ناشناس

سوال 501472

سلام<br>من مدتیه که با یه دختر خانومی اشنا شدم اوایل اصلا" فکر ازدواج نبودم و مسائل جنسی برام مهم بود بعد از حدود یک سال خیلی با هم صمیمی شدیم دیدم صلا" اونطوری که من فکر میکردم نیست و دختر پاک و با ایمانیه حالا شاید تیپش یکم غلط انداز بودا اما اونم به خطر سن کمش بود 69 ایه<br>بعد از اون یک سال من دیدم خیلی به وجودش نیاز دارم زمانی که من برای دوره کارشناسی رفتم یزد دیگه وقعا"دوریشو حس میکردم توی همین فصله بود که گر یه وقتی بحثمون میشد من شدید نراحت میشدم و استرس میگرفتم حالا این بماند<br>بعد از اون من قضیه رو با خانوادم درمیون گذاشتم اونهم همینطور و پدر مادر هامون هم در جریان تمام موضوع قرار گرفتن<br>حالا 2سال از رابطمون میگذره من انتقلی گرفتم اومدم کرج اما نمیدونم چرا تازهگیا سرد شدم<br>همش به خودم میگم یعنی این همونیه که من میخوام یعنی خوشبخت میشیم<br>کلی ترس از ازدواج دارم زاده هم همین حس رو داره اما سرد نشده ها<br>فقط از ازدواج میترسه<br>من بیشتر از حرف مردم میترسم من خودم پسر اروم و سر به زیریم توی محل ازاده هم خونه روبه رویی مونه من هیچوقت حتی بهش نگهم نمیکردم تمامه پسر هی محل دنبالش بودن<br>البته بین 17 تا 18.5 سالگیش با یه پسری دوست بوده در حقیقت پسره خواستگار بوده رابطشون هم کاملا" سالم بوده<br>من لان فقط میترسم مردم مخصوصا" بچه محلام پشتش حرف بزنن اخه هیچ کدوم نتونستن بدست بیارنش<br>راستی ازده واقعا" به من وفا دارها خواستگارهای خوبی هم دشتم که از من سرتر بودن هم از نظر مالی هم درسی هم قیفه اما بازم ردشون کرد البته با یه روشهای خنده دارا یعنی کاری میکرد که یارو برنگرده<br>دلم خیلی پره سر شما رو هم درد اوردم ببخشید البته چشاتون درد اومده<br>ازاده دختر خوبیه درسته تمام ایده عال های منو ندره اما خیلی هاشو هم داره<br>خیلی هم دوسم داره<br>وقتی گفتم حجابت رو درست کن بیچره 2ساله حتی یه تاره موشو هم ندیدم<br>اما ون ترسه بعث سردیه من شده لطفا" کمکم کنید<br>راستی اگر براتون ممکن هست جوابتون رو به ایمیلم بفرستید ممنون میشم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام بر شما
آقای محترم ،تغییر شما نسبت به گذشته وسردتر شدنتا ناشی از این هست که تفکر احساسی وهیجانی شما در گذشته تبدیل شده به نگرش منطقی و اصولی تر که تا حد زیادی خودش مانع از بروز هیجانات لگام گسیخته میشود ،که این موضوع نشانگر بلوغ در شما به لحاظ فکری وشناختی است .چون به تفکر همه جانبه درباره ازدواج با این خانم میپردازید وتنها تحت تاثیر نیازتان نیستید .
اما در رابطه با تردیید تان به نظر میاد بهتر هست قدری درباره معیارهای انتخاب همسر وداشتن ازدواج موفق اطلاعات کسب کنید ودر این زمینه از کتب وحتی کارگاههای پیش از ازدواج کمک بگیرید تا با درک واقع بین تر وهمه جانبه تری تصمیم بگیرید .
این مسئله را نیز متذکر میشوم هیچ شخصی به طور صد درصد با معیارهای تان برای همسری وجود ندارد نه برای شما نه هیچ فرد دیگر ،پس شما با شناخت معیارهای ضروری برای ازدواج و معایرهایی که شرطکمال هست میبایست الویت بندی را داشته باشید ودر کل با معدلی که فرد از این معیارها کسب میکند تصمیم بگیرید .
همچنین خانواده در این امر نقش مهمی دارند ،کمک آگاهانه اونها هم بی تاثیر نیست ،اگر از همه نظر شما مطمئن شدید اما باز تمایل داشتید که آگاهانه تر اقدام کنید ،مشاوره پیش از ازدواج با مراجعه حضوری نزد مشاور (با حضور هر دو نفر ) بسیار به شما کمک کننده خواهد بود .
موفق باشید .