مطالعه بیشتر میتوانید به كتب تفسیری به ذیل آیه شریفه، به ویژه تفسیر "المیزان"، جلد 4، ص 543 به بعد؛ "نمونه" ج 3، ص 369 به بعد، "زن در آینه جلال و جمال" نوشته آیت الله جوادی آملی؛ فصل نامه "پژوهشهای قرآنی" شماره 28 و 27، ویژه زن در قرآن، مراجعه نمائید.
پیروز باشید.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.