ناشناس

سوال 512179

با عرض سلاممدتی پیش مطلبی را تحت عنوان « مکاشفه یک پدر شهید» در سایت فرهنگی تبیان به آدرس http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=492116 مطالعه کردم خواستم نظر شما را در خصوص اشاعه مطالبی نظیر این مطلب را جویا شوم چون چند نفر از دوستان به من به دلیل اشاعه ایم مطلب از طریق ایمیل ایراد گرفتند که جوابیه یکی از آنها را در زیر می آورم لطفا توضیحات قانع کننده جهت ارسال به دوستانم بدهید. با تشکر با سلام اینجانب یكی از دریافت كنندگان ایمیل شما هستم كه به دلایلی كه خودتان بهتر می دانید با این آی دی كه برای شما ناآشناست پیام فرستاده ام.بعد از مطالعه مطالب پیام ذیل چند نكته به نظرم رسید كه گفتم شاید طرح آنها برای دوستان مفید فایده بوده و بویژه نویسنده اولین كامنت با خواندن سوالات بنده، پاسخهایی را برای رهایی اینجانب از دایره شكیات عنایت نمایند.اول-چرا این مكاشفه (كه به قول نویسنده مربوط به امری تا این حد مهم می باشد و سرنوشت یك جامعه را تعیین می كند) برای این فرد اتفاق افتاده كه قرار است پیغام بری به آقای فاضل باشد؟ چرا چنین مكاشفه ای برای شخص آقای فاضل یا دیگر مراجع آن زمان كه قطعا نفوذ كلام بیشتری داشته و از امكانات ارتباطی گسترده تری برخوردار می باشند، اتفاق نیافتاده است؟دوم-چنین امری اگر به اطلاع و تایید آقای فاضل رسیده است چرا تا زمان حیاتشان به صورت علنی و برای اطلاع عامه مردم بیان نكرده اند تا باعث هدایت همگان شده و مصداقی از اتمام حجت برای افرادی شود كه به دنبال نشانه ها و ادله لیطمئن قلوبهم هستندسوم-در تمامی موارد مشابه بیان می شود كه شخص منبع در ابتدا به دلایلی از بازگو نمودن مطالب و مكاشفات امتناع می نماید اما همیشه بعد از اشاره به اصرار مراجعه مننده ، دلایل مربوط به امتناع ناگهان مرتفع شده و اتفاق بهمراه كلیه جزئیات بیان می گرددچهارم-همانگون كه گفته می شود عالم برزخ جسمانی نبوده و درگذشتگان از این دنیا از جمله چهارده معصوم (بغیر از اما عصر) حیاتی روحانی دارند. این امر با این روایت كه همیشه در مكاشفات حضرت زهرا به صورت بانویی دست به كمر و یا خمیده دیده می شود همخوانی ندارد.پنجم-از آنجائیكه تعریف عصمت در خصوص ائمه شامل دوری از هرگونه زشتی و پلیدی از جمله كلام زشت می باشد، خطاب كردن برخی افراد تحت عنوان میمون توسط امام زمان دور از تصور می باشد. بنده در هیچ جای تاریخ اسلام ندیدم كه بعنوان مثال امام علی مخالفان خود را با اسامی دون شان انسانی خطاب كرده باشد.ششم-جمله "این ها خیال می کنند با توهین کردن به من،‌دست از حمایت از نایب ام بر می دارم. من از نایب ام حمایت می کنم" به نظر مشكل معنایی دارد. چرا كه چطور می شود عده ای فكر كنند با بی احترامی به امام زمان، ایشان دست از حمایت شخصی دیگر برخواهد داشت!هفتم-بنا بر متن، این شخص حامل پیامی دستوری از جانب امام زمان خطاب به آقای فاضل بوده است مبنی بر اینكه قیام كنید و ... اما تا آنجائیكه اینجانب اطلاع دارم هیچگونه قیامی توسط آقای فاضل در آن زمان صورت نپذیرفت. نتیجتاً در آن زمان (بلكه در تمام طول تاریخ حضور مراجع تقلید) بر اساس اینگونه مكاشفات تصمیمی اتخاذ نگردیده و اقدامی نشده است.هشتم-داستان آشنا بودن آقای دیده شده در خواب و اینكه این آقا آشنا بود و بعد از فكر كردن یادم آمد كه این آقا را كجا دیده ام كه خود حدیثی بس ساده انگارانه و عامیانه است كه با اندك اعتقادی كه برایم مانده به امام عصر می گویم این چه ظلمیست كه بر شما می رود. به یاد این كلام محمد امین كه من از جهل امتم بیمناكم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
به چند نکته توجه کنید:
1. این که خواب و مکاشفات این چنینی حجت برای خود شخص نیست، چه رسد به دیگران، جای تردید نیست. تنها کسی می تواند به خواب و مکاشفه خود اطمینان داشته باشد که از تفسیر خطا در مکاشفه اش مصون باشد. و این نیازمند عصمت و کمالات بالای روحی است که معمولا انسان عادی از آن برخوردار نیست.
برای تقریب مطلب عرض می شود هیچگاه دیده اید کسی بر خلاف اعتقاداتش مکاشفه ای داشته باشد. مثلا یک شخص با گرایشهای خاص مذهبی و متیقن به آن، مکاشفه ای ببیند و بر اساس آن مذهب خود را تغییر دهد و یا بر عکس؟! حتی شیخ اکبر عرفا، محیی الدین بن عربی هم بر اساس مذهب اهل سنت ـ که مذهب کلامی و فقهی خود او بوده ـ مکاشفه می بیند.
این نشان از این دارد که یا مکاشفه های امثال ما القائات رحمانی نیستند و از سوی شیطان است، و یا ما در تفسیر مکاشفه خود، به طور ناخودآگاه دانش و تصورات حصولی خود را دخالت می دهیم. مکاشفه شهود و علم حضوری ما است که در ذهن ما به طور طبیعی بر پایه دانش حصولی ما تفسیر می شود. به همین خاطر تنها کسی که شیطان بر او تسلط ندارد، و در دانش حصولی خود نیز دچار خطا نیست، می تواند به مکاشفه و همچنین خواب خود مطمئن باشد.
به عبارت دیگر، ما خواب هایمان و مکاشفاتمان تحت تأثیر ذهنیات قبلی خود ما است و یا لااقل به طور ناخودآگاه بر آن اساس تفسیرش می کنیم.
2. هیچ گاه برای اثبات حقانیت مطلبی متوسل به خواب و مکاشفه نشوید، چرا که این خواب ها اگر حجیت هم داشته باشند تنها برای کسی است که آن خواب را می بیند و راهی برای اثبات درستی این خواب ها برای دیگران نیست. کسی که به خواب و مثل آن برای اثبات خود تمسک می کند، به طور ضمنی اقرار کرده است که راهی عقلانی برای اثبات نظر خود ندارد. کسی که می تواند حقیقتی را با دلیل اثبات کند به این امور توسل نمی جوید، ولو نتوان اصالت بعضی خوابها را هم به طور کلی انکار کرد.
3. اشکالاتی که دوست شما بر مطلب شما کرده، بعضی درست و بعضی نادرست است. به نظر نمی رسد با بیان دو نکته بالا نیازی باشد که وارد جزئیات آن نوشته شویم و بخواهیم بندهای آن را یکی یکی بررسی کنیم.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.