ناشناس
سوال 499825
با سلام<br>من 15 ماه قبل در چت روم با دختری آشنا شدم كه 5/8سال از من كوچكتر است ما با هم ارتباط تلفنی داشتیم كه به هم علاقمند شدیم و قول وقرار ازدواج گذاشتیم او ساكن استان مجاور ماست كه 4 ساعت با شهر ما فاصله دارند.ارتباط تلفنی ما تجسمی از یك زندگی مشترك بود كه صاحب بچه هم بودیم.و آرزوی دستیابی یه این زندگی ما را علاقه به ازدواج با هم كرد.او به من گفته تا 2 سال دیگر كه كنكور دارد ازدواج نكنم تا او كنكور بدهد و به یكی از دانشگاه های شهر یا استان ما بیاید و بعد از كنكور ازدواج كنیم.من می خواستم راهنمایی بخواهم كه آیا اینكار صحیح حست كه من 2 سال صبر كنم؟او به من خیلی علاقمند هست و من هم به او علاقمندم. او به من اطمینان داده كه حتما دانشگاهی در شهر یا استان ما قبول می شود.در ضمن ما تا كنون 2 بار با هم دیدار داشته ایم.این موضوع خیلی فكرم را در گیر كرده لطفا راهنماییم كنید.ضمنا من دكتری عمومی هستم 25 سال دارم او سال سوم دبیرستان هست.و اگر 2 سال دیگر در رشته ژزشكی قبول شود 7 سال بایستی درس بخواند و ما بعد از آن بچه دار شویم.ضمنا وضع مالی من خوب اشت و شرایط ازدواج دارم.از این موضوع فقط خواهر او خبر دارد كه 6 سال از او بزرگتر است.لطفا راهنماییم كنید.با تشكر فراوان
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام بر شما
آقای محترم بهتر هست در این باره ابتدا با خانواده خود موضوع را مطرح کنید تا اگر مخالفتی وجود دارد همین حالا قبل از وابستگی بیشتر شما دونفر به یکدیگر اگر مخالفتی هست ،آشکار شود .
مسئله بعدی در نظر گرفتن معیارهای شخصی شما برای ازدواج هست وتناسبی که این معیارها با طرف مقابل شما میتواند داشته باشد.همچنین به شیوه آشنایی خودتان بیشتر توجه کنید ،در این شیوه شناخت پیدا نمودن از طرف مقابل بسیار سخت هست و آمارها نشان دهنده این هست در این شیوه به دلیل آگاهی کم دو طرف از یکدیگر نسبت به شیوه های دیگر ریسک بالایی وجود دارد.
از طرفی سن این خانم را درنظر بگیرید وبه این نکته توجه کنیدکه در ازدواج شریک زنگی شما میبایست به بلوغ فکری رسیده باشد تا در زندگی تنش کمتری را تجربه کنید و همه جوانب را از روی منطق بسنجد ودر روابط با دیگران مشکلی نداشته باشد وبه خانواده خود کمتر وابسته باشد.ازدواج در سن مناسب و پس از بلوغ فکری میتواند مانند واکسنی در برابر عوامل خطر ساز باشد.
از طرفی توصیه شده پزشکان وقت کم و دردسرهای مشابهی دارند. وجود دردسرهای مشابه باعث میشود همسران نتوانند برای حل این مشکلات به هم کمک کنند. در چنین مواردی اولین قربانی، فرزندان پزشکان هستند و ما شاهد هستیم که فرزندان پزشک، بهرغم بهره هوشی بالایی که دارند، به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا نمیکنند، چون خانواده وقت کافی به آنها اختصاص نمیدهد. در عین حال ما شاهد موفقیت زیاد فرزندان معلمان و دبیران هستیم، چون پیگیر مسایل و مشکلات اجتماعی و درسی فرزندان خود هستند و زمان کافی را با آنها سپری میکنند.
با آرزوی موفقیت برای شما
آقای محترم بهتر هست در این باره ابتدا با خانواده خود موضوع را مطرح کنید تا اگر مخالفتی وجود دارد همین حالا قبل از وابستگی بیشتر شما دونفر به یکدیگر اگر مخالفتی هست ،آشکار شود .
مسئله بعدی در نظر گرفتن معیارهای شخصی شما برای ازدواج هست وتناسبی که این معیارها با طرف مقابل شما میتواند داشته باشد.همچنین به شیوه آشنایی خودتان بیشتر توجه کنید ،در این شیوه شناخت پیدا نمودن از طرف مقابل بسیار سخت هست و آمارها نشان دهنده این هست در این شیوه به دلیل آگاهی کم دو طرف از یکدیگر نسبت به شیوه های دیگر ریسک بالایی وجود دارد.
از طرفی سن این خانم را درنظر بگیرید وبه این نکته توجه کنیدکه در ازدواج شریک زنگی شما میبایست به بلوغ فکری رسیده باشد تا در زندگی تنش کمتری را تجربه کنید و همه جوانب را از روی منطق بسنجد ودر روابط با دیگران مشکلی نداشته باشد وبه خانواده خود کمتر وابسته باشد.ازدواج در سن مناسب و پس از بلوغ فکری میتواند مانند واکسنی در برابر عوامل خطر ساز باشد.
از طرفی توصیه شده پزشکان وقت کم و دردسرهای مشابهی دارند. وجود دردسرهای مشابه باعث میشود همسران نتوانند برای حل این مشکلات به هم کمک کنند. در چنین مواردی اولین قربانی، فرزندان پزشکان هستند و ما شاهد هستیم که فرزندان پزشک، بهرغم بهره هوشی بالایی که دارند، به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا نمیکنند، چون خانواده وقت کافی به آنها اختصاص نمیدهد. در عین حال ما شاهد موفقیت زیاد فرزندان معلمان و دبیران هستیم، چون پیگیر مسایل و مشکلات اجتماعی و درسی فرزندان خود هستند و زمان کافی را با آنها سپری میکنند.
با آرزوی موفقیت برای شما