ناشناس

سوال 500015

با سلام<br>من نمیدونم اسم مشکلم رو چی میشه گذاشت ولی میدونم که دارم از وجود این مشکل رنج میبرم<br>از زمانی که خودم رو شناختم علاقه ی شدیدی به جنس مخالفم داشتم<br>دوست داشتم مدام با جنس مخالفم صحبت کنم در صورتی که خانوادم مخالف این وضعیت من هستن<br>خیلی سعی کردم که این این عادت رو ترک کنم ولی بیشتر از 2 هفته نتونستم<br>یه جور نیاز به صحبت کردن باهاشون دارم<br>حدود 1 سال با یه آقایی صحبت میکردم و میدیدمش<br>ولی رابطه ی جنسی نداشتیم<br>از لحاظ فکر و نظر کاملا به هم شباهت داشتیم<br>همین باعث شده بود که به فکر کسی دیگه نباشم<br>قرار ازدواج گزاشتیم<br>بجز پدر من تمام خانواده من و اون آقا از رابطه مون خبر داشتن<br>2 بار به خواستگاری من اومد و هر بار خانوادش مخالفت کردن<br>تا اینکه 1 هفته پیش ایشون نامزد کردند<br>مدام تماس میگیرن که نسبت به نامزدشون سردن و نمیتونن من رو فراموش کنن و من ایشون رو از خودم میرونم<br>نمیدونم چکار کنم<br>میترسم از اینکه نتونم جلوی خودمم رو بگیرم و برم سراغ یه پسر دیگه<br>از یه طرف هم پدر من معتاده و هرکس که به خونه ی ما برای خواستگاری میاد تا و وضعیت اون رو میبینه میره و دیگه بر نمیگرده<br>لطفا به من بگید چکار کنم و چطور از این وضعیت خلاص بشم<br><br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام ودرود بر شما
دختر خوب ،بهتر هست ابتدا از همه چیز ارتباط خودتان را با خواستگار قبلی قطع کنید ،تا ایشان بتوانند در باره آینده خود به درستی تصمیم بگیرند وتحت تاثیر علاقه به شما تصمیم گیری نداشته باشند.

اما در حال حاضر این آقا به خانم دیگر متعهد هست و شما بهتر هست این آقا را یک مرد متعاهل بدانید وارتباط خودتان را با ایشان قطع کنید.
در رابطه با شرایطی که دارید ،اگاه باشید خیلی از دخترها شرایط شما را داشتند وازدواج کردند والان هم زندگی موفقی را تجربه میکنند .بهتر هست نسبت بهاین موضوع دید واقع بینانه ای داشته باشید .
به خدا توکل کنید و صبور باشید تا به خواست خداوند و دیدگاه مثبت شما ورفتار درست شما در این رابطه خواستگار مناسب را داشته باشید.
با آرزوی موفقیت برای شما