ناشناس
سوال 517286
سلام<br>نه تهران نیستم<br>مشکل مامان من نیستن<br>مامان من فعلا چیزی نگفتن و تا اخر سال مهلت دادن که با هم باشیم<br>مشکل مامان دوستمه<br>که هر روز حال دوستما بدتر میکنه<br>به دوستم گفتن حتی حق نگاه کردن به من هم نداره<br>به دوستم میگم باید با مامانش حرف بزنه ولی اون میگه اصلا نمیتونه<br>گفتم خودم با مامانش صحبت میکنم<br>ولی نمیدونم کار درستیه یا نه<br>میترسم بدتر شه<br>منا دوستم هر روز حالمون بدتر میشه <br>نمیدونم باید چیکار کنم<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخسلام
رها جان بهتر است 2 کار انجام دهی :
1. با مادرت رابطه صمیمی برقرار کن وقتی این رابطه به وجود آمد داستان را برای او با همه جزییاتش تعریف کن و سعی کن اعتمادش را جلب کنی،مهربان صحبت کن،به او احترام بگذار حتی بد نیست که عاطفی رفتارکنی،مثلاً او را در آغوش بگیر و...
مواظب باش عصبانی نشوی که کار را خراب می کند.
2. وقتی مادرت با مادرت صمیمی شدی و اعتمادش را جلب کردی از او بخواه با مادر دوستت صحبت کند و ماجرا را همان طور که بوده برایش توضیح بده.
این کار ضمن این که رابطه شما و مادرت را تقویت می کند بهت آرامش می دهد و دوستی ات را به حالت قبلی ات بر می گرداند.
نتیجه را حتماً به من بگو.
منتظرم آرامش و احترام رمز موفقیتت است.
رها جان بهتر است 2 کار انجام دهی :
1. با مادرت رابطه صمیمی برقرار کن وقتی این رابطه به وجود آمد داستان را برای او با همه جزییاتش تعریف کن و سعی کن اعتمادش را جلب کنی،مهربان صحبت کن،به او احترام بگذار حتی بد نیست که عاطفی رفتارکنی،مثلاً او را در آغوش بگیر و...
مواظب باش عصبانی نشوی که کار را خراب می کند.
2. وقتی مادرت با مادرت صمیمی شدی و اعتمادش را جلب کردی از او بخواه با مادر دوستت صحبت کند و ماجرا را همان طور که بوده برایش توضیح بده.
این کار ضمن این که رابطه شما و مادرت را تقویت می کند بهت آرامش می دهد و دوستی ات را به حالت قبلی ات بر می گرداند.
نتیجه را حتماً به من بگو.
منتظرم آرامش و احترام رمز موفقیتت است.