ناشناس
سوال 502408
با عرض سلام و خسته نباشید.اقای دكتر من یك جوان 18 ساله هستم كه دانشجو یكی از رشته های فنی میباشم.كه وقتی من برای صحبت كردن پیش دوستانم می روم اعتماد به نفس ندارم فكر می كنم الان با حرف زدن من انها مرا مسخره میكنندیا توجه به من ندارند و همیشه خودم را مخفیمیكنم یا در جای شلوغ نمی روم این یك مشكل بزرگ برای من تبدیل شد است.مرا راهنمایی كنید با تشكر.اهواز-18-مذكر-دانشجو-مجرد-4تا -یك برادر كوچك دارم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
به نظر می رسد مشکل اصلی شما عدم ابراز وجود باشد. یعنی شما بر اساس یک سری باورها مثال:
- شاید اشتباه کنم،
- بقیه بیشتر از من حق دارند،
- اگه مسخرم کنند چی میشه؟
- یه کاری کن کسی رو ناراحت نکنی.
- به دردسرش نمی ارزه
- و ...
به رفتارهایی مثل:
* کناره گیری،
* سکوت،
* توافق اما دروغی،
* تأییدهای غیر واقعی،
* اظهارنظر نکردن در حالی که نظر دارید،
و احساساتی مانند:
خشم،
درماندگی،
مورد بد رفتاری قرار گرفتن،
ترس،
و ...
رسیده اید. همین که بخش اول یعنی باورها را با این باورها تعویض کنید، اوضاع بهتر می شود:
1- قرار نیست همیشه همه را راضی کنم.
2- نمی شود همیشه محبوب همه بود.
3- اشتباه کردن هم از حق های ماست.
4- قرار نیست که تا بقیه خواستند، من دست پاچه شوم.
5- مالک احساسات من خودم هستم، نه دیگران.
به این ترتیب شما از شر بردگی هیجانات بقیه آزاد می شوید و یاد می گیرید که هیجان مستقلی داشته باشید، شاید در ابتدا دشوار باشد، شاید عادت نداشته باشید، شاید شروع آن سخت باشد اما به هر حال شدنی است و بعد از انجام چه احساسات خوبی که تجربه نمی کنید.
خدانگهدار
به نظر می رسد مشکل اصلی شما عدم ابراز وجود باشد. یعنی شما بر اساس یک سری باورها مثال:
- شاید اشتباه کنم،
- بقیه بیشتر از من حق دارند،
- اگه مسخرم کنند چی میشه؟
- یه کاری کن کسی رو ناراحت نکنی.
- به دردسرش نمی ارزه
- و ...
به رفتارهایی مثل:
* کناره گیری،
* سکوت،
* توافق اما دروغی،
* تأییدهای غیر واقعی،
* اظهارنظر نکردن در حالی که نظر دارید،
و احساساتی مانند:
خشم،
درماندگی،
مورد بد رفتاری قرار گرفتن،
ترس،
و ...
رسیده اید. همین که بخش اول یعنی باورها را با این باورها تعویض کنید، اوضاع بهتر می شود:
1- قرار نیست همیشه همه را راضی کنم.
2- نمی شود همیشه محبوب همه بود.
3- اشتباه کردن هم از حق های ماست.
4- قرار نیست که تا بقیه خواستند، من دست پاچه شوم.
5- مالک احساسات من خودم هستم، نه دیگران.
به این ترتیب شما از شر بردگی هیجانات بقیه آزاد می شوید و یاد می گیرید که هیجان مستقلی داشته باشید، شاید در ابتدا دشوار باشد، شاید عادت نداشته باشید، شاید شروع آن سخت باشد اما به هر حال شدنی است و بعد از انجام چه احساسات خوبی که تجربه نمی کنید.
خدانگهدار