ناشناس
سوال 517355
بسم الله الرحمن الرحیم<br>باسلام و احترام ، لطفا به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ دهید : <br>درباره تضاد در داشتن فرزندان زیاد و فقر و ازطرفی وعده روزی دادن خدا کدام صحیح است فرزند زیاد یا کم و اگر بگوییم خداوند روزی میدهد پس چگونه است که خانوارهای پرجمعیت اغلب فقیرترند و مشکلات و گرانی ها چه میشود یا اینکه بگوییم مال جمع نکنیم و سخاوتمندانه زندگی کنیم آنگاه آینده و نداری های آن زمان چه مثلا من کسی را میشناسم که از نظر دیگران خسیس بود و ولخرج نبود و از طرفی کسی را میشناسم که خیلی دست و دلباز بود ولی الان همان کسی که میگویند خسیس بود زندگی مرفه و خوبی دارد ولی آن کسی که دست و دلباز بود از نظر مالی کمی در فشار است و مانند آن یکی نیست بالاخره کدام درست است دست و دلباز بودن یا ملاحظات کردن کودکان در دید دیگران خسیس بودن جلوه میکند ؟<br>با آرزوی توفیق الهی<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
از پاره ای ادله استفاده میشود که مطلوب آن است که تعداد فرزندان در حد کفاف باشد، نه بیشتر؛ کما این که در آیات و روایات متعدد، فرزند در کنار مال ذکرشده است، و اشارات و قرائن موجود در روایات حاکی از آن است که همان طور که در کسب مال باید به حد کفاف و نیاز اکتفا نمود و از گردآوری ثروت بیش از حد لازم پرهیز کرد، تولید مثل نیز بیش از حد کفاف و در غیر جهت خیر و صلاح امری شایسته و پسندیده نیست.
همان گونه که وجود فرزند نعمت و سبب افتخار و بهره مندی است، فزونی بیتناسب آنان، موجب بروز دشواریها و نابسامانیهای گوناگون است.
به همین معنی است که رسول گرامی اسلام(ص) بنا به نقلی از خداوند چنین درخواست نمودند: «اللهم ارزق محمّداً وآل محمد ومن أحبّ محمّداً وآل محمد العفاف والکفاف وارزق من أبغض محمداً وآل محمد کثرة المال والولد» یعنی خداوندا به محمد و آل محمد و دوستداران آنان، کف نفس و بهرهمندی در حد نیاز و به دشمنان آنان کثرت مال و فرزندان عنایت فرما.
باید توجه داشت که کثرت فوقالعاده اموال و اولاد و اداره امور آنان برای غالب مردم، موجب اشتغال فکر و ذهن، و در نتیجه غفلت از یاد خداست، و چه بسا سبب بازماندن از انجام پارهای عبادات و اعمال صالحه است؛ و به این مطلب در برخی روایات اشاره شده است:
در مرفوعه ابراهیم بن محمد نوفلی از قول امام سجاد علیه السلام آمده است که روزی پیامبر(ص) از کنار گله ای میگذشتند، برای رفع تشنگی فردی را پیش چوپان آن گله فرستادند. وی از دادن شیر خودداری نمود، و پیامبر(ص) در حق وی از خداوند درخواست نمودند که خدا مال و فرزندان او را زیاد گرداند. سپس به چوپان دیگری برخورد نمودند؛ وی آنچه شیر در اختیار داشت برای حضرت فرستاد و علاوه بر آن گوسفندی نیز پیشکش نمود. پیامبر(ص) در حق او چنین دعا نمودند: «اللهم ارزقه الکفاف» یعنی خداوندا در حد کفاف به او عطا فرما.
یکی از اصحاب با تعجب پرسید: ای رسول خدا! برای کسی که خواسته شما را رد کرد دعایی نمودید که همه ما از آن کراهت داریم. پیامبر(ص) فرمودند: «إنّ ما قلّ وکفى، خیر ممّا کثر وألهى. اللهم ارزق محمّداً وآل محمد الکفاف» یعنی نعمتی که اندک، اما به قدر کفایت است بهتر از نعمتی است که فراوان است، اما انسان را غافل از یاد خدا میسازد. خداوندا به محمد و آلمحمد به قدر کفاف عنایت فرما.
در این روایت، مال و فرزندان زیاد به دلیل آن که انسان را در امور معنوی به فراموشی و غفلت دچار میسازد مذمت شده است.
نباید از نظر دور داشت که حیات انسان دارای ابعاد و جنبههای گوناگون و مختلف است و انسان باید برای رسیدن به سعادت و کمال نهایی تا حد امکان به همه ابعاد روحی و جسمی خویش توجه نموده و با انجام واجبات و مستحبات مختلف مجاری حیات خویش را از سرچشمه دستورات الهی سیراب گرداند در حالی که کثرت عیال و مسئولیتهای مربوط به آنان، غالباً برای طبقه ضعیف و متوسط جامعه فراغتی باقی نخواهد گذاشت تا به خود پرداخته و به رشد و کمال خویش به قدر کافی توجه نمایند. گذشته از آن ممکن است کثرت عیال و تأمین هزینههای زندگی افراد ضعیف النفس را به سوی کسب مال حرام و تجاوز از حدود الهی سوق دهد، یا فرزندان برای رسیدن به خواستههای خود، پدر و مادر خود را به انجام گناه و معصیت وادار سازند چنانچه خداوند فرموده است: «إنّ من أزواجکم وأولادکم عدّواً لکم فاحذروهم...» یعنی برخی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان بپرهیزید.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه فرموده اند: «دشمنی آنان برای این است که میخواهند به جای علاقمندی به راه خدا و پیشرفت دین خدا و مواسات با بندگان خدا، به اولاد و همسران خود علاقمند باشند، و برای تأمین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند، و ای بسا مؤمنان در بعضی از خواستههای زن و فرزند، به خاطر محبتی که به آنان دارند، اطاعتشان بکنند و از اطاعت خدا منصرف شوند.
سپس خداوند در آیه بعد از همین سوره میفرماید: «إنّما أموالکم وأولادکم فتنة والله عنده أجرٌ عظیم» یعنی فتنه به معنای گرفتاریهایی است که جنبه آزمایش دارد و آزمایش بودن اموال و فرزندان به خاطر آن است که این دو نعمت دنیوی از زینتهای جذاب زندگی دنیاست، و نفس آدمی به سوی آن دو چنان جذب میشود، و أحیانا جانب آن دو را ترجیح میدهد و از آخرت غافل میشود.
به هر صورت، به نظر میرسد از نظر اسلام، زیادی اموال و اولاد در هر شرایطی مطلوب نیست. غالب مردم به واسطه کثرت مال و فرزند از یاد آخرت غافل میشوند و در زمینه امور معنوی و دینی به تسویف و امروز و فردا نمودن دچار میگردند.
اما روایاتی که در آن تشویق به کثرت اولاد شده، بعد از در نظر گرفتن توانایی مؤمن در تأمین متعارف نیازهای مادی و توانایی لازم برای تربیت آنها است.
در حقیقت، این روایات می گویند اگر در محاسبه متعارف و عاقلانه می بینید می توانید فرزندان بیشتری را داشته باشید و تأمین کنید، به خاطر تنبلی و آسایش طلبی آن را ترک نکنید. نگران اتفاقات پیش بینی نشده و اگر و مگر هم نباشید. بعد از محاسبه عادی و عقلانی، همت کنید، و کار را به خدا بسپارید؛ که خداوند رزاق است و شما را تنها نمی گذارد.
آن چه در افراط و تفریط در این زمینه ها گفته می شود به جهت آن است که گاه اسلام توسط غیر اهلش بیان می شود.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
از پاره ای ادله استفاده میشود که مطلوب آن است که تعداد فرزندان در حد کفاف باشد، نه بیشتر؛ کما این که در آیات و روایات متعدد، فرزند در کنار مال ذکرشده است، و اشارات و قرائن موجود در روایات حاکی از آن است که همان طور که در کسب مال باید به حد کفاف و نیاز اکتفا نمود و از گردآوری ثروت بیش از حد لازم پرهیز کرد، تولید مثل نیز بیش از حد کفاف و در غیر جهت خیر و صلاح امری شایسته و پسندیده نیست.
همان گونه که وجود فرزند نعمت و سبب افتخار و بهره مندی است، فزونی بیتناسب آنان، موجب بروز دشواریها و نابسامانیهای گوناگون است.
به همین معنی است که رسول گرامی اسلام(ص) بنا به نقلی از خداوند چنین درخواست نمودند: «اللهم ارزق محمّداً وآل محمد ومن أحبّ محمّداً وآل محمد العفاف والکفاف وارزق من أبغض محمداً وآل محمد کثرة المال والولد» یعنی خداوندا به محمد و آل محمد و دوستداران آنان، کف نفس و بهرهمندی در حد نیاز و به دشمنان آنان کثرت مال و فرزندان عنایت فرما.
باید توجه داشت که کثرت فوقالعاده اموال و اولاد و اداره امور آنان برای غالب مردم، موجب اشتغال فکر و ذهن، و در نتیجه غفلت از یاد خداست، و چه بسا سبب بازماندن از انجام پارهای عبادات و اعمال صالحه است؛ و به این مطلب در برخی روایات اشاره شده است:
در مرفوعه ابراهیم بن محمد نوفلی از قول امام سجاد علیه السلام آمده است که روزی پیامبر(ص) از کنار گله ای میگذشتند، برای رفع تشنگی فردی را پیش چوپان آن گله فرستادند. وی از دادن شیر خودداری نمود، و پیامبر(ص) در حق وی از خداوند درخواست نمودند که خدا مال و فرزندان او را زیاد گرداند. سپس به چوپان دیگری برخورد نمودند؛ وی آنچه شیر در اختیار داشت برای حضرت فرستاد و علاوه بر آن گوسفندی نیز پیشکش نمود. پیامبر(ص) در حق او چنین دعا نمودند: «اللهم ارزقه الکفاف» یعنی خداوندا در حد کفاف به او عطا فرما.
یکی از اصحاب با تعجب پرسید: ای رسول خدا! برای کسی که خواسته شما را رد کرد دعایی نمودید که همه ما از آن کراهت داریم. پیامبر(ص) فرمودند: «إنّ ما قلّ وکفى، خیر ممّا کثر وألهى. اللهم ارزق محمّداً وآل محمد الکفاف» یعنی نعمتی که اندک، اما به قدر کفایت است بهتر از نعمتی است که فراوان است، اما انسان را غافل از یاد خدا میسازد. خداوندا به محمد و آلمحمد به قدر کفاف عنایت فرما.
در این روایت، مال و فرزندان زیاد به دلیل آن که انسان را در امور معنوی به فراموشی و غفلت دچار میسازد مذمت شده است.
نباید از نظر دور داشت که حیات انسان دارای ابعاد و جنبههای گوناگون و مختلف است و انسان باید برای رسیدن به سعادت و کمال نهایی تا حد امکان به همه ابعاد روحی و جسمی خویش توجه نموده و با انجام واجبات و مستحبات مختلف مجاری حیات خویش را از سرچشمه دستورات الهی سیراب گرداند در حالی که کثرت عیال و مسئولیتهای مربوط به آنان، غالباً برای طبقه ضعیف و متوسط جامعه فراغتی باقی نخواهد گذاشت تا به خود پرداخته و به رشد و کمال خویش به قدر کافی توجه نمایند. گذشته از آن ممکن است کثرت عیال و تأمین هزینههای زندگی افراد ضعیف النفس را به سوی کسب مال حرام و تجاوز از حدود الهی سوق دهد، یا فرزندان برای رسیدن به خواستههای خود، پدر و مادر خود را به انجام گناه و معصیت وادار سازند چنانچه خداوند فرموده است: «إنّ من أزواجکم وأولادکم عدّواً لکم فاحذروهم...» یعنی برخی از همسران و فرزندان شما دشمن شما هستند، از آنان بپرهیزید.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه فرموده اند: «دشمنی آنان برای این است که میخواهند به جای علاقمندی به راه خدا و پیشرفت دین خدا و مواسات با بندگان خدا، به اولاد و همسران خود علاقمند باشند، و برای تأمین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند، و ای بسا مؤمنان در بعضی از خواستههای زن و فرزند، به خاطر محبتی که به آنان دارند، اطاعتشان بکنند و از اطاعت خدا منصرف شوند.
سپس خداوند در آیه بعد از همین سوره میفرماید: «إنّما أموالکم وأولادکم فتنة والله عنده أجرٌ عظیم» یعنی فتنه به معنای گرفتاریهایی است که جنبه آزمایش دارد و آزمایش بودن اموال و فرزندان به خاطر آن است که این دو نعمت دنیوی از زینتهای جذاب زندگی دنیاست، و نفس آدمی به سوی آن دو چنان جذب میشود، و أحیانا جانب آن دو را ترجیح میدهد و از آخرت غافل میشود.
به هر صورت، به نظر میرسد از نظر اسلام، زیادی اموال و اولاد در هر شرایطی مطلوب نیست. غالب مردم به واسطه کثرت مال و فرزند از یاد آخرت غافل میشوند و در زمینه امور معنوی و دینی به تسویف و امروز و فردا نمودن دچار میگردند.
اما روایاتی که در آن تشویق به کثرت اولاد شده، بعد از در نظر گرفتن توانایی مؤمن در تأمین متعارف نیازهای مادی و توانایی لازم برای تربیت آنها است.
در حقیقت، این روایات می گویند اگر در محاسبه متعارف و عاقلانه می بینید می توانید فرزندان بیشتری را داشته باشید و تأمین کنید، به خاطر تنبلی و آسایش طلبی آن را ترک نکنید. نگران اتفاقات پیش بینی نشده و اگر و مگر هم نباشید. بعد از محاسبه عادی و عقلانی، همت کنید، و کار را به خدا بسپارید؛ که خداوند رزاق است و شما را تنها نمی گذارد.
آن چه در افراط و تفریط در این زمینه ها گفته می شود به جهت آن است که گاه اسلام توسط غیر اهلش بیان می شود.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.