ناشناس

سوال 501172

با سلام خدمت شما <br>قبلا سوالی با كد 825298 داشتم و ممنون از اینكه پاسخ دادید ولی متاسفانه شوهر بنده آنقدر انتظار دارد كه حتی محبت كردن از طرف من را حقش می داند و به قول معروف لطف مكرر ، وظیفه موكد در مورد ایشان صدق می كند .هر گونه لطفی باید از طرف بنده باشد مثلا بنده بادو فرزند با شاغل بودن باید تمام وظایفم به عنوان همسر و مادر انجام دهم ولی ایشان چون در مرحله بالای تحصیلات و شغل است و باید زمانی كه در خانه است تحقیقاتش را انجام دهدتفریح ، خرید مایحتاج خانه ،رفت وامد،و... را از ما محروم می كند. ایشان و خانواده شان ذاتا خود بزرگ بین و خودپسند هستند و به هیچ طریقی نمی شود ذاتشان را عوض كرد . ببینید هر كاری می كنم ایشان یك حرفی می زنند واقعا من نمیدانم چه كار كنم راست میروم ایراد چپ میروم ایراد ، حتی اعتماد بنفسم را ازدست دادم وهمین كه میایند به خونه ترس تمام وجودم را می گیرد با تمام اقوامم قطع رابطه كردم زیرا ایشان احترام هیچ كس را ندارد و هیچ كس حق ندارد كه ابراز عقیده كند وگرنه آنچنان توهین می كند و بنده از ترس آبرویم رابطه ام را با دیگران قطع كردم باور كنید از زمانی كه ایشان به عنوان یك آدم مذهبی واردفامیل ما شده است همشان از آدمهای مذهبی می ترسند ترا به خدا كمكم كنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.