ناشناس

سوال 501730

باسلام خدمت شما امیدوارم كه با توكل به خدا وكمك شما بتونم در ادامه زندگی به اون چیزی كه دوست دارم برسممن حمید متولد 1368 ابان هستم مشكل من از اینجا شروع می شه كه اعتماد به نفس پایینی دارم ادم كم رویی هستمو مشكلات دیگه كه در ادامه به ان اشاره خواهم كرد1- در رابطه ای كه با دیگران داشتم از دوست گرفته تا غیره هم از خودشون و هم پشت سرم شنیدم كه اصولا منو ادم كم رویی می دانند خودم هم می دونم كه ادم كم رویی هستم 2-تن صدام یا طرز صحبت كردنم یه جوریه كه منو ادمه ساده ای نشون می ده3-اعتماد به نفس پایینی دارم مثلا توی دانشگاه به من بگن دو خط از روی كتاب بخون صدام می لرزه و نمی تونم به خوبی این كارو انجام بدمیا این كه سر كلاس دانشگاه اگه سوالی برام پیش بیاد نمی تونم سر كلاس از استاد بپرسم یا هروقت استاد سر كلاس تو جمع از من سوالی می پرسه صدام می لرزه و سرخ می شم یا مثلا با 4 تا از دوستام تو ماشین نشستیم من خیلی كم حرف می زنن یا اصلا حرف نمی زنم مثل اونا نمی تونم بگم بخندم و بعضی از مواقع می بینم كه رابطه ام با دوست هام كمرنگ تر می شه كه من فكر میكنم كه به خطر همین مشكلات است اونا با من حال نمی كنن یا مهمتر از همه با یكی دارم حرف می زنم تو چشمش نمی تونم زیاد نگاه كنم و حرف بزنم مشكل دیگه من اینه كه بعضی از مواقع با كسی صحبت می كنم همش فكر می كنم اون با من حال نمی كنه یا فكر میكنه كه من بچه هستم البته من این فكرو می كنم و برداشتهای منفی تو تمام موقعیتهای زندگیم زیاده .4- من ادم زود رنجی هم هستم با كوچیك ترین مورد ازرده می شم و به هم می ریزم 5-رشته ی ورزشی من فوتباله و بزرگترین ارزوم تو دنیا اینه كه بتونم به بالاترین سطح فوتبال برسم بازیه من به گفته ی خیلیها عالیه و در پست خودم كه فوروارد هستم بازیكن خوبی هستم ولی از یه مشكل بزرگ رنج می برم اونم اعتماد به نفس پایینی كه تو زمین مسابقه دارم هروقت یه موقعیت گل رو از دست میدم یا یه حركت اشتباه انجام بدم روحیه ام سریع میاد پایین و به حدی می رسه كه خودمو از گرفتن توپ از هم تیمی هام دور می كنم یا خودمو تو موقعیت گل قرار نمی دم كه مبدا دو باره توپی رو از دست بدم در ضمن قبل بازی استرس و اضطراب فراوانی دارم و اینم بگم كه تو زمین از همبازی هام گرفته تا مربیم اگه یه حرفی به من بزنن خیلی زود روحیه امو می بازم و ناراحت می شم .سر شما رو درد اوردم ببخشید ولی از شما خواهش می كنم هر كمكی كه از شما برمی یاد برای من انجام بدهید من تازه اول جونیمه و می خوام یه زندگی سالم و خوشی رو برای خودم بنا كنم مرسی ممنون

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
الف- برای حل مشکل اعتماد به نفس:
1. اعتماد به نفس زیاد می شود، اما نه یک باره و نه در یک مدت کوتاه. اعتماد به نفس مثل ورزش کردن است. با تمرین بهتر می شود. پس عجله نکنید و سعی نکنید به سرعت مثل خیلی ها با شهامت و زود بتوانید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید.
2. وقتی موقع انجام کاری دلهره به سراغ شما می آید و می خواهید از صحنه فرار کنید، به خودتان بگویید: "این خیلی طبیعی است که من بترسم و باید سعی کنم کمی در این حالت بمانم تا کم کم از بین برود."
3. با خودتان نگویید: "من باید این کار را انجام دهم". چون وقتی می گویید «باید»، اضطراب به سراغ شما می آید؛ چون «باید»، حالت دستوری دارد. به خودتان بگویید: "بهتر است این کار را انجام دهم."
4. توانایی خود را افزایش دهید، استعدادهای خود را رشد دهید تا احساس خوبی نسبت به خودتان به دست آورید. آن وقت توجه و تشویق دیگران موجب افزایش اعتماد به نفس شما می شود.
5. اگر تپش قلب، لکنت،‌ یخ کردن و ... سراغ شما آمد، یک اتفاق بسیار طبیعی است. یعنی همان اتفاقی که قرار بودن بیفتد، افتاده است. اینها نشانه ی ترس است. خود ترس بد نیست؛ چیزی که بد است ترسیدن از ترس است. شما در گرما عرق می کنید، در سرما می لرزید و وقتی در یک شرایط جدید قرار می گیرید، این حالت ها به وجود می آید. کسی بابت عرق کردن در گرما یا لرزیدن در سرما خودش را بیمار نمی داند. پس دست پاچه شدن هم موقع قرار گرفتن در جمع یک نوع واکنش ساده و طبیعی است. با آن کنار بیایید. کم کم بهتر می شوید و عادت می کنید. تمرینات آرام سازس عضلات در این باره به شما کمک می کند.
ب- برای حل مشکل ارتباط با دیگران بهتر است ابراز وجود خود را تقویت کنید:
چون شما بر اساس یک سری باورها مثال:
- شاید اشتباه کنم،
- بقیه بیشتر از من حق دارند،
- اگه مسخرم کنند چی میشه؟
- یه کاری کن کسی رو ناراحت نکنی.
- به دردسرش نمی ارزه
- و ...
به رفتارهایی مثل:
* کناره گیری،
* سکوت،
* توافق اما دروغی،
* تأییدهای غیر واقعی،
* اظهارنظر نکردن در حالی که نظر دارید،
و احساساتی مانند:
خشم،
درماندگی،
مورد بد رفتاری قرار گرفتن،
ترس،
و ...
رسیده اید. همین که بخش اول یعنی باورها را با این باورها تعویض کنید، اوضاع بهتر می شود:
1- قرار نیست همیشه همه را راضی کنم.
2- نمی شود همیشه محبوب همه بود.
3- اشتباه کردن هم از حق های ماست.
4- قرار نیست که تا بقیه خواستند، من دست پاچه شوم.
5- مالک احساسات من خودم هستم، نه دیگران.
به این ترتیب شما از شر بردگی هیجانات بقیه آزاد می شوید و یاد می گیرید که هیجان مستقلی داشته باشید، شاید در ابتدا دشوار باشد، شاید عادت نداشته باشید، شاید شروع آن سخت باشد اما به هر حال شدنی است و بعد از انجام چه احساسات خوبی که تجربه نمی کنید.
ج- و برای مشکل ترس از پرسیدن و لرزش صدا و ...
به نظر می رسد بهترین درمان آن است که این مشکل را بپذیرید و با آن کنار بیایید. یعنی به جای فرار از آن، با آن سازگار شوید. یعنی وقتی در جمع قرار گرفتید و دچار ترس شدید، به خودتان بگویید: "من ترسیده ام و باید صبر کنم تا این اوضاع برای من عادی شود." فرار از آن این حالت ها و قدرت آنها را بیشتر می کند؛ پس باید کم کم با آن بسازید. اوضاع کم کم بهتر می شود.
بنابراین اگر تپش قلب، لکنت،‌ یخ کردن و ... سراغ شما آمد، یک اتفاق بسیار طبیعی است. یعنی همان اتفاقی که قرار بودن بیفتد، افتاده است. اینها نشانه ی ترس است. خود ترس بد نیست؛ چیزی که بد است ترسیدن از ترس است. شما در گرما عرق می کنید، در سرما می لرزید و وقتی در یک شرایط جدید قرار می گیرید، این حالت ها به وجود می آید. کسی بابت عرق کردن در گرما یا لرزیدن در سرما خودش را بیمار نمی داند. پس دست پاچه شدن هم موقع قرار گرفتن در جمع یک نوع واکنش ساده و طبیعی است. با آن کنار بیایید. کم کم بهتر می شوید و عادت می کنید. تمرینات آرام سازس عضلات در این باره به شما کمک می کند:
تكرار تمرین زیر هم برای كاهش اضطراب ثمر بخش بوده است:
برای این كار لازم است در یك اتاق آرام دراز بكشید. بدون آنكه به چیز خاصی فكر كنید با چشمانی بسته عضلات درشت (مثل عضله ساق پا و یا عضله چهار سر ران و ...) را برای چند ثانیه سفت كنید. سپس به همراه بیرون راندن نفس خود، عضلات سفت شده را شل كنید.
شروع کنید و با توکل بر خدا، به موفقیت های خود امیدوار باشید.
خدانگهدار