ناشناس
سوال 517370
بسم الله الرحمن الرحیم<br>باسلام و احترام ، لطفا به تمام این سوالات به طور کامل پاسخ دهید : <br>1. با توجه به آنچه در مطالب صفحه اینترنتی زیر آمده است آیا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم شهید شدند http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/prophetmohammed/2011/2/1/153671.html<br>2. اگر عقیده و اعتقاد شیعیان اینست که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شهید شدند پس چرا روحانیون و رسانه اسلامی ایران و تقویم میگویند رحلت پیامبر و نمیگویند شهادت پیامبر ؟<br>3. آیا شیعیان اعتقاد بر شهادت پیامبر دارند یا اینکه سنیها نیز بر این عقیدهاند ؟<br>با آرزوی توفیق الهی<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و احترام
دوست گرامی
یکی از آسیب های مسایل تاریخی آن است که برخی از رخدادها ابهام دارد و از شفافیت لازم برخورد دار نیست ؛ از این رو قضاوت دربارة آن ها مشکل است. تاریخ زندگی پیامبر(ص) نیز از این قاعده مستثنا نیست و بخشی از آن فاقد شفافیت می باشد؛ از این رو دانشمندان سنی و شیعی در خصوص تاریخ ولادت ایشان اختلاف نظر دارند که دوازدهم ربیع الاول است و یا هفدهم آن.
یکی از مسایل دیگر که ابهام دارد، آن است که آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد ؟
در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوعترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیلة ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.
ابن اسحاق گزارش می دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می دانستند.
با توجه به مطالب مذکور باید گفت:
قضاوت در خصوص این که پیامبر اسلام(ص) به مرگ طبیعی از دنیا رفته و یا به شهادت رسیده، مشکل است. از برخی متون استفاده می شود که پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شد و همان مسمومیت زمینه مرگ پیامبر(س) را فراهم نمود. در خصوص مسمومیت پیامبر(ص) آمده است:"گروهی، زن یکی از اشراف یهود را به نام "زینب" فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر(ص) فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت:ذراع ... زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذاشت، احساس کرد مسموم است...".[1]
ابن اسحاق گزارش می دهد که پیامبر(ص) در مرض وفات خود فرمود:"اثر همان خوراکی (گوشت گوسفند) اکنون رگ دلم قطع می شود".[2]
آیت الله سبحانی می نویسد:"معروف این است که پیامبر در مرض وفات خود فرمود:این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی خورانده است".[3]
شاید به خاطر همین متون تاریخی و روایات بوده که برخی احتمال داده اند که پیامبر(ص) شهید شده و رسول خدا علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت نیز می باشد.[4]
از برخی متون دیگر استفاده می شود که مسمومیت پیامبر(ص) در جنگ خیبر علت اساسی برای مرگ پیامبر(ص) نبوده است، از این رو به طور قاطع نمی توان گفت حضرت شهید شده است؛ زیرا مسمومیت پیامبر(ص) در سال هفتم هجری بوده،[5] ولی رحلت پیامبر(ص) در سال 11 هجری اتفاق افتاده[6] و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر(ص) نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر بود، باید پیامبر(ص) بعد از مسمومیت از دنیا می رفت. از سوی دیگر آن گاه می توان چیزی را به ساحت مقدس پیامبر(ص) نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد، از این رو نمی توان گفت که پیامبر شهید شده است، زیرا که در استناد مرگ پیامبر(ص) به مسمومیت قطعی نیست.
از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که به طور قاطع نمی توان گفت پیامبر شهید شده است. نیز نمی توان گفت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، و این قسمت از تاریخ زندگانی پیامبر(ص) ابهام دارد.
در خصوص این که به پیامبر(ص) شهید گفته نمی شود، شاید بدان جهت باشد که مسایل تاریخی ابهام دارد و یا سند برخی از روایات اشکال دارد. طبیعی است چیزهایی را می توان به ساحت مقدّس پیامبر نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که مسمومیت، چقدر در رحلت پیامبر تأثیر گذار بوده؛ زیرا مسمومیت در سال هفتم هجری بوده، ولی رحلت پیامبر در سال 11 هجری اتفاق افتاده و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر(ص) بود، باید پیامبر بعد از مسمومیت از دنیا می رفت، همان گونه که «بشر بن براء» که از گوشت همان گوسفند خورده بود، فوت کرد.
نکته بسیار مهم اینکه :
در خصوص صحت و عدم صحت اقوال دربارة رحلت و یا شهادت پیامبر(ص) نمی توان قضاوت نمود، زیرا داوری دربارة مسایل تاریخی مبهم، مشکل است. از متون تاریخی استفاده می شود که پیامبر توسط زن یهودیه مسموم شده است. حال پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفت یا نه، مشخص نیست.
و برای مطالب بیشتر به آدرسهای زیر مراجعه کنید :
http://www.bibaknews.com/fa/pages/?cid=11302
http://moudeomam.com/pasokh-be-soalat-va-shobahat/porsesh-va-pasokh/4033-porsesh-va-pasokh.html
------------------------
منابع :
[1] فروغ ابدیت، ج 1- 2، ص 265؛ سیره ابن هشام، ج 3، ص 267؛ ابراهیم آیتی،تاریخ اسلام، ص 507.
[2] سیره ابن هشام، ج 3، ص 367 - 368.
[3] فروغ ابدیت، ج 1 - 2، ص 265 - 266.
[4] سیرة ابن هشام، ج 3، ص 367.
[5] فروغ ابدیت، ج 1،ص 265 - 266.
[6] همان، ص 508.
دوست گرامی
یکی از آسیب های مسایل تاریخی آن است که برخی از رخدادها ابهام دارد و از شفافیت لازم برخورد دار نیست ؛ از این رو قضاوت دربارة آن ها مشکل است. تاریخ زندگی پیامبر(ص) نیز از این قاعده مستثنا نیست و بخشی از آن فاقد شفافیت می باشد؛ از این رو دانشمندان سنی و شیعی در خصوص تاریخ ولادت ایشان اختلاف نظر دارند که دوازدهم ربیع الاول است و یا هفدهم آن.
یکی از مسایل دیگر که ابهام دارد، آن است که آیا حضرت به مرگ طبیعی از دنیا رفت و یا شهید شد ؟
در برخی از متون آمده است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود را به نام زینب فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت: ذراع گوسفند مطبوعترین عضو برای پیامبر است. زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذارد، احساس کرد مسموم است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می خورد، یعنی «بشر بن براء معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیلة ما را هم بر هم زدی، من با خود فکر کردم که اگر فرمانروا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی نمود.
ابن اسحاق گزارش می دهد: «رسول خدا در معرض وفات خود به «امّ بشر» دختر «براء بن معرور» که برای عیادت وی آمده بود گفت: از همان خوراکی که با برادرت در «خیبر» خورده، اکنون رگ دلم قطع می شود. بدین جهت مسلمانان رسول خدا را علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت هم می دانستند.
با توجه به مطالب مذکور باید گفت:
قضاوت در خصوص این که پیامبر اسلام(ص) به مرگ طبیعی از دنیا رفته و یا به شهادت رسیده، مشکل است. از برخی متون استفاده می شود که پیامبر(ص) در جنگ خیبر مسموم شد و همان مسمومیت زمینه مرگ پیامبر(س) را فراهم نمود. در خصوص مسمومیت پیامبر(ص) آمده است:"گروهی، زن یکی از اشراف یهود را به نام "زینب" فریب دادند که پیامبر را از طریق غذا مسموم سازد. نقشة وی از این قرار بود که آن زن، کسی را خدمت یکی از یاران پیامبر(ص) فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام کدام عضو گوسفند را بیشتر دوست می دارد. او در پاسخ گفت:ذراع ... زینب، گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت، و بیش از همه در ذراع آن سم داخل نمود و به عنوان هدیه خدمت پیامبر فرستاد. پیامبر نخستین لقمه ای را که به دهان گذاشت، احساس کرد مسموم است...".[1]
ابن اسحاق گزارش می دهد که پیامبر(ص) در مرض وفات خود فرمود:"اثر همان خوراکی (گوشت گوسفند) اکنون رگ دلم قطع می شود".[2]
آیت الله سبحانی می نویسد:"معروف این است که پیامبر در مرض وفات خود فرمود:این بیماری از آثار غذای مسمومی است که آن زن یهودی خورانده است".[3]
شاید به خاطر همین متون تاریخی و روایات بوده که برخی احتمال داده اند که پیامبر(ص) شهید شده و رسول خدا علاوه بر افتخارات نبوّت دارای مقام شهادت نیز می باشد.[4]
از برخی متون دیگر استفاده می شود که مسمومیت پیامبر(ص) در جنگ خیبر علت اساسی برای مرگ پیامبر(ص) نبوده است، از این رو به طور قاطع نمی توان گفت حضرت شهید شده است؛ زیرا مسمومیت پیامبر(ص) در سال هفتم هجری بوده،[5] ولی رحلت پیامبر(ص) در سال 11 هجری اتفاق افتاده[6] و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر(ص) نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر بود، باید پیامبر(ص) بعد از مسمومیت از دنیا می رفت. از سوی دیگر آن گاه می توان چیزی را به ساحت مقدس پیامبر(ص) نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد، از این رو نمی توان گفت که پیامبر شهید شده است، زیرا که در استناد مرگ پیامبر(ص) به مسمومیت قطعی نیست.
از آنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که به طور قاطع نمی توان گفت پیامبر شهید شده است. نیز نمی توان گفت به مرگ طبیعی از دنیا رفته است، و این قسمت از تاریخ زندگانی پیامبر(ص) ابهام دارد.
در خصوص این که به پیامبر(ص) شهید گفته نمی شود، شاید بدان جهت باشد که مسایل تاریخی ابهام دارد و یا سند برخی از روایات اشکال دارد. طبیعی است چیزهایی را می توان به ساحت مقدّس پیامبر نسبت داد که شبهه و ابهام نداشته باشد. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که مسمومیت، چقدر در رحلت پیامبر تأثیر گذار بوده؛ زیرا مسمومیت در سال هفتم هجری بوده، ولی رحلت پیامبر در سال 11 هجری اتفاق افتاده و این فاصله زمانی حکایت از آن دارد که مسمومیت عامل اصلی رحلت پیامبر نبوده است. اگر مسمومیت علت اصلی رحلت پیامبر(ص) بود، باید پیامبر بعد از مسمومیت از دنیا می رفت، همان گونه که «بشر بن براء» که از گوشت همان گوسفند خورده بود، فوت کرد.
نکته بسیار مهم اینکه :
در خصوص صحت و عدم صحت اقوال دربارة رحلت و یا شهادت پیامبر(ص) نمی توان قضاوت نمود، زیرا داوری دربارة مسایل تاریخی مبهم، مشکل است. از متون تاریخی استفاده می شود که پیامبر توسط زن یهودیه مسموم شده است. حال پیامبر(ص) در اثر مسمومیت از دنیا رفت یا نه، مشخص نیست.
و برای مطالب بیشتر به آدرسهای زیر مراجعه کنید :
http://www.bibaknews.com/fa/pages/?cid=11302
http://moudeomam.com/pasokh-be-soalat-va-shobahat/porsesh-va-pasokh/4033-porsesh-va-pasokh.html
------------------------
منابع :
[1] فروغ ابدیت، ج 1- 2، ص 265؛ سیره ابن هشام، ج 3، ص 267؛ ابراهیم آیتی،تاریخ اسلام، ص 507.
[2] سیره ابن هشام، ج 3، ص 367 - 368.
[3] فروغ ابدیت، ج 1 - 2، ص 265 - 266.
[4] سیرة ابن هشام، ج 3، ص 367.
[5] فروغ ابدیت، ج 1،ص 265 - 266.
[6] همان، ص 508.