ناشناس
سوال 500192
باسلام خواستم بپرسم با توجه به اینکه حدود23 سالگی که اولین سال معلمی من بود پدرم رااز دست دادم ومن فرزند چهارم خانواده بودم وتعداد برادروخواهرها 6نفر بودیم که برادروخواهر بزرگتراز همه ازدواج کرده بودند من بودم و 3خواهر کوچکترو مادرم با اینکه میتوانستم همان موقع ازدواج کنم اینکار رانکردم صبرکردم تادو تااز خواهرهایم ازدواج کنند وانها را سرو سامان دادموبعدازدواج کردم حدود 4یا5سال ازازدواج ما گذشت که خواهر کوچکم هم ازدواج کرد البته این راهم بگویم که از همان روز فوت پدرم که همزمان بود با استخدام من دراموزش وپرورش. من هم تمام مسولیت مادر وخواهران مجردم را قبول کردم وهمگی انانرا با تحصیلات خوب شاغل کردم وهر سه کارمندند اما درهنگام ازدواج خواهر سوم علی رغم مخالفت منطقی من با فرد بی ارزشی ازدواج کرد و ازاینجا بود که اختلاف من با خانوادهای که سالها عمر را برای خوشبخت کردنش صرف کرده بودم شروع شد مادرم به خاطر انچه که او کم کردن مسوولیت از روی شانه اش بود مخالفت نکرد و دربرابرمن ایستادوکار به درگیری لفظی با خانواده ام کشید تا جایی که چند سال است که فقط با برادر بزر گم ارتباط خانوادگی دارم.ضمنن مدتی حدود یک سال هم است که به علت مشکلاتی که پدرزنم ومادرزنم درروال زندگیمان و نوقعات بیجا وغیرمنطقی که داشته اندوهمچنین دراثر بی اعتنایی هایی که هنگامی که دوتا از خواهر زنهایم را که شوهر داده اندبه من وخانمم کرده اندقطع ارتباط کرده ایم لطفا مرا راهنماییکنید که چکا ر کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
کد مشاوره شما 825536
رمز عبور شما SHLJQY
برادر ارجمند بر هیچ کس حتی خانواده شما پوشیده نیست که شما زحمات فراوانی را جهت حس مسئولیت پذیری در قبال آنها به دوش کشیدید و حتی برآوردن برخی خواسته های خود را منوط به سر وسامان گرفتن دیگر خواهر و برادرهاتون دونستید . مطمئن باشید انها قدر این تلاش شما رو خواهند دونست و مستمر در میان خود بازگو می کنند .
لذا به وجود آمدن دلخوری های موجود در خانواده دلیل بر قدر نشناسی نیست . بالاخره طرز تفکر افراد مختلف است و هر کسی از دریچه ای متفاوت به مسایل نگاه می کند . نظر بنده این است که پس از این سال ها دلخوری ها رو کنار بگذارید و برای ارتباط مجدد اقدام کنید .
شما این قدم مبارک رو بردارید . نیت شما در آن زمان خیر بوده و برای خوشبختی خواهرتون تلاش می کدید . لذا اکنون نباید بابت این ارتباط مجدد اجازه ورود هیچ مانعی را بدهید . با این ارتباط روح شما آرام تر شده و رضایت درونی حاصل می شود . اما ها و اگر ها را کنار بگذارید .
هیچ بهونه ای نمی تونه قطع ارتباط با خانواده رو توجیه کنه . مطمئن باشید اگر برای این کار قدم بردارید هر گام شما را خداوند یاری می کند .
در مورد خانواده همسر توصیه می کنم خیلی خود را درگیر مسایل ریز و جزیی نکنید . برای خانواده ، فرزندان هیچ تفاوتی با هم ندارند . چه دلیلی داره که پدر یا مادر همسر شما با ورود عروس یا داماد جدید به شما کم محلی کنند .
خب در هر شرایطی میزان توجه آدم ها بر موضوع های خاصی متمرکز است و این نشان از بی توجهی نیست . اگر شرایط را درک کنید بهتر می تونید رفتار آنها را برای خود منطقی حل کنید . سعی کنید این طور مواقع به حرف های همسرتون خیلی پاسخ مثبت ندید .
خانم ها در چنین شرایطی به دلیل حسی شبیه به حسادت نمی تونن منطقی شرایط رو تجزیه و تحلیل کنن. بنابراین این شمایید که باید او را به سمت یک تفکر معقول سوق دهید .
کد مشاوره شما 825536
رمز عبور شما SHLJQY
برادر ارجمند بر هیچ کس حتی خانواده شما پوشیده نیست که شما زحمات فراوانی را جهت حس مسئولیت پذیری در قبال آنها به دوش کشیدید و حتی برآوردن برخی خواسته های خود را منوط به سر وسامان گرفتن دیگر خواهر و برادرهاتون دونستید . مطمئن باشید انها قدر این تلاش شما رو خواهند دونست و مستمر در میان خود بازگو می کنند .
لذا به وجود آمدن دلخوری های موجود در خانواده دلیل بر قدر نشناسی نیست . بالاخره طرز تفکر افراد مختلف است و هر کسی از دریچه ای متفاوت به مسایل نگاه می کند . نظر بنده این است که پس از این سال ها دلخوری ها رو کنار بگذارید و برای ارتباط مجدد اقدام کنید .
شما این قدم مبارک رو بردارید . نیت شما در آن زمان خیر بوده و برای خوشبختی خواهرتون تلاش می کدید . لذا اکنون نباید بابت این ارتباط مجدد اجازه ورود هیچ مانعی را بدهید . با این ارتباط روح شما آرام تر شده و رضایت درونی حاصل می شود . اما ها و اگر ها را کنار بگذارید .
هیچ بهونه ای نمی تونه قطع ارتباط با خانواده رو توجیه کنه . مطمئن باشید اگر برای این کار قدم بردارید هر گام شما را خداوند یاری می کند .
در مورد خانواده همسر توصیه می کنم خیلی خود را درگیر مسایل ریز و جزیی نکنید . برای خانواده ، فرزندان هیچ تفاوتی با هم ندارند . چه دلیلی داره که پدر یا مادر همسر شما با ورود عروس یا داماد جدید به شما کم محلی کنند .
خب در هر شرایطی میزان توجه آدم ها بر موضوع های خاصی متمرکز است و این نشان از بی توجهی نیست . اگر شرایط را درک کنید بهتر می تونید رفتار آنها را برای خود منطقی حل کنید . سعی کنید این طور مواقع به حرف های همسرتون خیلی پاسخ مثبت ندید .
خانم ها در چنین شرایطی به دلیل حسی شبیه به حسادت نمی تونن منطقی شرایط رو تجزیه و تحلیل کنن. بنابراین این شمایید که باید او را به سمت یک تفکر معقول سوق دهید .