ناشناس
سوال 502828
سلام دانشجو سال دوم دانشگاه تهران هستم.اهل شهرستان هستم اینجا دانشجو هستم.خودم و خانواده ام به نسبت مذهبی هستیم.اهل خدا و پیغمبر هم هستم.هییت میرم ولی نماز نمیخونم.وضع مالی متوسط و قیافه هم مومن و معمولی.سربازی هم رفتم.هیچ مشکل بیماری و روحیم ندارم و توی خانواده نداریم.اکثر اوقات هم اگه بتونم میرم مراسم و جلسه های سخنرانی علما.<br>از کلاس اول دبیرستان تا الان عاشق دخترای مختلفی شدم.فکر کنم تا الان هشت مورد بوده.تمام این افراد از یک نظرهای بهترین بودن و در سطح فوق العاده ای بالا بودن چه در خوشگلی،پول بابا،مذهبی بودن،مهربانی،سکسی و ... .چیز قابل ذکر اینکه من اولین دوست پسر این دختران بودم وتا قبل من با کسی نبودن.نیروی عجیبی در زدن مخ دخترای که بهترین هستند و تا حالا دوست پسر نداشتن دارم.از دختر فشن توی خیابان گرفته تا دختره چادری یک چشمی.<br>البته تمام هشت مورد را برای ازدواج میخواستم.با تمامشون هم مدت طولانی بودم.حداقل یک سال.<br>نمی دانم چرا وقتی با یکیشون میخواستم قطع رابطه کنم نفر بعدی به صورت معجزه آسای سر راه من قرار میگرفت.یعنی تا با یکیشون قطع میکردم به 24 نمیگذشت نفر بعدی سر راهم قرار میگرفت.من به هیچ وجه دنبال این ها نمیرفتم.اینها خودشون سر راهم قرار میگرفتن.البته تا با هرکدومشون که بودم اصلا و ابدن به کسی دیگه ای نه نگاه میکردم نه فکر.<br>با چندتاشون رابطه سکسی مختصری هم داشتم.نه در حد بالا...<br>همشون رو برای ازدواج میخوام ولی وقتی چند وقت باهاشون هستم و با هم صحبت میکنیم میفهمم که اصلا بدرد هم نمیخوریم.و خیلی با هم فرق داریم.و این باعث میشه باهاشون قطع رابطه کنم.البته ناگفته نماند بسیار آدم مهربونی هستم و برام خیلی سخته این کار ولی واقعا نمیتونم باهاشون ازدواج کنم. <br>همه راها رو امتحان کردم اصلا نمیتونم قطع کنم تا رابطه رو قطع میکنم همون موقع سریع کسی سر راهم قرار میگیره.خواستم ازدواج کنم با خانواده صحبت کردم گفتن شرایط تو محیا نیست نه کار داری نه درست تمام شده.<br>خیلی دوست دارم مثل این پسر خوب ها باشم که خیلی ادم های مخلصی هستند.تیپ ظاهری من خیلی از اون ها مخلصتره همه بهم میگن قیافت 5 دقیقه قبل شهادت میمونه اما اونا خبر ندارن درون من یک شیطان مسلم.کسی از این رابطه هام خبر نداره.<br>حالا سوال های من:<br>1.احساس میکنم توی باتلاقی دارم غرق میشم و هیچ کاری نمیتونم بکنم.هر چی دست و پا میزنم بیشتر میرم داخل باتلاق.شما میگی چی کنم؟خسته شدم؟<br>2.من تاحالا واقعا عاشق هیشکی نبودم.نمیدونم چرا ولی دوست دارم عاشق کسی بشم.سرتون درد نیارم میخوام عاشقم کنید؟میخام عاشق واقعی بشم؟عاشق کسی یا چیزی که بتونم همه چیزم فداش کنم.<br>3.برامون دعا کنید خدا ازمون بگذره میدونم حق الناس زیادی دارم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی تصور نکنید توانایی خاصی در جذب دختران دارید چرا که تقریبا هر جوانی که اهل برقراری رابطه با جنس مخالف باشد می تواند در کمتر از چند ساعت این کار را انجام دهد. کشور ما یک کشور جوان است و متاسفانه سرشار از جوانانی که مهارت درستی در مورد چگونگی برقراری رابطه با جنس مخالف ندارند بنابراین وقوع این اتفاقات احساسی بسیار زیاد بوده و تقریبا اپیدمی شده است. تنها جوانای که از قدرت اراده بالایی برخوردار بوده و توانایی کنترل خود را دارند از این موقعیتها دوری می کنند والا شرایطی را که شما عنوان می کنید برای همه پسران و دختران ایجاد می گردد.
توصیه من به شما این است که اگر می خواهید عشق واقعی را لمس کنید از برقراری این روابط سطحی خودداری کنید. این روابط تنها باعث بدبینی شما نسبت به جنس مخالف، ایجاد احساس گناه و از همه بدتر شکست در ازدواج تان می گردد.روابط تان را کنترل کنید. هر دختری که بر سر راهتان قرار گرفت به دوستی نگیرید و سعی کنید یک زندگی طبیعی و نرمال را داشته باشید تا حداقل از این احساس گناهتان کاسته شود. بعد که توانایی کنترل خود را پیدا کردید به فکر ازدواج باشید.
اگر بخواهید تا این حد سریع در برابر دختران سست شوید حتی بعد از ازدواج هم دایما این موقعیتها پیش می آید، آیا آن زمان هم می خواهید به چنین روابطی ادامه داده و بگویید خودشان به سمت شما جذب شدند؟ در هر حال دوستی با جنس مخالف یک ارتبط دو طرفه است که تا هر دو طرف نخواهند شکل نخواهد گرفت.
رابطه تان را با خداوند نزدیکتر کنید. داشتن ایمان قوی در کنترل نفس بسیار موثر خواهد بود و فراموش نکنید که نماز یکی از راههای اصلی در امان ماندن از شر وسوسه های شیطانی است.
با تشکر از تماس شما
کاربر گرامی تصور نکنید توانایی خاصی در جذب دختران دارید چرا که تقریبا هر جوانی که اهل برقراری رابطه با جنس مخالف باشد می تواند در کمتر از چند ساعت این کار را انجام دهد. کشور ما یک کشور جوان است و متاسفانه سرشار از جوانانی که مهارت درستی در مورد چگونگی برقراری رابطه با جنس مخالف ندارند بنابراین وقوع این اتفاقات احساسی بسیار زیاد بوده و تقریبا اپیدمی شده است. تنها جوانای که از قدرت اراده بالایی برخوردار بوده و توانایی کنترل خود را دارند از این موقعیتها دوری می کنند والا شرایطی را که شما عنوان می کنید برای همه پسران و دختران ایجاد می گردد.
توصیه من به شما این است که اگر می خواهید عشق واقعی را لمس کنید از برقراری این روابط سطحی خودداری کنید. این روابط تنها باعث بدبینی شما نسبت به جنس مخالف، ایجاد احساس گناه و از همه بدتر شکست در ازدواج تان می گردد.روابط تان را کنترل کنید. هر دختری که بر سر راهتان قرار گرفت به دوستی نگیرید و سعی کنید یک زندگی طبیعی و نرمال را داشته باشید تا حداقل از این احساس گناهتان کاسته شود. بعد که توانایی کنترل خود را پیدا کردید به فکر ازدواج باشید.
اگر بخواهید تا این حد سریع در برابر دختران سست شوید حتی بعد از ازدواج هم دایما این موقعیتها پیش می آید، آیا آن زمان هم می خواهید به چنین روابطی ادامه داده و بگویید خودشان به سمت شما جذب شدند؟ در هر حال دوستی با جنس مخالف یک ارتبط دو طرفه است که تا هر دو طرف نخواهند شکل نخواهد گرفت.
رابطه تان را با خداوند نزدیکتر کنید. داشتن ایمان قوی در کنترل نفس بسیار موثر خواهد بود و فراموش نکنید که نماز یکی از راههای اصلی در امان ماندن از شر وسوسه های شیطانی است.
با تشکر از تماس شما